انواع جو سازمانی و ویژگی­های آن

2-2-2-1- جو باز[1]

شکل بارز جو باز، عبارت از همکاری و احترام است که در میان مدیریت و کارکنانو جود دارد.این ترکیب بیانگر جوی است که در آن مدیر نسبت به پیشنهادهای کارکنان گوش می­دهد، از کارکنان غالباً: به طور صادقانه قدردانی کرده، به شایستگی حرفه­ای احترام می­گذارد (سیدعباسزادگان، 1382، 439).

دراین جو، کارکنان از روحیه­ی خوبی برخوردارند، بدون پرخاشگری و درگیری با هم کار می­کنند و خط مشی‌های مدیریت انجام وظیفه را تسهیل می­کند (میرکمالی، 1387، 113).

آن­ها به اندازه کافی برای غلبه بر مشکلات و ناکامی­ها انگیزه دارند آن­ها در واقع مشوق انجام دهنده­ی کارها و به تحرک در آوردن سازمان اختیار دارند، و از اینکه وابسته به سازمان هستند احساس غرور می‌کنند (فرخ‌نژاد، 1384).

در این جو مراودات بین اعضاء و مدیریت آزاد است و آزادی بیان، ارائه پیشنهاد‌ها و انتقادها رواج دارد (عسکریان، 1383، 61).

به طور کلی کارکنان سازمان‌ها با جو بازگرایش دارند که رفتار مدیر به عنوان شخصیت راحت و قابل‌درک و دارای وحدت، معبری بین نقش اداری او و شخصیتش بنگرند. چنین مدیری با حرارت و جدیت، خود را در ارتباط با کارکنان و دلسوز آن نمایش می­دهد، با تمام این صفات هنوز قدرت رهبری و کنترل و هدایت آنها را دارد. او دور از آن­ها نیست و احساس نمی­کند که احتیاجی هست که کارکنان را از نزدیک اداره و سرپرستی کند سازمانی با جو باز منحصراً محصور بین وظایف شغلی و انجام دادن کار یا ارضای نیازهای اجتماعی کارکنان نشده است. بلکه هر دوی آن­ها آزادانه بروز می­کند به طور خلاصه رفتار مدیر و کادر آموزشی هر دو معتبرند (اعتمادی اهری، 1385، 146).

گریس آرجریس می­گوید : که وظیفه رهبر یا مدیر ایجاد جو گرم سازگار یا متجانس است که در آن فرد بتواند با آزادی نسبی احساسات و عواطف و نگرش­های خود را بیان کند (میرکمالی، 1387، 286).

رفتار مدیر نمایانگر یگانگی لازم بین شخصیت او و انتظاراتی است که از نقش او به عنوان مدیر می‌رود، رفتار او بی‌شائبه و صادقانه است مدیر تلاش می­کند با رفتارش الگویی برای ایجاد انگیزش جهت انجام کارها باشد، هم اعمال کارکنان را مورد نقادی قرار می­دهد، و هم در صورت لزوم خارج از روشهای رسمی به رفع مشکل کارکنان می­پردازد. و سعی می­کند یار و مددکار آن­ها باشد (علاقه بند، 1382، 10-109).

 

2-2-2-2- جو کنترل ­شده[2]

اعضاء سازمان در چنین جوی در مورد کار محوله احساس سردرگمی نمی­کنند و وظایف غیرضروریکه مدیر بر کارکنان واگذار می­کند از طرف کارکنان احساس تحمیل تلقی نمی­شود، و احساس ارضای نیازهای اجتماعی کارکنان در چنین محیطی زیاد است. در مقابل احساس لذت از وجود روابط اجتماعی، دوستانه بین کارکنان زیاد است. و رفتار رسمی و غیرشخصی مدیر با اعضا زیاد است. و ازآمیزش با کارکنان اجتناب می‌کند. ایجاد انگیزش برای انجام رسانیدن کارها از طرف مدیر در حد متوسط دیده می‌شود. مدیریت چنین جوی از لحاظ رفتار انسانی پایین است یعنی مدیر با کارکنان رفتار انسانی کمتری دارد (علاقه بند، 1383).

در این جو مدیر از کارکنان کناره­گیری می­کند و ترجیح می­دهد دستورات را مکتوب کند و مسئولیت اندکی به کارکنان تفویض می­شود (میرکمالی، 1387، 13).

آنچه که برای مدیر مهم است انجام کار است و او سعی می­کند سازمان را فعال نگه دارد(فرخ­نژاد، 1384).

در این جو آزادی‌ها اعضا محدود است. ارتباطات بین مدیریت و اعضا آمرانه است (عسکریان، 1383، 61). پس این جو فاقد باز بودن یا سندیت و اعتبار رفتار است، زیرا گروه به طور کلی بی‌تناسبی مجذوب و محصور در انجام کارشده‌اند (اعتمادی اهری، 1385، 146).

 

 

2-2-2-3- جو خود مختار [3]

در چنین جوی افراد و اعضای سازمان نسبت به کار محوله کمتر سر درگمی احساس می­کنند. وظایف غیرضروری از طرف مدیر به اعضای سازمان کمتر تحصیل می­شود و احساس لذت از کار و احساس ارضای نیازهای اجتماعی کارکنان زیاد است و همچنین کارکنان از وجود روابط اجتماعی و دوستانه احساس لذت بیشتری دارند و مدیر در چنین جوی بیشتر رفتار رسمی و غیر رسمی دارد و از آمیزش با کارکنان دوری می‌کند (علاقه بند، 1383).

کارکنان تقریباً آزادی کامل دارند آن­ها به کار مشغول هستند و به آسانی به اهداف خود می­رسند کارمند مجبور نیست که هر بار که به وسایلی احتیاج دارد به مدیر مراجعه نماید. روحیه کارکنان بال است و کمی نیز فشار گروهی بین کارکنان وجود دارد اما این فشارها مانع نمی­شود که گروه­ها با هم کار نکنند. مدیر سعی می­کند سازمان را مانند شرکت تجاری و با روشی غیرشخصی اداره می­کند. او ملاحظه­گر است و تلاش می‌کند که نیازهای اجتماعی کارکنان را برآورده کند. مدیر سخت‌کوش سرمشق دیگران است. رفتار او اصیل و واقعی و قابل‌انعطاف است (فرخ‌نژاد، 1384).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   کنترل تعارض

این جو به میزان زیادی شخصی است اما تحت کنترل است. اعضا این سازمان نیازهای اجتماعی ­شان ارضا می­شود اما توجه نسبتاً کمی به کنترل اجتماعی به منظور تحقق وظیفه مبذول می­دارند از این رو نشاط به تنهایی تا حد زیادی بالا نیست زیرا اعضا گروه خشنودی کمی از انجام کار به دست می­آورند و بر این مبنی خیلی از رفتارها را در این جو نمی­توان اصیل تلقی کرد (اعتمادی اهری، 1385، 147).

 

2-2-2-4- جو پدرانه[4]

در چنین جوی، اعضاء سازمان در مورد کار محوله احساس سردرگمی زیادی دارند. رفتار مدیر بیشتر شامل صدور دستور و سرپرستی نزدیک و رسمی با کارکنان است. از لحاظ ملاحظه انسانی و رفتاری روابط مدیر با کارکنان در حد بال است. در چنین جوی اعضا سازمان با کارکنان در مورد وظایف غیرضروری از طرف مدیر، تحمیل احساس نمی­کنند و کارکنان احساس ارضای نیازهای اجتماعی نمی­کنند. و چون در مورد نیازهای اجتماعی خشنودی کمی به دست می­آورند به همین خاطر همکاری میان اعضا پایین است (اعتمادی اهری، 1385، 147).

 

 

2-2-2-5-جو بسته[5]

جو بسته به معنی آن تیتز جو باز است. مدیر و کارکنان در ظاهر مشغول کار خود هستند مدیر کارهای مشغول کننده غیرضروری را مورد تأکید قرار داده (محدودیت زیاد) و کارکنان نیز حداقل عکس‌العمل را داشته و تعهد به کار کمی نشان می­دهد (تظاهر به اشتغال زیاد) رهبری غیر اثربخش مدیر به عنوان کنترل‌کننده و خشک و غیر حساس مشاهده می­شود (سیدعباس زادگان، 1382، 441).

در این جو کارکنان بی‌قید بوده و تمایل به همکاری گروهی ندارد در نتیجه گروه در حداقل تشکیل خود به سر می­برد کارکنان طبق دستور عمل می­کنند و از این رو انجام وظیفه از سوی آنان بیشتر به منظور رفع تکلیف است و آنان احساس می­کنند طرز اداره سازمانی ا سازمان مشکلاتی را برای آن­ها به وجود می‌آورد. و وظایف تحمیل ‌شده به جای تسهیل کار مانع و مزاحم انجام وظایف اصلی آنان می­شود. مدیر از آمیزش با کارکنان اجتناب می­ورزد و طبق مقررات عمل می­کند، و بر بعد ساختار تأکید می­ورزد. و از کارکنان زیردست خود فاصله می­گیرد. رضایت شغلی پایین و ترک شغلی زیاد است (میرکمالی، 1387، 115).

 

2-2-2-6- جو آشنا یا دوستانه[6]

سر در گمی فرد یا گروه سازمان در چنین جوی زیاد است افراد در خصوص کار محوله احساس سردرگمی بیشتری می­کنند. احساس تحمیل در خصوص وظایف غیرضروری از طرف مدیر به کارکنان کم است. نیازهای اجتماعی کارکنان به طور متوسط ارضا می­شود. همچنین تا حدودی اعضاء از موفقیت در کار و فعالیت احساس لذت می­کنند روابط اجتماعی دوستانه بین کارکنان زیاد است و کارکنان به راحتی می‌توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند. در چنین محیطی رفتار رسمی و غیرشخصی مدیر کم می‌باشد و از آمیزش با کارکنان اجتناب نمی­کند. احساس لذت از کار و احساس ارضای نیازهای اجتماعی کارکنان زیاد است و همچنین کارکنان از وجود روابط اجتماعی دوستانه احساس لذت بیشتری دارند(میرکمالی، 1387، ص۱۱۴).

مدیر اعتقاد دارد که همه عضو گروه هستند او سعی ندارد کاری کندکه به احساسات اعضا آسیب برسد. می‌خواهد هرکس احساس کند عضوگروه است و تفاوتی با دیگران ندارد او به عنوان راهنما پیشنهاد می‌کند که چگونه باید کار انجام شود و تأکید بر تولید ندارد(فرخ‌نژاد، 1384)

[1]OpenClimate

[2]Controlledclimate

[3]Autonomousclimate

[4]Paternal Climate

[5]Closed Climate

[6]Familier Climate