انواع کار آفرینی :

تاکنون طبقه بندی‌های مختلفی از کارآفرینی توسط محققان مختلف صورت گرفته است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود :

الف – اسمیت[1] بر اساس شخصیت‌، زمینه‌های اجتماعی و رفتاری دو نوع کارآفرین را مورد شناسایی قرار داده است که شامل کار آفرینان افراز مند و کارآفرینان فرصت طلب می باشند.

کارآفرینان افرازمند : معمولاٌ از زمینه های کاری یقه آبی (کارگران سطوح عملیاتی) می آیند و دارای تسهیلات و تجربه مدیریتی محدودی هستند. آنها کار فنی را به کار مدیریتی ترجیح می دهند. چنین کارآفرینانی عموماً از سطح پائینی از آگاهی اجتماعی و مشارکت اجتماعی برخوردارند و مهارت های ارتباطی متقابل شخص پایین تر از متوسط دارند و متمایل به اجتناب از ارتباطاند این گروه از کارآفرینان معمولاٌ از سبک مدیریتی اتوکراتیک و یا پدرسالارانه استفاده می کنند و تفویض اختیار نمی کنند. چنین کارآفرینانی دوست ندارند که ریسک کنند و معمولاً فاقد انعطاف پذیری و اعتماد به نفس هستند.

کارآفرینان فرصت طلب : با سطح عالی تحصیلات و تنوع وسیعی از تجربیات کاری تشخیص داده می‌شوند. آنها تمایل دارند که دارای زمینه های اجتماعی طبقه متوسط باشند. چنین کارآفرینان از سبک مدیریت نا متمرکز استفاده می کنند و موافق با ارزیابی هستند. کارآفرینان فرصت طلب سطح بالایی از آگاهی اجتماعی دارند و از مشارکت اجتماعی بالایی برخوردارند. آنها گرایش زیادی به سمت اینده (با توجه به رویداد های بازار و اقتصاد ) و نرخ رشد سازمان‌شان دارند. سود کسب و کار، درآمد شخصی (برای کسب و کارهای تجاری) و رشد سازمان، معیارهای موفقیت آمیز برای کارکنان فرصت گراست.

ب – در یک مطالعه مشابه، باردن در سال 1997 میلادی، همان نتایج را دریافت‌، اما به جای کارآفرینی افرازمند و فرصت گرا از سرپست و مدیر استفاده نمود.

ج – جانجا[2] با توجه به میزان فعالیت کارآفرینی انواع مختلف کارآفرینی را به پنج دسته تقسیم می کند:

  • کارآفرینی اجرایی : در این نوع کارآفرینی، توسعه تولیدات، فرایند ها و شیوه های جدید یا توسعه ی موارد موجود اولویت بالایی دارند و به عنوان سرمایه گذاری جدید میان پرسنل فنی – علمی و مدیران – مجریان محسوب می شوند. مدیریت باید منابع و امکانات را حفظ کنند و تکنسین ها باید برای ایده های جدید تلاش نمایند، فرهنگ برای نوآوری ارزشی به مراتب بالاتر از شرایط بروکراسی قائل است. کارآفرینی شامل مشخص نمودن کمبودها، کمک و توسعه است.
  • کار آفرینی فرصت طلبانه : این رویکرد بر ارزیابی و گسترش نوآوری های تکنولوژیکی داخلی و خارجی تاکید دارد. وجود یک محصول برتر نشانه رویکردی فرصت طلبانه در قبال کارآفرینی است.
  • کارآفرینی اکتسابی : در این مورد، کارافرینی از طریق اکتسابی توانایی های فنی دیگر شرکت ها به صورت همکاری، مشاوره ای و یا انعقاد قرارداد با آنها انجام می گیرد تا به دستاوردهای تکنولوژیکی آنها دست یابد.
  • کارآفرینی مقدماتی : در این رویکرد نوآوری محدود به تقلید یا تغییرات ساده در بسته بندی یا طراحی است.
  • کارآفرینی پرورشگاهی : این امر نیازمند ایجاد واحد های نیمه مستقل در شرکت های موجود برای اندیشیدن، آغاز کردن و تقویت شرکت های جدید است. با توجه به ریسک بالای نوآوری در فعالیت تجاری، واحد های نیمه مستقل به کارآفرینی درون سازمانی کمک می کنند. (مقیمی، 1383)

از میان دسته بندی های مختلفی که در خصوص کارآفرینی به عمل آمده است، تقسیم بندی کورنوال و پرلمن کاربردهای بیشتری در حوزه مدیریت دارد:

  • کارآفرینی فردی[3] ؛
  • کارآفرینی درون سازمانی[4] ؛
  • کارآفرینی سازمانی یا سازمان کارآفرینانه[5] (شاه حسینی، 1383)
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مهم ترین  نکات مصرف قهوه و کافی میکس برای مطالعه کنکور و امتحان

کار آفرینی فردی : تشخیص اینکه کارآفرینان چه کسانی هستند و باید چه کاری انجام دهند تا کارآفرین نامیده شوند، نقطه ثقل مباحث متعددی بوده است. در حقیقت اکثر افرادی که کارافرین نامیده می شوند، خودشان را شایسته این نام می دانند یک کارآفرین ایالات مرکزی آمریکا که در برابر گروهی از کارکنان آینده سخن می گفت تا آنجا پیش می رفت که بیان کرد هیچ چیزی به عنوان کارآفرین وجود ندارد. دلیل این امر ریشه در این تعریف ساده دارد که کارآفرینی مفهومی ساده نیست. کارآفرینی مشکل‌های بسیاری دارد و مشخص کردن این امر که وظیفه یک کار آفرین چیست، واقعا دشوار است. مخترعان، وکلا، تجار، آموزش دهنگان و پزشکان مهم می توانند کارآفرین باشند. اگر توجه ما از اینکه کارآفرین کیست به این منتقل شود که کارآفرین چه کاری انجام دهد آنگاه تعریف کارآفرینی روشنتر می شود. رونستات فراآیند کارآفرینی را ایجاد ثروت می داند با این تعریف وظیفه شناخت یک کارآفرین به مراتب ساده تر می شود. کارآفرین فردی است که یک سازمان مستقل را تاسیس یا اکتساب کرده یانمایندگی آن را کسب می کند. در واقع کارآفرین فردی حالتی است که فردی کسب و کار مستقلی را ایجاد می کند یا نمایندگی آن را از طریق شناسایی فرصت و بسیج منابع و امکانات لازم به دست می آورد و تمرکز او بر نوآوری توسعه فرایند، ایجاد محصولات یا خدمات جدید است. لذا می‌توان گفت کارآفرین فردی فرایندی است که در آن فردی با اتکای به منابع مالی غالبا شخصی و متکی بر ویژگی های شخصیتی نظیر فعالیت‌، ریسک پذیری و اهل عمل بودن اقدام به تأسیس یک کسب و کار جدید می نماید و آنرا تا رسیدن به موفقیت هدایت می کند. (همان منبع)

کارآفرینی درون سازمانی : کارآفرینی درون سازمانی، مسئولیت به ثمر رساندن یک خلق نوآورانه دردرون سازمان است‌. به عبارت دیگر‌، کارآفرینی درون سازمانی فرایندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نو آوری شده از طریق ابقاء و ایجاد فرهنگ کار آفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده به ظهور می‌رسند. (همان منبع) می توان گفت این نوع کارآفرینی شامل پرورش رفتار کارآفرینانه در سازمانی است که قبلا تأسیس شده و فرایندی است که محصولات (خدمات) یا فرایندی نوآورانه با خلق فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان ایجاد می شود. در این نوع کارآفرینی، یک شرکت یا سازمان محیطی را فراهم
می سازد تا اعضا بتوانند در امور کارآفرینی مشارکت کنند و طی آن محصولات یا خدمات یا فرایندهای نوآورانه از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینانه به ظهور می رسند. (مقیمی، 1387 )

کارآفرینی سازمانی : می‌توان گفت کارآفرینی سازمانی به معنای اجرای فرآیند کارافرینی در داخل سازمان و با استفاده از خصوصیاتی همچون روحیه پشتکار، ریسک پذیری ؛ خلاقیت و نوآوری می باشد که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبدیل به موتور توسعه آن می گردند‌. به عبارت دیگر‌، کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد یک سازمان به ایجاد و مصرف محصولات جدید‌، فرایند های تازه و نظام سازمانی نوین است. تفاوت کارآفرینی درون سازمانی و کارآفرینی بیرون سازمانی در این است که در اولی یک فرد سر منشا نوآوری و تحول و کارآفرینی سازمانی می شود، اما در دومی تمامی اعضای شرکت و سازمان دارای روحیه کارآفرینی می باشند. این روحیه نوآوری در جاجای سازمان وجود دارد. (شاه حسینی، 1388)

[1] Esmeatt

[2] Janja

[3] individual entrepreneurship

[4] intrapreneurship

[5] entrepreneurial organization