با توجه به شعار«داوران نیزانسان هستند» همیشه این امکان وجود دارد که مربیان، معلین ورزش، مدیران تیم، مسئولین ورزشگاه، کمک مربیان، داوران و سایر کارکنان ورزشی نیز در زمرۀ مستخدمین به حساب بیایند و این زمینۀ مناسب که آنها هم بتوانند خسارات ناشی از صدمات مربوط به شغل خود را با استناد به قانون جبران خسارت کارکنان به دست آورند، فراهم آید. در مورد کمک مربیان، مسئول کمکهای اولیه و داوران، معمولاً چنین استدلال می شود که آنها فی نفسه مستخدم نیستند بلکه مقاطعه کارانی مستقلند؛ لذا تحت پوشش قانون جبران خسارت کارکنان قرار نخواهند گرفت. امّا نکته اساسی، تشخیص این مسأله است که چه کسی حق کنترل جزئیات اقدامات دیگران را دارد.

به عبارت دیگر قوه قاهره یا حادثه غیرمترقب، حادثه مجهولی است که از فعالیت هیچ کس ناشی نمی گردد. اغلب اوقات قوه قاهره به قدرتهای طبیعی ازقبیل طوفان، سیل، زمین لرزه و غیره، اطلاق می شود (مشیل لورسا، ۱۳۷۵). قوه قهریه باید حادثه ای غیر قابل پیش بینی باشد. اگرمدعی علیه قادر به پیش بینی آن باشد باید برای پیشگیری از آن تدبیری اتخاذ کند. غیرقابل پیش بینی بودن مستلزم بروز حادثه ای نیست که هیچ گاه اتفاق نیفتاده باشد. فقط بایددلیل خاص برای آن که وقوع حادثه ای رابیندیشد وجود نداشته باشدو این مفهوم قوه قهریه قابل تعول است (حسینی نژاد، ۱۳۸۹). همچینین قوه قهریه باید حادثه ای غیرقابل دفع باشد یعنی اجرای تعهدی که مسئوول موظف به اجرای آن می باشد مطلقاً غیرممکن سازد. غیرقابل دفع بودن وفتی موثراست که درموردهمه صدق کند زیرا اگر اجرای قرارداد فقط برای خوانده غیرممکن گردد وی مکلف است شخص دیگری را بجای خود، برای اجرای قرارداد تعیین کند و در نهایت قوه قهریه باید حادثه ای باشد که به شخص و یاشیء متعلق به کسی که به آن استناد می کند ارتباط نداشته باشد. درصورتی که قوه قاهره، بدون تقصیر و بی احتیاطی و دخالت انجام دهنده فعل زیانبار دروقوع فعل زیانبار یا تحقق ضرر دخالت نماید، رابطه­ سببیت بین فعل زیانبار و ضرر وارده از بین می رود و ضرر عرفاً به قوه قاهره مستند می شود بنابراین نمی­توان عامل یا عاملین فعل زیانبار را مسئوول تلقی نمود. زیرا باخالت قوه قاهره عمل عرفاً به آن استناد پیدا می کند وروشن است که انجام دهنده فعل زیانبار در صورتی مسئوول است که فعل به او استناد داشته باشد به همین دلیل در ماده ۳۴۳٫ ق. م. مقرر شده است.

«هرگاه در اثریکی از عوامل طبیعی سیل وغیره، یکی از چیزهای فوق حادث شود وموجب خسارت گردد هیچ کس ضامن نیست»

همچنین در تبصره ماده۳۳۷قانون مجازات اسلامی در مورد خسارت ناشی از تصادف دو یا چند اتومبیل بر اثر قوه قهریه مقرر شده است:«در صورتی که بر خورد وسیله نقلیه خارج از اختیار راننده ها باشد مانند آن در ریزش کوه یا طوفان و دیگر عوامل قهری تصادم حاصل شود هیچ گونه ضمانی در بین نیست».

پایان نامه حقوق: مسئولیت مدنی مربیان ورزشی

پایان نامه بررسی ماهیت و موانع و مزایای ثبت قراردادهای ورزشی به صورت رسمی و عادی

پایان نامه درباره:مسئولیت مدنی و انتظامی باشگاه­ها و مؤسسات ورزشی در حقوق ایران و کشورهای اروپایی

در خصوص مربیان ورزش نیز می توان گفت مثلاً در آموزش اسب سواری مربی در انتخاب نوع اسب توسط کار آموز دقت کافی نماید و اسبی برای او انتخاب شود که هیچ گونه مشکلی ندارد ولی در حین تمرین اسب سواری به علت وقوع زلزله اسب رام کند و موجب شود ورزشکار صدمه ببیند به نظر می رسد مربی هیچ گونه مسئولیتی ندارد ولی اگر مربی قبل از قوه قهریه (زلزله) دچار تقصیر و کوتاهی شده و در نوع اسب دقت کافی نداشته و اسبی انتخاب کند که سرکش است و با بروز کوچکترین صدایی این سرکشی در اسب پدیدار شود و سبب صدمه دیدن سوارکار شود مربی در این صورت مسئول می باشد و باید جبران خسارت نماید.

 

۳-۲-۲- قبول خطر

طبق این قاعده دونفر (خواهان وخوانده دعوا) در خصوص انجام عمل مستوجب خسارت توسط یکی برعلیه دیگری توافق ضمنی یا صریح می نمایند که زیان دیده از عمل مورد توافق نتواند برای مطالبه خسارت ناشی از انجام عمل مزبور طرح دعوا نماید. که از این قاعده به پذیرش ارادی یا رضایت مندانه خطر یاد مشود که در صورتی که خوانده بتواند به صورت موفقیت آمیز به آن استناد کند به طور مطلق روند اثبات دعوای خواهان میشود.

آموزۀ قبول خطر در مسا ئل ورزشی تاریخچه ای طولانی ومتشتت دارد. قبول خطر را می توان چنین تعریف کرد:پذیرش ارادی، صریح یا ضمنی خطریی که شناخته شده و مورد ارزیابی قرار گرفته اند.

بنابراین کسی که خطر ناشی از رفتار غیر را می پذیرد، در صورت تحقق ضرر و زیان، نمی تواند مطالبۀ خسارت کند. در صدمات ورزشی، خواهان که معمولاًیکی از بازیکنان یا تماشاگران است خطرهای عادی بازی را قبول می کند ولی با وجود این، خطر صدمات ناشی از قصور در انجام وظیفه ای را که برگزارکنندۀ مسابقات یا مسئول ورزشگاه در قبال او دارد نمی پذیرد. در این موارد خسارات صدمات ناشی از تقصیر آنها قابل جبران خواهد بود. وظیفۀ مذکور شامل مراقبت متعارف در مورد ساختمان، نگهداری و مدیریت امکانات با توجه به شخصیت و رفتار متداول ارباب رجوع مدعو است، ولی نباید انتظار داشت که مسئول ورزشگاه بیمه گر ایمنی خواهان است. برای جبران خسارت صدماتی که در صحنۀ ورزش واقع می شود. بازیکن یا تماشگر باید ثابت کند که«فعل خاص یا ترک فعل مشخصی ناقض وظیفه مراقبت محوله به خوانده بوده و این نقض وظیفه سبب اصلی صدمه گردیده است».

مقاله - متن کامل - پایان نامه

برای مثال، داره کنندگان پارکهای بیس بال حرفه ای ملزم خواهند بود که جایگاهها را با نصب توری حفاظت کنند وتعداد آنها باید معادل تعداد تماشاگرانی باشد که به طور متعارف انتظار می رود در روزهای عادل متمایل به استفاده از این گونه جایگاهها هستند و کوتاهی در انجام این وظیفه می تواند موجود تقصیر شود ومدیر مربوط را باتوجه به دلایل، مسئول جبران خسارت تماشاگران مصدوم کند. به طور کلی رویه جنین است که هر تماشاگری که شناخت کافی از بازی دارد ومحل حفاظت نشده ای را برای تماشا انتخاب می کند. خطر صدمات ناشی از توپمای پرتاب شده یا توپهایی راکه در بیس بال باچوب بازی به آنها ضربه زده می شود قبول می کند وبه طور معمول نمی تواند درصورت وقوع حادثه، جبران خسارت رامطالبه کند.

قبول خطر به طور رسمی با ضرب­المثل کاردوزومبنی بر اینکه «شخص ترسو باید در خانه بماند» تکوین یافت، ولی در سال­های اخیر این فرضیه بزرگ وبی همتا دچار تعدیل های چشمگیری گردیده است.

در حوادث ورزشی، مربیان برای مثال می توانند قبول کنندکه بازیکن فوتبال می داند که اگر ازسرخود برای شکستن خط دفاعی حریف استفاده کند احتمالاًصدمه خواهد دید. هربازیکن فوتبال مواظف است از مربی خودمسایلی را که برای او روشن نیست بپرسد و مربیان نیز حق دارند که فرض کنند بازیکنان آنها دارای هوش و اطلاعات کافی درحد یک مرد جوان متعارف هستند. بنابراین به استناد احکام صادره، مربیان می توانند فرض کنند که هر بازیکنی در فوتبال از امکان مصدوم شدن در صورتی که از سر خود به عنوان نیزه یا دژکوب استفاده کند وقوف دارد.

یکی ازمهمترین ارکان قبول خطر آن است که شما صرفاً پذیرای خطرهای تفکیک ناپذیر ازآن ورزش خواهیدبود؛پس خطرهایی که نه ذاتی ونه قابل پیش بینی است مورد قبول نخواهد بود؛مانند موردی که سوارکار حرفه ای به دلیل انحراف اسب از مسیر مسابقه مجروح گردید و علت آن بی مبالاتی درنصب دروازۀ خروجی شناخته شد. حکم دادگاه حاکی از این بود که وی خطر مورد نظر را نپذیرفته؛زیرا از خطر ذاتی آن ورزش آگاه نبوده است.

همچنین هیچکس نمی تواند خطر ناشی از تقصیر دیگری را پذیرا باشد؛مانند مسافری که در یک قایق تفریحی به گشت مشغول بود و در نتیجۀ چرخش بسیار سریع قایق به سمت چپ، بدون کاستن از سرعت خود به طور ناگهانی متوقف و صدماتی به وی وارد شد. دادگاه مسافر را پذیرای خطرناشی از تقصیر رانندۀ قایق ندانست. به طور کلی هیچکس خطر ناشی از تقصیر غیر را قبول نمکی کند؛لذا در موردی که صدمه نتیجۀ بی مبالاتی داور کشتی باشد، نمی توان قائل به قبول خطر رفتار خطای داور از سوی کشتی گیر مجروح شد (والترتی، ۱۳۸۸).

 

 

۳-۲-۳- تقصیر زیان دیده

کسی که به عنوان خوانده دعوی مورد تعقیب قرار می گیرد در صورتی که ثابت کند خسارت وارد شده ناشی از فعل شخص ثالث و یا ناشی از فعل زیان دیده است می تواند از مسئولیت معاف گردد (میشل لورسا، ۱۳۷۵) در این خصوص نیز مثلاًچنانچه اسکی بازی ناشی و بی تجربه بدون توجه به تذکرات مربی خود در هنگام مسابقه با یک اسکی بازی حرفه ای و به علت انحراف دچار آسیب و خسارت شود به علت اینکه مربی تذکرات لازم جهت عدم شرکت در این مسابقه مسئولیت متوجه مربی نمی باشد و با توجه به اینکه شخص سوم (اسکی باز حرفه ای) هم در بروز صدمه دخالتی نداشته مسئول جبران خسارت نمی باشد.

چنانچه شخصی با وجود اطلاع و احوال به استقبال خطر رود در واقع نتایج خطر را پذیرفته است، هرچندکه طرف مقابل مقصر نباشد؛اگرتقصیر خواهان سبب اصلی صدمه باشد، او از دریافت خسارت محروم خواهد بود و این همان آموزۀ تقصیر زیان دیده است. در یک باشگاه تندرستی، لغزش وسقوط یکی از اعضا روی یک جسم خارجی موجود در دوش، با توجه به اینکه وی قبل از این حادثه به دفعات از امکانات باشگاه استفاده کرده و در مورد لغزندگی، آلودگی و کثیف بودن دوشها مطالبی را شنیده بود، به عنوان تقصیر زیان دیده تلقی گردید؛زیرا خود را با بی توجهی درمعرض خطر مشهود قرار داده بود بدون اینکه تا آن زمان اعتراض کرده ویا از شرایط دوشها درآن در اطمینان حاصل کرده باشد. به طور کلی مسألۀ تقصیر زیان دیده و تصمیم در مورد آن در صلاحیت هیأت دادگاه است.

با استناد به آموزۀ تقصیر زیان دیده می­توان جبران خسارت نا شی ازصدمات وارده بر شخص راکه در نتیجۀ تقصیردیگری به وی تحمیل گردیده، منتفی دانست، مشروط بر اینکه شخص مصدوم در تحقق صدمه نقش اصلی را ایفا کرده باشد.

در مورد اطفال به عنوان مثال این سؤال مطرح می شود که آیا طفل را می توان مقصر در زیان وارده به خود تلقی کردو یا به عبارت دیگر آیا آموزۀ تقصیر زیان دیده براطفال شمول دارد یانه. در پاسخ به این پرسش باید به سه موضوع مجزا توجه شود:صلاحیت طفل در انتساب آموزۀ تقصیر زیان دیده به وی، ضابطۀ مراقبتی قابل اعمال درمورد طفل و تطبیق طفل با معیار های مراقبتی قابل اجرا.

به طور خلاصه، تقصیرزیان دیده عبارت است از رفتاری پایین تر از معیارهایی که خواهان باید به منظور حفاظت خود به کارگیرد و سببی است مؤثر در صدمات وارده. تقصیرزیان دیده در اکثر موراد متضمن قصور خواهان در توجه به خطر و ارزیابی آن است ولی باوجود این، فقدان توجه را نمی توان به عنوان تقصیر زیان دیده تلقی کرد.

 

۳-۲-۴- تقصیر شخص ثالث

معیاری که در مورد مسئولیت مربیان در برابر ورزشکاران گفته شد، با تغییر مناسب در توصیف مبنا، دربارۀ مسئولیت آنان در برابر ثالثی که از فعل ورزشکاران صدمه می بیند نیز قابل اعمال است: تفاوت، ناشی از این تغییراست که مسئولیت در هر حال قهری است نه قرار دادی.

۱-درفرضی که ورزشکار در شرایطی است که دستورهای مربی را اجرا می کند و موضعی انفعالی دارد، باید او را همانند کارگری شمرد که به دستور یا هدایت کارفرما به دیگران ضرر می زند و سبب اقوی از مباشر و مسئول جبران خسارت است (مادۀ ۳۳۲قانون مدنی ومادۀ۱۲قانون مسئولیت مدنی) مگر این که ثابت کندتمام احتیاط های ضروری را رعایت کرده یا علت خارجی و احتراز ناپذیر آن به بار آورده است:به عنوان مثال، اگر نوآموز رانندگی در مسابقه های اتومبیل رانی خسارتی به دیگران زند، باید مربی را مسئول شمرد. همچنین، اگر کودکی که در حال آموختن شنا است طفلی را که در حال شنا است به زیر آب کشد و صدمه زند، مربی را باید مسئول شمرد، هرچند که در بعضی شرایط کودک هم ضامن باشد.

۲-فرضی که ورزشکار در سطحی است که تنها با نظارت و هدایت عمومی مربی تمرین می کند، مربی در صورتی مسئول است که غفلت و تقصیر او ثابت شود. در این فرض نیز، هیچ رابطۀ قرار دادی مربی واشخاص خارجی را به هم مربوط نمی کندو در نتیجه، مربی درصورتی مسئولیت دارد که اضرار مستند به تقصیر او باشد. منتها، در فرض نخست، امارۀ تقصیر ناشی از اوضاع و احوال، زیان دیده را از اثبات آن معاف می کند و بار اثبات بی تقصیری (رعایت احتیاط های لازم به عنوان چهرۀ مثبت آن) به دوش مربی قرار می گیرد. ولی در این فرض، که اماره ای دربارۀ تقصیر مربی وجود ندارد، قواعد عمومی اجرا می شود و اثبات تقصید برعهدۀ زیان دیده است.

بدین ترتیب، مسئولیت مربی درهرحال مبتنی بر تقصیر است، جز این که در مرحلۀ اثبات، گاه به دلیل شرایط و اوضاع و احوال و حدود اختیار و انتخاب ورزشکار، اثبات تقصیر به اماره صورت می پذیرد و نیاز به دلیل اضافی ندارد.

مادۀ ۷ قانون مسئولیت مدنی هم که تقصیر مواظبت کودک ودیوانه را شرط مسئولیت او اعلام می کند با تحلیلی که پیشنهاد شد تعارض ندارد. در این ماده می خوانیم:

«کسی که نگاهداری یا مواظبت مجنون یا صغیر، قانوناً یا برحسب قرارداد، به عهدۀ او می باشد، در صودت تقصیر در نگاهداری یا مواظبت، مسئول جبران زیان وارده از ناحیۀ مجنون یاصغیر می باشد.. . »

این حکم ناظر به مواظبت کننده از محجور است و این مفهوم مخالف را ندارد که مربی رشید و عاقل هیچ مسئولیتی ندارد. به طور معمول، تنها محجور نیاز به نگاهدارنده و مواظبت دارد و قید حکم قانون نیز مبتنی بر این غلبه و شیاع عرفیاست. ولی مسئولیت حرفه ای مربی را که به نوآموزی، همچون کودکان آن حرفه و فنون ورزشی را می­آموزد، نفی نمی کند. حتی از راه قیاس یا وحدت ملاک می توان حکم مادۀ ۷ را مؤید مسئولیت مربی شمرد. (کاتوزیان، ۱۳۹۱).

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *