تحقیق با موضوع
قیمت بازار، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام پایان نامه ها

مشتمل بر ترکیبی از اطلاعات ترازنامه و صورت سود و زیان هستند.
۲-۶-۴. نسبتهای مربوط به مدیریت بدهیها57
این نسبتها نشان میدهند که یک شرکت چطور از وجوه نقد افراد جهت منافع خود استفاده میکند(لَشِر 2008: 87). به بیان دیگر نشاندهنده میزان بدهی(برِلی و همکاران 2001: 135) و سنجشی از میزان اهرم مالی استفاده شده توسط شرکت هستند(138). از جمله این نسبتها میتوان به نسبت بدهی، پوشش بهره، پوشش وجه نقد و پوشش مخارج ثابت اشاره کرد.

۲-۶-۵. نسبتهای سودآوری58
نسبتهای سودآوری از مهمترین معیارهای اندازهگیری موفقیت شرکت در کسب سود هستند به نوعی که، این نسبتها میزان توانایی ایجاد سود یک شرکت را بر مبنای فروش، حقوق صاحبان سهام و داراییهای آن ارزیابی میکنند(دیلِن و همکاران 2013: 3970). همچنین این نسبتها نشاندهنده تأثیرات ترکیبی از نقدینگی، مدیریت داراییها و بدهیها روی نتایج عملیاتی هستند)اِرهارت و بیرگِم59 2011: 98( و از این جهت برای تمامی استفادهکنندگان حائز اهمیت شایانی هستند. از جمله این نسبتها میتوان به نسبت بازده فروش، بازده دارایی،نسبت بازدهی ارزش ویژه( بازده حقوق صاحبان سهام ) اشاره کرد.

۲-۶-۷. نسبتهای قیمت بازار60
این نسبتها یک راه اندازهگیری برای ارزش سهام یک شرکت نسبت به سهام دیگر شرکتها است(اِرهارت و بیرگِم 2011: 100). از آنجا که قیمت سهام منعکس کننده سودآوری شرکت، ریسک شرکت، کیفیت مدیریت و بسیاری از فاکتورهای دیگر است، میتوان گفت این نسبتها شامل معیارهایی هستند که مبتنی بر ارزیابیهای متفاوت از اکثر جنبههای عملکردی یک شرکت است. از جمله این نسبتها میتوان به نسبت قیمت بازر هر سهم به سود هر سهم، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام(قیمت بازار هر سهم به ارزش دفتری هر سهم) ، بازده درآمدی هر سهم و قیمت بازار هر سهم اشاره کرد.

۲-۷. معیارهای اقتصادی، ارزیابی عملکرد مالی
معیارهای اقتصادی از آن جهت که بر مبنای سود اقتصادی محاسبه میشوند در مقابل معیارهای حسابداری که بر مبنای سود حسابداری محاسبه میشوند قرار دارند. مفهوم از سود اقتصای به این معنا است که وقتی شرکتها میخواهند سود خالص(بر مبنای حسابداری) محاسبه کنند ابتدا با درآمد شروع و سپس هزینههای از قبیل هزینه حقوق و دستمزد، مواد اولیه، سربار، مالیات را از آن کسر می کنند. اما یک هزینه وجود دارد که معمولاً کسر نمیشود و آن هزینه سرمایه61 است(برِلی و مِیِر 2003: 322) یعنی درست مثل اینکه شرکتها اجازه دارند استهلاک را برای داراییهایی که توسط سرمایهگذاران تأمین مالی شده، را نیز محاسبه نمایند که در تعریف کلی میتوان سود اقتصادی را به مفهوم سود خالص با در نظر گرفتن هزینه سرمایه دانست. همچنین از جمله معیارهای اقتصادی که در ارزیابی عملکرد مالی استفاده میشود میتوان به معیار ارزش افزوده اقتصادی و معیار ارزش افزوده بازار اشاره کرد.
۲-۸. معیارهای سودآوری شرکت
همان طور که درابطه با نسبتهای سود آوری اشاره شد معیارهای از قبیل بازده فروش، بازده دارایی، نسبت بازدهی ارزش ویژه ، سود هرسهم و سود تقسیمی هر سهم مورد توجه استفاده کنندگان است که هریک از این نسبتها شرکتها را از جنبه های مختلف سوآوری مورد سنجش قرار میدهد .
بازده فروش62
بازده فروش عبارت است از نسبت سود خالص به فروش خالص. این نسبت یکی از معیارهای بنیادی در سودآوری کلی یک شرکت است که میتواند درک بهتری را از توانایی مدیریت در کنترل اقلام درآمد و هزینه صورت حساب سود و زیان نشان دهد(لَشِر 2008: 90 )، با این تفسیر که بازده فروش برابر با میزان سود عملیاتی است که به ازای هر دلار(ریال) فروش بدست میآید (بادی63 و همکاران 2011: 635).
“سود خالص” /”فروش خالص” “بازده فروش=”

بازده دارایی64
بازده دارایی عبارت است از نسبت سود خالص به مجموع داراییها. این نسبت میزان تأثیر داراییها در جهت ایجاد سود را اندازهگیری میکند، بطوریکه این نسبت درآمد هر دلار(ریال) از داراییها را نشان میدهد(راس65 و همکاران 2003: 102). البته در تفسیر میزان این معیار باید توجه داشت که بالا بودن این نسبت به این معنی نیست که شرکت با خرید دارایی جدید بازده بیشتری از آن میتواند بدست آورد و بالعکس پایین بودن این نسبت دلالت از این ندارد که استفاده دارایی در جای دیگر بهتر است(برِلی و همکاران 2001: 143).

“سود خالص” /”مجموع داراییها ” “بازده دارایی=”

نسبت بازدهی ارزش ویژه66
نسبت بازدهی ارزش ویژه(بازده حقوق صاحبان سهام) عبارت است از نسبت سود خالص به حقوق صاحبان سهام(میانگین67، ابتدا68 یا انتها)، این نسبت یکی از دو فاکتوری است که در مشخص کردن نرخ رشد درآمدهای شرکت است(بادی و همکاران 2011: 633)، که مدیران مالی و تحلیلگران از آن برای ارزیابی بازده سرمایهگذاری شرکت از طریق مقایسه سود خالص شرکت با سرمایهگذاریهایشان استفاده میکنند) بِرک و همکاران 2012: 37(. همچنین این نسبت سود خالص رابه عنوان درصدی از از حقوق صاحبان سهام بیان میکند (لَشِر 2008: 90).
“سود خالص” /”میانگین حقوق صاحبان سهام” “بازده حقوق صاحبان سهام=”

سود هرسهم69
سود هر سهم یا عایدی هر سهم عبارت است از نسبت سود خالص به تعداد سهام شرکت. این نسبت میزان سود خالص بدست آمده از هر سهم عادی را اندازهگیری مینماید(کیسُو70 و همکاران 2013: 246)، و به عنوان یک معیار بالقوه برای افزایش ثروت سهامدارن و موفقیت مالی سازمان است(اوهِرا و لازدَوٌسکی 71 2000: 90). البته باید در نظر داشت که در بعضی کشور
های خارجی چنانچه شرکت اوراق بهادار قابل تبدیل به سهام عادی72 ویا حق اختیار خرید سهام73 برای کارمندانش داشته باشد دو نوع سود هر سهم(اصلی و تقلیل یافته74) محاسبه میشود. سود هر سهم تقلیل یافته اثر تبدیل اوراق بهادار قابل تبدیل به سهام عادی را نشان میدهد(بزرگ اصل 1384: 170)، همچنین مطابق قانون تجارت ایران (ماده 90) باید شرکتها حداقل 10 درصد از سود خالص را هر سال بین سهامداران توزیع کنند بنابراین در صورت عدم وجود زیان دوره، همواره سود هر سهم میان سهامداران از یک حداقل برخوردار خواهد بود(مهرانی و رسائیان 1388: 104).

“سود خالص” /”تعداد سهام عادی صادره شده” “=” سهم هر خالص سود

سود تقسیمی هر سهم75
هر سال شرکتها بخشی از سود خالص را مطابق قانون76 و بخشی را نیز براساس نیاز شرکت77 نزد خود نگهداری می کنند و مابقی را بین سهامداران تقسیم می نمایند. به مقدار سود اعلامی شرکت در زمان مجمع عمومی عادی سالیانه، که به عنوان سود نقدی آن دوره مالی بین سهامداران توزیع می شود سود تقسیمی هرسهم گفته می شود، که به عبارتی این مبلغ آن بخش از سودی است که پس از کسر مالیات به ازاء هر سهم توسط شرکت به سهامداران پرداخت می گردد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلمات کلیدیعقد نکاح، احساس امنیت، قواعد عمومی

“سود نقدی اعلام شده توسط شرکت در زمان مجمع عمومی عادی سالیانه” /”تعداد سهام عادی صادره شده” “=” سهم هر تقسیمی سود

البته چون سود تقسیمی هر سهم بخشی از سود هر سهم شرکت می باشد معمولا رقم آن کمتر از مقدار سود هر سهم می باشد و چنانچه اگر تمام سود تقسیم شود آنگاه رقم آن برابر سود هر سهم خواهد بود و در بعضی موارد خاص نیز ممکن است این مقدار بیشتر از سود هر سهم نیز باشد که این مبلغ اضافی معمولا” از محل سود انباشته سالهای قبل تامین می شود . البته این وضعیت اکثرا” نشان دهنده بی برنامه بودن شرکت می باشد چون سود انباشته همان سود سالهای گذشته است که توزیع نشده است و معمولا” جهت انجام برنامه ای خاص در شرکت باقی مانده است و توزیع آن در سالهای بعد نشانه خوبی نیست.)گازار(

درصد سود تقسیمی78
عبارت است نسبت سود نقدی تقسیمی بابت هر سهم به سود هر سهم اعلام شده شرکت، این نسبت نشان میدهد که چه نسبت از سود هر سهم بین سرمایه گذاران تقسیم شده است.
“سود تقسیمی هر سهم” /”سود هر سهم” “=درصد سود تقسیمی”

در این رابطه بدیهی است که هر چه چقدر این نسبت بیشتر باشد نشان دهنده این است که شرکتها میزان بیشتری از سود اکتسابی خود را تقسیم نمودهاند(یحیی زاده فر و عمادی 1390: 196) البته مقدار این نسبت متاثر از عوامل و سیاستهای مختلفی است که میزان بهینه آن را برای شرکت مشخص می کند واین عوامل و سیاستهای مختلف در ادبیات تحقیقی به عنوان سیاستهای تقسیم سودشرکتها یاد میشوند79.

۲-۹. معیارهای ارزش بازار شرکت
همان طور که درابطه با نسبتهای قیمت بازار اشاره شد می توان معیارهای؛ قیمت بازار هر سهم، نسبت قیمت بازر هر سهم به سود هر سهم، قیمت بازار هر سهم به ارزش دفتری هر سهم ، بازده درآمدی هر سهم را به عنوان معیارهای ارزش بازار شرکت اشاره کرد که مورد توجه بسیاری از استفاده کنندگان می باشد.
قیمت بازار هر سهم
شرکتها به طور معمول در رابطه به سهام خود دارای دو قیمت می باشند؛ قیمت اسمی و قیمت بازار می باشد. قیمت بازار هر سهم برابر با قیمتی است که ما در بازارهای مالی برای سهام یک شرکت مشاهده می کنیم(اِرهارت و بیرگِم 2011: 9).که این قیمت به عنوان یکی از ملاک های تصمیم گیری سرمایه گذاران جهت خرید و نیز فروش سهام شرکتها می باشد که با توجه به این معیار مقایسه های تحلیلی در رابطه با این معیار با سایر اطلاعات مالی شرکتها انجام می شود، که به نوعی می توان گفت که ارزش بازار هر سهم منعکس کننده تمامی اطلاعات مربوط باشد آنگاه قیمت سهام قیمت ذاتی80 یا قیمت بنیادی81 است(اِرهارت و بیرگِم 2011: 9). البته باید در نظر داشت که تعیین قیمت سهام یک شرکت معمولا تابع عوامل مختلفی است که از جمله مهمترین آنها می توان به عوامل چون؛ سودآوری شرکت، انتظار سودآوری آتی شرکت منجمله پیش بینی سود هر سهم و شرایط کلان اقتصادی کشور، تغییرات قیمت سهام در سال‌های گذشته ، میزان تولید و فروش یکسان‌، وضعیت خاص صنعت‌، سیاست تقسیم سود سهام، طرح‌های توسعه و افزایش سرمایه‌، ترکیب دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌، اعتبار و سابقه شرکت‌، بدهی‌های احتمالی‌، اطلاعات درونی شرکت و شایعات‌، نسبت قیمت به درآمد هر سهم (P/E)، عرضه و تقاضای سهام‌ و بالاخره مدیریت شرکت‌ اشاره کرد که این عوامل از جمله مواردی هستند که به نوعی بر بالا و پایین رفتن قیمت سهام یک شرکت تاثیر‌گذار هستند.

نسبت قیمت بازار هر سهم به سود هر سهم82
نسبت قیمت به سود هرسهم یکی از رایجترین و پر کاربردترین نسبتها برای تجزیه و تحلیل ارزش یک شرکت چه از سوی سرمایه داران جهت سرمایهگذاری و چه از سوی سهامداران از بعد مالکیت شرکت می باشد(مهرانی و رسائیان 1388: 95)، این نسبت نمادی از بازدهی شرکت و از مبانی تصمیمگیری جهت خرید وفروش سهام می باشد(بزرگ اصل 1384: 170) که نشان میدهد سرمایهگذاران چقدر مایل هستند برای هر دلار(ریال) از درآمد هر سهم شرکت پرداخت نمایند(لی و لی 2013: 176).همچنین پایین بودن این نسبت میتواند نظر سرمایهگذاران را نسبت به خرید سهام شرکت جلب نماید(برِلی و همکاران 2001: 282).

“P/E=” (“آخرین قیمت سهام بر اساس نرخ تابلو در سال” )/(“سود هرسهم اعلام شده شرکت” )

نسبت قیمت بازار هر سهم به ارزش دفتری هر سهم83
نسبت ا
رزش بازار هر سهم به ارزش دفتری هرسهم معیاری است برای نشان دادن اینکه آیا ارزش داراییهای یک شرکت به شکل موثرتر بیش از بهای تمام شده تاریخی(یا ارزش تسویه) آنها مورد استفاده قرار میگیرد(برک و همکاران 2012: 30). نسبت بالا(بیش از یک) در این معیار نشاندهنده خوشبینی زیاد سرمایهگذاران نسبت به ارزش بازرار داراییهای شرکت، داراییهای نامشهود و توانایی مدیران84 شرکت است(لی و لی 2013: 176)، همچنین تحلیلگران اغلب شرکتهای با نسبت پایین بازار به ارزش دفتری هر سهم را به عنوان شرکتهای با سهام ارزشی85 و شرکتهای دارای نسبتهای بالا را به عنوان سهام درحال رشد86 طبقه بندی میکنند(30).

(“آخرین قیمت سهام بر اساس نرخ تابلو در سال” )/(“”ارزش دفتری هر سهم عادی”87” ) “=نسبت قیمت بازار هر سهم به ارزش دفتری هر سهم”

بازده درآمدی هر سهم88
بازده درآمدی هر سهم عبارت است از نسبت سود هر سهم به قیمت بازار هر

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید