تحقیق با موضوع
مدیریت سود، گزارشگری مالی، پاداش مدیران پایان نامه ها

تصمیم اطمینان کرد. پاسخ به این پرسش از آن جهت اهمیت پیدا میکند که اخذ تصمیم نادرست به سبب اطلاعات ناکافی و ناصحیح موجب میشود که تسهیم منابع به صورت ناعادلانه انجام شود. اختیار عمل مدیران در استفاده از متغیرهای تعهدی و نقدی و استفاده از برآورد و پیشبینی این متغیرها از جمله عواملی است که بازده سهام شرکتها را تحت تاثیر قرار میدهد(طالب نیا و حسین.پور 1389: 24).

۲-۱۴. مفهوم مدیریت سود
یکی از مهمترین ویژگی ذاتی هر انسان میل به منفعت است که به واسطه این میل انگیزهای در انسان ایجاد میشود که بنحوی عمل نمایدکه باعث حداکثر شدن آن شود. البته باید توجه داشت که این ویژگی ذاتی در انسانهای مختلف متفاوت است به این نحو که میل منفعت طلبی گاهاً در بعضی افراد فقط نسبت به خود شخص است و گاهی نیز این میل علاوه بر خود شخص نسبت به دیگران نیز وجود دارد. همچنین باید در نظر داشت که چشم انداز و افق فکری افراد نسبت به میزان و مدت زمان دستیابی به آن نیز متفاوت است به این نحو که بعضی افراد دارای نگرشی هستند که منفعت را در حال حاضر و یا به نوعی منفعت آتی را در دورههای آتی نزدیک جستجو می نماید و بالعکس افرادی وجود دارند که دارای نگرشی بلند مدت بوده، یعنی این افراد منفعت را در بلند مدت و در آتی جستجو می نمایند.
مدیران شرکتها نیز از این ویژگی ذاتی انسانی بدور نیستند لذا میل به منفعت طلبی در آنها باعث میشود عملکرد خود را به نحوی انجام دهند که بهترین عملکرد ممکنه از عملکرد شرکت(عملکرد خود)را به استفادهکنندگان از طریق صورتهای مالی ارائه نمایند. چرا که این موضوع باعث میشود اولاً سهامداران به عنوان مالکین نظر مساعدتری را نسبت به وظیفه مباشرت مدیران خواهند داشت و این مسئله میتواند موجبات افزایش منفعت را برای مدیران به همراه داشته باشد. ثانیاً دیگر استفادهکنندگان اعم از؛ فروشندگان کالا و خدمات، وام دهندگان و اعتبار دهندگان و سایر استفادهکنندگانی که به طور غیر مستقیم در ایجاد عملکرد مناسب برای مدیران در ارتباط هستند میتوانند اعتماد بیشتری را نسبت به انجام معاملات و یا اعطای اعتبار به شرکت را داشته باشند و به این نحو باعث فراهم آوردن ابزار لازمه مدیریت در بهبود عملکرد شرکت شوند.
از نظر واقعی رسیدن به عملکرد مناسب برای همه مدیران قابل دسترس نیست از این رو مدیران جهت دستیابی به ارائه یک گزارش مناسب از عملکرد مالی شرکت دست به اقداماتی میزنند یعنی مدیران از طریق اعمال نظرها و همچنین با در اختیار داشتن ابزاری میتوانند محتوی گزارشهای مالی را به نحوی تغییر دهند که برای استفادهکنندگان به گونهای جذاب به نمایش گذاشته شوند، و این موضوع مخصوصاً در رابطه با سود شرکت که مورد توجه و علاقه بسیاری از استفادهکنندگان از صورت های مالی است رخ می دهد103.
در مفهوم کلی به این اعمال نظرها و اختیارات از سوی مدیران، مدیریت سود104 می گویند. در متون تحقیقی این واژه به صورت زیر تعریف شده است؛
طبق تعریف(هیلی و واهلن 1999: 368) مدیریت سود زمانی رخ میدهد که مدیران قضاوت خویش را در گزارشگری مالی و در نحوه ثبت و گزارش مبادلات به صورتی وارد نمایند که باعث تغییر در محتوای گزارشهای مالی شده و به موجب آن بتوانند برخی از سهامداران را نسبت به عملکرد اقتصادی شرکت گمراه نمایند و یا بر معیارها و پیامدهای قراردادی که وابسته به ارقام حسابداری گزارش شدهاند تأثیر بگذارند.
مدیریت سود، عبارت است از”دخالت عمدی در فرآیند گزارشگری مالی خارجی، با قصد به دست آوردن برخی از منافع شخصی105″(مُوهِرِل106 و همکاران 2005: 14″به نقل از اسکیپر 1989: 10792 “).
مدیریت سود عبارت است از مجموعهای از تصمیمات آگاهانه مدیریتی که باعث گزارشگری ناصحیح کوتاه مدت و حداکثرسازی ارزش درآمدها میشود (رُونِن و یاری108 2008: 27).
همچنین طبق تعریف(اسکات 2012: 423)”مدیریت سود عبارت است از انتخاب رویههای حسابداری و یا اقداماتی که توسط مدیران در تأثیر گذاری بر درآمدها به منظور بدست آوردن اهداف خاص از گزارش این درآمدها انجام میشود”.
اصول پذیرفته شده و مبنای تعهدی حسابداری به مدیران اجازه میدهد که در گزارشگری مالی به منظور انتقال اطلاعات ،تشخیص و قضاوت خود را اعمال کنند .اعمال قضاوت توسط مدیران و اختیارات آنان درفرآیند گزارشگری مالی ،به “مدیریت سود” شهرت یافته است(اعتمادی و همکاران 1391: 102).

۲-۱۵. روشهای مدیریت سود
فرآیند مدیریت سود همانطور که در قبل ذکر شد از طریق اعمال نظرها و نیز استفاده گزینشی از روشهای حسابداری خاص در فرآیند گزارشگری مالی است. در حالت کلی فعالیتهای مربوط به مدیریت سود به طور معمول در دو طبقه دسته بندی میشوند؛ ۱. از طریق دستکاری فعالیتهای واقعی ۲. از طریق دستکاری اقلام تعهدی.
مدیریت سود ازطریق دستکاری فعالیتهای واقعی109 ( مدیریت سود واقعی110(: شامل مجموعهای از اقدامات مدیریتی است که در جهت دستیابی به اهداف از سطح سود مشخص از فعالیتهای عادی شرکت منحرف میشوند(رُوشادهِری111 2006: 336) و این اقدامات به طور مستقیم بروی جریانهای نقدی شرکت تأثیر گذار است(کُوهِن و زَرُوین112 2010: 2). از جمله این اقدامات می توان گزینش در مقدار هزینههای اختیاری از جمله هزینه تبلیغات، هزینههای تحقیق و توسعه و یا مخارج سرمایهای113 اشاره کرد. به این نحو که ممکن است مدیران جهت دستیابی به مبلغ سود مشخص اقدام به کاهش در هزینههای تبلیغات و یا هزینههای تحقیق و توسعه نمایند و یا ممکن است اقداماتی مبنی بر کا
هش سود از طریق افزایش در چنین هزینههایی را انجام دهند.

مدیریت سود از طریق دستکاری اقلام تعهدی114(مدیریت سود مصنوعی115) شامل مجموعهای از اقدامات است که از طریق انتخابهای حسابداری116 بدست می آید(رُونِن و یاری 2008: 316). همچنین میتوان گفت، دستکاری اقلام تعهدی که شامل مجموعه اقدامات غیر عادی، البته در راستای فعالیتهای عادی شرکت و همچنین انتخابهای گزینشی در روشها و برآوردهای مختلف مجاز حسابداری است، که این اقدامات به طور مستقیم به روی جریانهای نقدی شرکت تأثیر گذار نیستند(کُوهِن و زَرُوین 2010: 2). از جمله می توان به گزینش در روشهای حسابداری مختلف مجاز مثلا در بحث استهلاک، ارزیابی موجودیها(استفاده از روش اولین صادره از اولین وارده به جای استفاده از روش اولین صادره از آخرین وارده در ارزیابی موجودی کالا) و در بحث برآوردها میتوان به برآورد عمر مفید و ارزش اسقاط یک دارایی و برآورد از میزان ذخیره لازم برای حسابهای دریافتنی مشکوک الوصول ویا سایر هزینههای احتمالی اشاره کرد، که این اقدامات هریک به نوبه خود میتواند در جهت افزایش و یا کاهش سود انجام گیرد.
البته باید در نظر داشت که به طور معمول مدیریت سود از طریق دستکاری اقلام تعهدی اختیاری انجام میشود چرا که(مینگ-چای و یوآن-چِنگ 2010: 956)؛ در عمل ساده بوده و دارای هزینههای دستکاری پایینی(نسبت به مدیریت سود از طریق دستکاری فعالیتهای واقعی) هستند و همچنین به راحتی توسط خوانندگان از گزارشهای مالی قابل شناسایی نیستند117.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق با موضوعقلام تعهدی، اقلام تعهدی، قیمت سهام

۲-۱۶. عوامل و انگیزهها از مدیریت سود
عوامل و انگیزههای مختلفی باعث مبادرت مدیران به مدیریت سود میشود، که در حالت کلی این انگیزهها نشات گرفته شده از؛ نگرشها و اعتقادات شخص118 و یا فشارها از گروهای وابسته119میباشد. نگرشها و اعتقادات شخص؛ اشاره به احساسات شخصی و تکنیکهای رفتاری دارد، به این نحو که می تواند خیرخواهانه (در جهت نفع شرکتها)، خود خواهانه (برای منفعتهایشخصی) و یا محکومیتهای رفتاری120 (ارزیابی از رفتار مدیریت سود و پیش بینیها از جانب موافقین و منتقدین باشد(مینگ-چای و یوآن-چِنگ 2010: 958). همچنین فشارها از گروهای وابسته؛ اشاره به گرایش مدیران نسبت به درگیر شدن در مدیریت سود تحت الزامات از گروههای وابسته از قبیل نظارت کنندگان، سهامداران، اعتبار دهندگان و یا تحلیلگران دارد (958). حال شناخت از مهمترین این عوامل و انگیزهها میتواند افق وسیعتری را برای درک کامل از این پدیده را به همراه داشته باشد. اصولا از مهمترین عوامل و انگیزههایی مدیریت سود به صورت تفکیکی میتوان به موارد زیر اشاره کرد؛
طرح پاداش مدیران121: طرح پاداش مدیران عبارت است از قرارداد بین شرکت(از سوی هیئت مدیره) و مدیران در رابطه با حقوق و پاداش در نظر گرفته شده برای مدیران با توجه به عملکرد آنها در طول مدت یک سال(یک دوره مالی). میزان محاسبه این پاداش در شرکتها به طور معمول بر مبنای درصدی از میزان سود خالص گزارش شده شرکت است، لذا این موضوع به عنوان یکی از انگیزههای مدیران از اقدام به مدیریت سود در جهت حداکثر کردن میزان پاداش مدیران به شمار میرود، به نحوی که مدیران تلاش میکنند در هر سال میزان سود گزارش شده شرکت را به حداکثر مقدار ممکنه برسانند و به دنبال آن باعث افزایش میزان پاداش خود شوند. البته می بایست این را در نظر گرفت که ممکن است طرح پاداش بر مبنای حداقل سود(کف) و حداکثر سود(سقف) نیز تعیین شود یعنی پاداش فقط زمانی تعلق میگیرد که میزان سود گزارش شده از مبلغ معینی بالاتر باشد و این پاداش تا جایی ادامه دارد که مبلغ سود به حداکثر میزان مشخص شده در قرارداد برسد، یعنی چنانچه مبلغ سود از حد معینی فراتر رود به مبالغ اضافی آن پاداش تعلق نمیگیرد. لذا طبق نمودار شماره یک (نمودار طرح پاداش مدیران)122 ؛
زمانی که سود خالص پایینتر از مبلغ حداقل باشد، مدیران بر این انگیزهاند که سود خالص را به منظور انتقال آن به دوره بعد کاهش دهند.
زمانی که سود خالص بالاتر از مبلغ حداقل باشد مدیران بر این انگیزهاند که سود خالص را افزایش دهند و این افزایش تا زمانی ادامه دارد که به مبلغ حداکثر سود خالص برسند. در نتیجه؛
زمانی که سود خالص بخواهد بالاتر از مبلغ حداکثر باشد مدیران بر این انگیزه هستند که سود خالص را کاهش دهند و به نوعی سود خالص اضافی را به دوره بعد انتقال دهند.

انگیزههای مالیاتی: مالیات شرکتها به عنوان یک هزینه از طرف مراجع دولتی هر کشور بر مبنای درصدی از سود خالص گزارش شده شرکتها دریافت میشود. از این رو مدیران به منظور کاهش در میزان مالیات پرداختی خود بر این انگیزه میشوند که میزان سود خاص گزارش شده شرکت را کاهش و به تبع آن از خروج وجه نقد(پرداخت مالیات بیشتر) جلوگیری نمایند.
انگیزههای سیاسی: در مواردی وجود دارد که شرکت مورد توجه بسیاری از مراجع دولتی و یا عموم قرار دارد و افزایش در میزان سود گزارش شده شرکت می تواند نظر نامسائد آنها را نسبت به خود جلب نماید و مورد انتقاد از سود بیش از حد قرار بگیرند به این نحو که فرض کنید؛ شرکت آب و فاضلاب به عنوان یک شرکت در حال فعالیت است، که درآمد عملیاتی آن از طریق فروش(آب رسانی) به منازل و کارخانهها و سایر دستگاههای دولتی و.. تأمین میشود، حال زمانی که سود خالص گزارش شده به میزان قابل توجهی افزایش یابد این موضوع توجه خریدان(استفادهکنندگان از خدمات آب رسانی) را به خود جلب کرده و باعث ایجاد یک نگرش منفی در
آنها نسبت به بالا بودن آب بهای مصرفی از سوی آنها شده و این خود باعث می شود در سطح کلان موجب فشار دستگاههای دولتی، کارخانهها و حتی عموم مردم نسبت به کاهش قیمت آب بهای مصرفی شود در صورتی که ممکن است واقعاً سود کسب شده توسط این شرکت کاملا طبق قیمت منصفانه آب بهای مصرفی باشد. لذا مدیران در این گونه موارد سعی بر این دارند که میزان سود گزارش شده خود را به نحوی کاهش دهند تا بدین وسیله درآمد آنها کمتر مورد توجه منتقدین و… قرار گیرد.

هماهنگی با مقدار سود پیش بینی شده توسط سهامداران و حسن شهرت شرکت123: سهامداران با توجه به سودهای کسب شده و نیز سود تقسیمی در دورههای قبل یک پیش بینی نسبت به میزان سود خالص شرکت در دوره جاری و همچنین دورههای آتی دارند. لذا مدیران با توجه به این موضوع یک مبلغ مشخصی را از میزان مبلغ پیش بینی سود از سوی سهامداران در نظر دارند، و این باعث میشود مدیران بنحوی سود شرکت را مدیریت نمایند که در انتها سود گزارش شده تقریبا با مبلغ

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید