تحقیق رایگان درمورد 
آموزش و پرورش، دوره متوسطه، اطلاعات بازار No category

بطور اعم و آموزش متوسطه بطور اخص صورت گرفته است، هنوز سیستم آموزشی کشور با مسایل عمده ای دست به گریبان است. با این وجود جهت متناسب کردن نظام آموزش متوسطه با نیازمندیهای اقتصادی و بازار کار هنوز راه زیادی در پیش است.
لذا با توجه به این مسایل نه تنها تحقق اهداف آموزشی در باره آماده سازی جوانان ماهر و کارآزموده برای بخشهای در حال توسعه اقتصادی، صنعتی، کشاورزی و خدماتی جامعه با شکل مواجه می شود، بلکه افزایش سریع بیکاری در میان تحصیل کردگان دوره متوسطه را به همراه خواهد داشت. در صورتیکه یکی از عوامل عدم تحقق اهداف برنامه های توسعه اقتصادی – اجتماعی جامعه کمبود نیروی انسانی نیمه ماهر و ماهر عنوان شده است.
مضافاً اینکه در کنار توجه به نارسایی های فرایندی و ساختاری در نظام آموزشی که به فقدان یک ارتباط منظم و مستمر این نظام با بازار کار انجامیده، نباید نارسایی های اثرگذار دیگر را نیز نظیر نارسایی های جمعیت شناسی و کمی جنبه عرضه و تقاضای نیروی کار، شفاف نبودن اطلاعات بازار کار، ناشناخته بودن نیازهای کیفی بازار کار و نارسایی های قوانین و مقررات حاکم بر بازار کار و چگونگی اعمال آن را از نظر دور داشت. (عزیزی، مقاله ارائه شده به همایش مهندسی اصلاحات، 1381)

ضرورت تحکیم پیوند نظام آموزشی و بازار کار
توجه به نقش آموزش و پرورش در پیشبرد برنامه های اقتصادی مخصوصاً از حیث تأمین نیروی انسانی مناسب و مورد نیاز آن از جمله دلایل ایجاد تغییرات متعدد در ساختار نظام های آموزشی در اکثر کشورهای جهان است. با نگاهی کوتاه به اصلاحات آموزشی در کشورهای جهان این نکته روشن می‌شود که یکی از هدفها و دلایل قوی برای انجام این اصلاحات، کاهش شکاف میان دو سیستم آموزشی و اقتصادی است. بنا بر این تلاش برای ایجاد پلی بین نظام آموزشی و نظام اقتصادی جامعه و مرتبط ساختن آموزش به دنیای کار هم در برابر برنامه های مدرسه و هم در فعالیتهای خارج از آن مثل کارورزی و کارآموزی از موضوعات مهمی است که پیش روی مسئولین و تصمیم گیران هر جامعه قرار دارد. به همین خاطر تعلیم و تربیت از نظر اشتغال نیروهای جوان جامعه یک عامل مؤثر و اثربخش مود نظر بوده و هست. همچنین در کوشش برای کاهش نرخ بیکاری در میان جوانان، پیوند هرچه بیشتر آموزش و پرورش با نیازهای بازار کار، اساسی بوده و به عنوان سیاستی درست مورد تاکید است.
تغییرات اقتصادی – اجتماعی متعددی که در کشورهای جهان سوم در حال شکل گیری است، متضمن تجدیدنظر در ساختار آموزش متوسطه رایج در آن کشورهاست. از آنجا که تقاضاها برای نیروی انسانی ماهر و آموزش دیده برای انطباق با نیازهای اقتصادی در زمینه های مختلف بسیار زیاد است، بسیار با اهمیت خواهد بود که آموزش و پرورش جوانان را بخوبی برای زندگی شغلی و دوره بزرگسالی آماده سازد.
در بیشتر کشورها کمبود نیروی انسانی ماهر، دست کم در پاره ای از بخش ها وجود دارد. این مسأله ای تعجب انگیز نیست، چرا که دانش و تکنولوژی بسرعت در حال تغییر است و اشکال جدید تکنولوژی، مستلزم مهارتهای جدید است. اینجاست که ارتباط مستمر بخش عرضه کننده نیروی انسانی و بخش متقاضی آن می تواند به هماهنگی زودهنگام محتوای برنامه های درسی و فعالیتهای آموزشی مدارس با نیازهای طرف مقابل بیانجامد. (عزیزی مقاله ارائه شده مهندسی اطلاحات، 1380)
تعاریف آموزش فنی و حرفه ای
تعاریف
1- هدف کلی آموزش فنی و حرفه ای در دوره متوسطه عبارت از گسترش سطح فرهنگ و دانش عمومی و شناخت بهتر استعداد و علاقه دانش آموزان و ایجاد زمینه مناسب جهت هدایت بطرف اشتغال مفید، بدست‌آوردن آمادگی نسبی جهت ادامه تحصیل در رشته های علمی کاربردی می باشد.19 (حق جو، فصلنامه هماهنگ، صفحه 14)
2- آنگونه فعالیتهایی است که می تواند فرد را برای احراز شغل، حرفه، کسب و کاری آماده کند یا کارایی و توانایی فرد را در انجام امور افزایش دهد (آموزش برای کار) (حوریزاد، 1374، صفحه 28)
3- چون تغییرات تکنولوژی و ساختار کار هر روزه دگرگون می شود. بدین دلیل نیاز به یادگیری مداوم و هماهنگ با تغییرات محیطی بطور قابل ملاحظه ای احساس می شود. بدین دلیل تعریف جامعتری از آموزشهای فنی و حرفه ای می شود که از برداشت محدود کارآموزی بیرون آمد و جنبه های دیگری ازجمله نگرش شخص نسبت به کار، وقت شناسی، همکاری و اقتصاد کار مطرح می شود، بعبارتی آموزش فنی و حرفه ای آماده سازی افراد برای زندگی کاریشان می باشد و نیازمند یک آموزش مداوم در موقعیت زمانی و مکانی مختلف از جمله کلاس – آزمایشگاه – کارگاه مدرسه – مراکز کارآموزی – خانه، بطور کلی همه جای جای جامعه را در بر می گیرد. (یونسکو، آموزش در حال گذر، انتشارات مدرسه، 1370)
رویکردهای عمده در آموزش فنی و حرفه ای در عموم کشورهای جهان در حال حاضر:
سه رویکرد در کشورهای موفق صنعتی که بیش از 4 دهه است که به کار گرفته شده و به همین دلیل به نوعی در کشورهای دیگر به ویژه در کشورهای جهان سوم به عنوان الگوی برتر در اصطلاحات آموزش و پرورش مورد اقتباس قرار گرفته اند عبارتند از:
1- رویکردهای آموزش فنی و حرفه ای مدرسه محور (نمونه: سوئد)
2- رویکردهای فنی و حرفه ای به شیوه کارآموزی (نمونه: آلمان)
3- رویکردهای آموزش فنی و حرفه ای پیش از اشتغال (نمونه: ژاپن)
رویکردهای دسته اول:
آموزش حرفه ای مدرسه که به شکل های مختلف مطرح می شود، همگی وجه مشترکشان این است که مهارت آموزی در حرفه های متفاوت در محیط آموزشگاه صورت می پذیرد. در کشور سوئد که به عنوان تجربه موفق در رویکرد آموزش فنی و حرفه ای مدرسه محور انتخاب شده تا قبل از سال 1968 دبیرستانهای نظری و هنرستانها و مدارس فنی و حرفه ای به صورت مجزا از یکدیگر اداره می شدند ولی از این سال دو نوع مدرسه در یکدیگر ادغام شدند و “مدارس فراگیر”20 را به وجود آوردند. پس از آن در سالهای 1988 و 1991 تأثیرات دیگری در این زمینه به وجود آمد، به طوریکه هم اکنون اصل راهنما در سازماندهی این مدارس جدید آن است که از ورود زودرس و غیر قابل جبران دانش آموزان به دوره های خاص و محدود کننده آموزش تخصصی پرهیز شود.
علاوه بر این، در برنامه ریزی این نظام اصول زیر هم رعایت شده است:
1) حرفه آموزی در هر شکل از مسئولیتهای دولت شناخته شده است.
2) یکی کردن سازمان امور اداری و اجرایی آموزش فنی و حرفه ای و دادن اختیار بیشتر به مقامات محلی برای برنامه ریزی درسی.
3) به خاطر حفظ برابری مسیرهای تحصیلی نظری و فنی و حرفه ای از تعداد ساعات کارگاهی در مسیرهای فنی و حرفه ای کاسته شده است.
4) میدان بیشتری به آموزش های عمومی در ترکیب دروس حرفه آموزی داده شده است.
5) برای آشنایی بیشتر با محیط کار سهم حرفه آموزی (کارآموزی) در محیط های کار به حدود 15 درصد کل زمان آموزش افزایش یافته است.
آموزش فنی و حرفه ای در سوئد به دلیل ملاحظات سیاسی – اجتماعی که بر عدالت اجتماعی و برابر تأکید دارد. به صورت ژرفی، دولتی و مبتنی بر مدرسه است و به همین لحاظ بسیار پر هزینه است. به طوری که برآورد شده مدارس سوئد بالاترین هزینه را در جهان در مقایسه با تولید ناخالص ملی و نیز در مقایسه با قدر مطلق هزینه ها دارا هستندو نتیجه دیگری که از این تحولات می توان گرفت آن است که برای تقاضای دانش آموزان برای تحصیل با تقاضای صنعت و تولید به نیروی کار سازگار شود و این دو نوع تقاضا با یکدیگر مطابقت کنند. عمده ترین ابزار ارائه “آموزش فنی و حرفه ای با مبنای وسیع”21 بوده است که مرزهای مشترک آن با آموزش و پرورش عمومی بسیار است. (نفیسی، 1380)
رویکردهای دسته دوم:
آموزش فنی و حرفه ای در این رویکرد به شیوه “کارآموزی”22 صورت می پذیرد که نمونه برجسته آن شیوه ای است که در آلمان (بویژه آلمان غربی سابق) به کار گرفته می شود. این نظام به “نظام دوگانه”23 معروف است. در این شیوه قراردادی، کارفرما امکانات حرفه آموزی را فراهم آورده و به کارآموز نیز در مقابل کاری که انجام می دهد دستمزدی پرداخت می کند. حرفه آموزی در کارخانه یا مزرعه، با شرکت اجباری و پاره وقت در یک مدرسه حرفه ای تکمیل می شود. در این شیوه، آن چه در انتخاب و ورود به کارآموزی یک امتیاز محسوب می شود دارا بودن آموزش و پرورش عمومی خوب است. در نظام کارآموزی چندان اعتنایی به ترک تحصیل کنندگان زودرس و دانش آموزان کم انگیزه نمی شود. کارآموز نزدیک به 30 ساعت در هفته در یک شرکت وقت می گذراند، اما نمراتی که از مدرسه حرفه‌ای خود دریافت می کند در ارزشیابی نهایی آزمون مهارت حرفه ای او به حساب گرفته نمی شود. در واقع در نظام دوگانه به کارآموزی در محیط کار اهمیت خاصی داده می شود.
نظام اداری و اجرایی این نظام دوگانه است یعنی مدارس حرفه ای تحت نظر دولتهایی اداره می شوند. اما کارآموزی و اجرای مهارت، تحت نظر اتاقهای صنایع، بازرگانی و اصناف به اجرا درمی آید. فلسفه نظام دوگانه آن است که یادگیری عمیق یک حرفه، وسیله ای است برای جامعه پذیر شدن کامل در محیط کار، شیوه نظام دوگانه حرفه آموزی در آلمان از حمایت کامل کارفرمایان نیز برخوردار است و طالب کارگرانی هستند که چنین خصلت هایی به خوبی در آنها پرورش داده شده باشد.
نکته بسیار حائز اهمیت در این نظام آن است که کارآموزی در محیط کار، به درستی به عنوان یک برنامه آموزشی از طرف کارفرمایان و استادکاران پذیرفته شده و امکانات و مقدمات لازم برای اجرای آن در محیط کار فراهم شده است و به این ترتیب از رها شدن کارآموز در محیط کار و اتلاف وقت او و نیز به بیگاری کشیده شدن و استثمار کارآموزی جلوگیری می شود. (نفیسی، 1380)
رویکردهای دسته سوم:
ژاپن معرف این دسته رویکردها است. ژاپن شرکتها و کارکنان خود را به طور کامل مطابق با نیازهای خود تربیت می کند و کارکنان نیز نقش عمده ای در حرفه آموزی خود بر عهده دارند. این وضعیت با توجه به خصوصیات ویژه جامعهْ ژاپن باید مورد بررسی قرار گیرد. مهمترین این خصوصیات عبارتند از:
1- همگانی بودن آموزش تا پایان متوسطه، آموزشی که بسیار سختگیرانه و جدی است و همراه با رقابت شدید برای دستیابی به مدارس مشهور برگزار می شود.
2- در ژاپن باور عمومی بر این است که پیشرفت نتیجه کوشش و پشتکار فردی و خویشتن داری است و عملکرد را همواره می توان در تلاشهای بعدی بهبود بخشید، از این رو است که مشاهده می شود هیچ جامعه ای وقت و تلاش را در کار و درس به اندازه ژاپن به کار نگرفته است. ژاپنی ها نه تنها مدت زمان بیشتری را در طول سال تحصیلی در مدرسه طی می کنند، بلکه نزدیک به 80 درصد خانواده ها از تدریس خصوصی برای فرزندانشان بهره می گیرند که مدت آن به 15 ساعت در هفته می رسد. در محیط کار نیز وضع به همین قرار است و کار کردن بیش از ساعات موظف بدون دریافت مزد اضافی، امری عادی است.
3- نسبت باقی ماندن با یک کارفرما به صورت مادام العمر
4- شرکت ها نه تنها به آموزش مهارتها توجه دارند، بلکه به آموزش عمومی نیز که به پرورش خصلت های مسئولیت پذیری، وظیفه شناسی، احترام به خود و کار گروهی منجر می شود توجه خاصی مبذول می دارند، حتی برخی شرکت ها الزام می کنند که تازه کاران در نخستین سال ورود خود به کارخانه، از تسهیلات شبانه روزی شرکت مانند سکنی گزیدن استفاده نمایند.
5- سازماندهی آموزش درون کارگاهی نه بر اساس شغلهای ثابت، بلکه بر اساس “پاره کارها”24 صورت می گیرد.
آزمونهای مهارتی که در ژاپن برگزار می شود بیشتر به عنوان ابزاری برای تضمین کیفیت به کار می رود نه به عنوان مدرکی برای یافتن شغل و یا دریافت پاداش ویژه. بخش خصوصی نیز در اارئه آموزش های فنی و حرفه ای فعال است و مشتریان آن را کارکنانی تشکیل می دهند که برای خودآموزی از این امکانات بهره می

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید