هستند که چشم راستشان برتر است ولی چپ دستند و برعکــس، دوم در میان نابینایان مادرزاد هم نسبت راست دستی و چپ دستی مانند بینایان است.
4- نظریه تربیتی:
بنابراین نظریه، دست چپ و راست در آغاز برای افراد هیچ فرقی ندارد و چون ما در جامعه راست دستان زندگی می کنیم بر اثر تمرین و تربیت راست دست می شویم و آنهایی که هم که چپ دست شده اند به دلیل عدم مراقبت والدین و مربیانشان بوده است. بی پایه و اساس بودن این نظریه هم کاملاََ مشخص است.اولاََ چه کــسی سند دنیا را به نام راست دستان زده است؟!! دوم، پس چرا عده ای با توجه به عدم رضایت والدین و مربیانشان باز هم چپ دست می شوند؟
نظریه لجبازی:
بنا براین نظریه، راست دستی امری طبیعی است و چپ دستان افراد لجبازی هستند که از عرف و عادت سرپیچی کرده اند و دلیل شان هم این است که در میان مجرمان و افراد ضد اجتماعی چپ دستان زیادتر هستند. این نظریه هم پایه علمی ندارد.
6- نظریه کارکردهای مغزی:
چپ دستی و راست دستی جنبه فطری دانسته و به عملکرد نیمکره های مغز بستگی دارد به طوری که در فرد چپ دست نیمکره راست مغز قویتر و در فرد راست دست نیمکره چپ قویتر است. این نظریه جدیدترین و در عین حال عاقلانه ترین دلیل برای چپ دستی و راست دستی است.
بنابراین در این که چپ دستی و راست دستی جنبه ارثی نیز دارد شکی نیست زیرا اگر به شجره نامه کودک چپ دست توجه کنیم یکی از والدین یا مادربزرگ و پدر بزرگ یا خاله و دایی و… چپ دست در خانواده وجود دارد، البته چپ دستی افراد پیر خانواده که سواد نوشتن هم ندارند را می توان از کارهای دیگر آنها متوجه شد. مثلاََ سوزن نخ کردن آن دستی که نخ را کنترل می کند دست برتر است، قیچی کردن، اره کردن و… در اعضای دیگر بدن هم عضو برتر وجود دارد، مثلاََ در ورزش فوتبال بازیکن های چپ پا داریم یا بعضی ها وقتی می خواهند با دوربین عکــس بیندازند از چشم چپ و بعضی ها از چشم راست استفاده می کنند یا ا گر بخواهند متوجه شوند که ساعتشان کار می کند یا نه، معمولاََ آن را به گوش برتر خود نزدیک می کنند. البته تمام این موارد را بدون آنکه طرف مقابل متوجه شود و زمانی که به طور ناخودآگاه این اعمال را انجام می دهد باید کنترل کرد (کریمی، 1382).
2-4-6-2-2- عوامل مؤثر بر چپ دستی:
ازنظرعلمى چپ دستى امرى عادى وطبیعى است. مسأله ومشکلى نیست که درباره آن نگران باشیم. با توجه به شرایط مغزى انسان و با نظر داشتن این مسأله که هر کس در زندگى به نحوى خاص عادت کرده است مى توان آن ر اکاملاً طبیعى تصور کرد. باتوجه به عده زیاد چپ دستان لایق و باهوش، مىتوان این اطمینان را داشت که این امر سبب افت هاو عقبماندگى ها نخواهد بود (باشعور، 1379).
بسیارى از والدین و مربیان مسأله چپ دستى کودکان را با دیدى منفى تلقى مى کنند. گمان دارند کودکان چپ دست عقب مانده ذهنى هستند ویا دروضع و شرایطى قرار دارند که حتماً مجبور به بدخطى مى باشند شانس و امکان این که خوش خط شوند درآنان نیست (کرمی، 1383).
در یک دسته بندی می توان عوامل ایجاد دست غالب را در موارد زیر دسته بندی کرد: (حاج بابایی و دهقانی، 1386)
1- سیستم اعصاب مغزی
2- ژنتیک
3- تولد
الف)سیم کشی مغز:
مغز فرد راست دست، در نیمکره چپکنترل خود را بر حرکت دست غالب اعمال میکند و برعکس.
نیمکره چپ مغز (کنترل راست دستی) این موارد را کنترل میکند: تکلم، زبان، نوشتار، منطق ،ریاضیات، علوم، که این سیستم تفکر خطی است.
نیمکره راست مغز (کنترل چپ دستی) مواردزیر را کنترل میکند:
موسیقی، هنر، قوه ء ابتکار و خلاقیت، ادراک، احساسات، نبوغ، که این سیستم تفکر کل نگر است.
 ب) ژنتیک:
ژنتیک بودن عادت به استفاده از یک دست بیش از دست دیگر، یک موضوع مورد اختلاف است.
به نظر می رسد که چپ دستی در بعضی خانواده ها شایع تر است، گرچه روشی برای پیش بینی آن وجود ندارد.
تحقیقات مختلف بر خانواده هایی انجام شده و سعی می کند روی احتمال چپ یا راست دستی ترکیبات والدین بچه های چپ دست کار کند، اما آنها با تظاهرات مختلفی ظهور میکنند:
تقریباً یک نفر از هر ده نفر جمعیت، چپدست اند.
تقریباََ 26% بچه هایی که هر دو والدشانچپ دست اند، چپ دست خواهند شد.
تقریباً 9% بچه هایی که فقط یک والدشان چپ دست می باشد، چپ دست خواهند شد.
از آنجا که والدین دست غالبشان مخلوط می شود، دست غالب مادر نفوذ بیشتری بر بچه دارد یعنی یک مادر چپ دست و پدر راست دست باید بچه های چپ دست بیشتری نسبت به حالت برعکس داشته باشند بر پایه تحقیقات مشابه، حدود 75% بچه هایی که هر دو والدشان چپ دست اند، راست دست خواهندشد.
ج) تولد:
بر طبق مندرجات نشریه پزشکی نیوانگلند، مادرانی که در سن بالاتری باردار می شوند، احتمال بیشتر دارد که بچه چپ دست داشته باشند.
مادران در سنین بین 30 تا 35 سال، 25درصد احتمال بیشتری برای داشتن بچه چپ دست دارند.
چپ دستها از نیمه راست هنری مغز فرمان می گیرند که آنها را با قوه تخیل بالا، مبتکر، شوخ طبع، دارای انگیزه ها و امیال قوی درونی، آتشین مزاج، دلپذیر، دلنشین و بکر می کند اما هیچ گاه کودن نمی کند.
7-2-2- شرایط موثر بر بدخطی:  
گانیه و همکاران (2005) معتقد است که برای یادگیری دو دسته شرایط وجود دارد: شرایط درونی یادگیری و شرایط بیرونی یادگیری. البته در بررسی علل بدخطی و بد آموزی خطی دانش آموزان دوره ی ابتدایی علاوه بر عوامل آموزشی و تربیتی و در حقیقت، کار معلم، که جزء شرایط بیرونی هستند باید شرایط درونی که م
ربوط به شرایط روانی کودکان می باشند نیز مورد توجه قرار گیرند چه بسا بدخطی دانش آموزان به دلیل حالات عاطفی نامطلوب و نداشتن هدف و انگیزه برای زیبا نویسی و یا ضایعات استخوانی و یا نداشتن آمادگی روحی روانی و محیط نامناسب و فقر آموزش همچنین تمرینات غلط و فقدان رسیدگی باشد.  
برای ارائه ی راهکار های مناسب عوامل به طور کلی به سه گروه عمده تقسیم بندی می شود:
1-7-2-2- عوامل مربوط به خانواده: 
  بی توجهی اولیاء به خط بچه ها و طرز نوشتن آن ها و یا سر مشق نادرست دادن و همچنین والدینی که خودشان بد خط هستند زمینه هایی برای بد خطی فرزندان را فراهم می کند بدخطی والدین سر مشق نا مناسبی برای کودکان است از آنجا که خوشنویسی مهارتی است که باید آموخته شود چنان چه کودک در خانواده ای زندگی کند که اعضای آن از ذوق و استعداد بیشتری برخوردار باشند کودک زمینه ی بیشتری برای خوب نوشتن دارد خانواده هایی که به صورت دیکتاتور ی و دموکراسی و ﺁزادی مطلق اداره می شوند نیز تأثیرات متفاوتی بر عملکرد دانش آموز دارند افرادی دوران کودکی خود را در خانه ای آکنده از استبداد و خود خواهی می گذرانند هیچ گاه فرصتی برای ابراز وجود و نشان دادن قابلیت ها و گرایش های خود به دست نمی آورند ( خوش خلق، 1387).
کودکانی که در خانواده هایی زندگی می کنند که نسبت به فرزندان خود بی تفاوت اند و از تشویق و تنبیه به موقع برای انجام تکالیف فرزندانشان استفاده نمی کنند در واقع انگیزه ی لازم را برای انجام بهتر تکالیف در فرزندان خود به وجود نمی آورند چنین کودکانی اغلب با اکراه و بی میلی اقدام به نوشتن می کنند و نتیجه ی عملکرد آنها رضایت بخش نخواهد بود همچنین موقعیت کودک در خانه یعنی تنها فرزند خانواده بودن یا کوچکترین کودک یا تنها پسر خانواده بودن وارتباطی که کودک با خواهر و برادران خود دارد سبب یادگیری های مهارتی بدنی متفاوتی می شود (همان منبع).
انتظارات خاص والدین از فرزندان خود اگر با واقع بینی همراه باشد اختلالی در رفتار بچه ها به وجود نمی آورد ولی اگر این انتظارات بدون توجه به امکانات فرزند باشد سبب بروز عکس العمل های شدید از طرف بچه ها می شود و سبب شکست بچه ها در انجام کارهای معین می گردد همچنین وضعیت طبقاتی خانواده بر روی یادگیری دانش آموز تأثیر دارد وضع مادی و معنوی خانواده در رشد نوشتن بچه ها تأثیر دارد تحقیقاتی که درباره ی اختلاف استعداد بچه ها در طبقات مختلف به عمل آمده است نشان می دهد که پرورش استعداد بچه ها در حد وسیعی مربوط به فرهنگ و راه زندگی طبقات است(شریعتمداری ،1367).
2-7-2-2- عوامل مربوط به معلمان: 
 مسئله ی آماده سازی معلمان برای کاری که بر عهده دارند در همه ی کشور ها به ویژه کشور های در حال رشد از اهمیت ویژه ای بر خوردار است این اهمیت هم نه نیازی به اثبات دارد و نه تأکید. از طرفی همیشه گفته می شود که مدرسه یک قدم از اجتماع عقب تر است. زیرا تحولات اجتماعی سریع تر از آن رخ می دهند که مدرسه و معلم بتوانند خود را با آن تطبیق دهند در این صورت معلم چه باید بکند (سانتراک، ترجمه سعیدی و همکاران، 1387).
اگر معلم خط خوبی داشته باشد و حروف را هم به خوبی آموزش دهد و در این رابطه با استفاده از بازی و تمرین عضلات بچه ها را تقویت کند بیشترین تأثیر را در خوب نویسی و خوانا نویسی دارد گاهی اوقات کتاب های درسی هم اشکالاتی در این زمینه دارند که معلم باید آن ها را به خوبی ببیند و با تذکر به موقع اجازه ندهد در شاگردانش دو گانگی ایجاد شود و بد خطی و خوانا نبودن خط آموزگار و بی توجهی او به خط شاگردان نیز عاملی در ایجاد بد خطی و اختلال خط می باشد بهتر است معلمان از دادن تکالیف زیاد در منزل خود داری کنند مواجه شدن دانش آموز با حجم زیاد تکالیف نیز باعث بد خطی دانش آموز می شود صبر و حوصله و دادن مقدار معینی تمرینات عضلانی در مقدمه ی کار ضروری است تا شاگرد قادر شود عضلات دست را کنترل کند تکنیک های متعددی از جمله مچاله کردن کاغذ یا استفاده از خمیر های بازی و… وجود دارد تا عضلات دست را آماده کند تا به حروف الفبا شکل بدهد و هم چنین برای آموزش مهارت خط نویسی به کودکان باید معلمین به این مؤلفه ها توجه داشته باشند وضعیت نشستن دانش آموز، وضعیت قلم به دست گرفتن دانش آموز وضعیت دست آزاد بچه های راست دست و چپ دست، حالت قرار گرفتن سر، تابش نور و مقدار آن در هنگام نوشتن حالت قرار گرفتن پاها در هنگام نوشتن و طرز قرار دادن و فیزیک ایستادن پای تخته برای نوشتن و رعایت حاشیه در دفتر دقت به این ویژگی ها باعث می شود تا آموزگار بتواند دانش آموزان را به درستی هدایت کند. معلمانی که با دانش آموزان دچار مشکلات رفتاری کار آموزشی می کنند در این زمینه آسیب پذیری بیشتری دارند بیشتر معلمان رغبتی به آموزش این گونه از دانش آموزان نشان نمی دهند (کوپر، ترجمه شریعت پناهی، 1378).
معلمان باید به این باور برسند که نوشتن کودکان از طریق تمرینات بیشتر پیشرفت می کنند و آن ها باید در پذیرش تلاش های کودکان حوصله ی بیشتری به خرج دهند واکنش مثبت معلم و بر انگیختن کودک به سمت تلاش بیشتر در ایجاد یک کلاس نوشتن مناسب است (هژبری، 1383).
نگرش مثبت معلم نسبت به تلاش های نوشتاری کودک به اندازه ی فراهم کردن زمان و فضا و مطالب نوشتاری مناسب حائز اهمیت است خط خطی کردن ها و نقاشی ها سطوح آغازین نوشتن هستند که در پیشرفت مهارت نوشتن کودک در مراحل بعدی حائز اهمیت هستند بنا براین این تلاش ها باید مورد تشویق معلمان قرار گیرد (ه
ادی پور، 1385).
معلم و نقش او در ایجاد زمینه های تجربی و عملی یادگیرنده اهمیت خاص دارد او می تواند فضایی را به وجود آورد که احساس وحشت از کار ها را بر طرف کند و دانش آموز را به انجام کار بهتر در نوشتن حساس ترکند. ( معتمدی، 1386). 
 لذا معلمان باید اساس کار خود را به کاهش تنش قرار دهند و در مورد خط بچه ها را توبیخ نکنند و خود از نظر خطی الگوی خوبی برای دانش آموزان باشند.  
3-7-2-2- عوامل مربوط به دانش آموزان:
در میان مهارت های تحصیلی پایه، نوشتن ملموس ترین مهارت نام گرفته است تفاوت نوشتن با سایر مهارت های ارتباطی این است که نوشتن سندی کتبی از خود به جای می گذارد و هم چنین جز مهارت های ظریف حرکتی می باشد. می گویند خط هر کسی نشانه ای از روح او را در خود دارد و هر کسی را می توان از خط او شناخت. برای این که دانش آموز بتواند نوشتن را به نحو احسن انجام دهد لازم است شرایطی برای نوشتن داشته باشد: 
1- از رشد ذهنی کافی برخوردار

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید