دورانی طویل المدت افزایش می یابد.
عوامل توسعه اقتصادی
1- فرهنگ مناسب
2- نظام آموزشی
3- انباشت سرمایه
4- مدیریت و نظام اقتصادی مناسب
5- ثبات اقتصادی
عوامل پنجگانه فوق عواملی هستند که باید هماهنگ و دست در دست هم توسعه و گسترش یابند و فقدان هر یک از این عوامل، حتی در صورت تحقق سایر عوامل، بازهم فرآیند توسعه ای را دچار توقف خواهد کرد. به عبارت دیگر توسعه اقتصادی یک مجموعه به هم پیوسته است و تحقق آن مستلزم سلامت تمامی اجزاء مجموعه می باشد (میکائیل پور 1379)
نقش منابع انسانی در توسعه اقتصادی
امروزه اهمیت عامل انسانی در اقتصادهای رشد یافته بر محققان مباحث اقتصاد آموزش و پرورش پوشیده نیست. برای شرکت هایی که قصد دارند در دنیای متغیر بازار کار توان بهره وری و رقابت خود را افزایش دهند، سرمایه گذاری هرچه بیش تر برروی مهارت ها و قابلیت های نیروی کار – نیروی انسانی – به منزله استراتژی اساسی و مهم مد نظر است. این مسأله باعث افزایش حساسیت بخش اقتصادی و بازرگانی نسبت به ناکارایی آموزشی شده است. بنابراین اگر جامعه ای بخواهد توان رقابت را در اقتصاد جهانی حفظ کند، این وظیفه مدیران آن جامعه است که بیش تر از گذشته به شایستگی ها و کیفیت نیروی کار خود توجه نشان دهند. بدون شک، محصولات و خدمات با کیفیت بالا می تواند به وسیله آن دسته از نیروهایی تولید می شود که از دانش و مهارت بالایی برخوردار هستند.
این بحث به وسیله اقتصاددانان آموزش و پرورش به شکل معادله زیر بیان شده است:

نامناسب بودن کیفیت محتوای آموزشی و نبودن ارتباط بین مباحث تحصیلی با نیازهای اقتصادی و بازار کار باعث بروز دو پدیده شده است:
الف- در بسیاری از کشورها منابع طبیعی و سایر فرصت هایی که زمینه ساز بهره وری اقتصادی است بدون استفاده مانده است.
ب- بسیاری از تحصیل کردگان بیکار هستند.
جهت بهبود وضعیت اشتغال جوانان و کاهش بیکاری تحصیل کردگان، استفاده از تجارب بعضی کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا، مثل ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور، بسیار مؤثر خواهد بود. بر اساس مطالعات یونسکو،‌روش بسیار مؤثر این کشورها در تغییر و بهبود وضعیت اشتغال فارغ التحصیلان ناظر به سه فعالیت است:
1- تسهیل کسب تجارب و یادگیری در محیط کار و انتقال تجارب علمی از محیط کار به آموزش و پرورش
2- ارتقای اصلاحات آموزشی، روش ها و ساختارهایی که مستلزم لحاظ کردن مهارت های شغلی در آموزش مدرسه ای است، به نحوی که دانش آموزان را برای دنیای کار آماده کند.
3- افزایش تلاش های علمی برای معرفی کار به عنوان بخش جدایی ناپذیر آموزش عمومی و تأکید بر مهارت اشتغال آفرین در فرآیند آموزش تا توان سازگاری جوانان را نسبت به تغییرات سریع و توسعه تکنولوژی افزایش دهد. (عزیزی، فصلنامه تعلیم و تربیت، شماره 55 و 56)

آموزش
تعریف آموزش:
آموزش چیست؟2 آیا توضیحات شفاهی فرد به فرد یا گروهی از شاگردان را می توان آموزش نامید؟ آیا این امر که معلم کتاب یا جزوه ای را در اختیار شاگرد قرار دهد آموزش است؟ آموزش از دیدگاههای مختلف تعریف گوناگونی دارد.3 دوبوایس (Dubois) آموزش را “مرتب و منظم کردن دقیق محیط فراگیر به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر در وضعیتهای مشخص” تعریف کرده و در این تعریف عواملی مانند محیط، نتایج و وضعیت خاص در خود جای داده است ولی در این تعریف به خصوصیات فراگیر مانند دانش قبلی وی یا انگیزه و نیاز او به یادگیری منظور نشده است. (کریمی، 1375، صفحه58)
برونر معتقد است در آموزش بایستی حداقل به 4 سؤال جواب داده شود:
1- پیش فرضها و پیش دانسته های فراگیر کدامند؟
2- برای یادگیری بیشتر، ساختار و ترکیب موضوع یادگیری باید به چه صورت باشد؟
3- ترتیب و توالی مواد یادگیری برای تسهیل در یادگیری چگونه است؟
4- کاربرد تشویق و تنبیه و بازخورد برای دستیابی به اهداف آموزشی به چه نحو است؟
بطور خلاصه می توان گفت که: آموزش عبارتست از مجموعه تصمیمات و اقداماتی که یکی پس از دیگری اتخاذ می شود یا انجام می گیرد و هدف از آن دستیابی هرچه بیشتر فراگیر به یادگیری (اهداف آموزشی) است. یکی دیگر از صاحبنظران آموزش را چنین تعریف می کند:
آموزش (instruction) برخلاف پرورش و کارآموزی نه یک نهاد است، نه یک دوره، بلکه به مجموعه فعالیتهایی گفته می شود که در خدمت پرورش و کارآموزی قرار دارند.”
معمولاً فعالیتهایی را که معلم به تنهایی به کمک مواد آموزشی در کلیه مقاطع تحصیلی انجام می دهد، آموزش می نامند. بنابراین مجموعه ای از فعالیتهایی را که به منظور ایجاد یادگیری در یادگیرنده از جانب آموزگار طرحریزی می شود و بین آموزگار و یک یا چند یادگیرنده بصورت کنش متقابل جریان می یابد – آموزش کلاسی – می گویند، زیرا در آموزش کلاسی بر کنش متقابل بین معلم و دانش آموز (یادگیرنده) تأکید شده است.
انواع دیگر آموزش مانند: آموزش از طریق رادیو و تلوزیون، کتاب و از این قبیل موارد را که در آنها کنش متقابل یا رابطه دو جانبه رو در روی بین معلم و دانش آموز وجود ندارد، شامل نمی شود ولی در تعریف جامع آموزش که سایر آموزشها را نیز دربر می گیرد، عبارت از هرگونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای گفته می شود که هدف آن ایجاد یادگیری در یادگیرندگان است. (سیف، 1371، صفحه 15)
تعریف آموزش و پرورش4
“آموزش و پرورش” تعاریف گوناگونی دارد، گوناگونی تعاریف غالباً ناشی از پیچیدگی و چند وجهی بودن امر آموزش و پرورش است. گاهی فراگرد کسب علم و معرفت و در مواردی نتیجه چنین فراگردی آموزش و پرورش نامیده می شود. گاهی هر دو جنبه فوق را درنظر می گیرند. از کارکردهای اساسی آموزش و پرورش می توان از انتقال فرهنگ، جامعه پذیری، گزینش و تخصص، کنترل اجتماعی، نوآوری و تغییر، رشد شخصیت، سرمایه گذاری و پرورش سیاسی و یگانگی را نام برد. (علاقه بند، 1373، صفحه 6 و 7)
– به زعم شریعتمداری کلمه آموزش به معنی انتقال دانش و کلمه پرورش بمعنی انتقال ارزش یا شکوفایی استعداد افراد می باشد.
– دونالد باتلر: “تعلیم و تربیت فعالیت یا کوششی است که در آن افراد مسن تر اجتماع انسانی یا آنهایی که بیشتر رشد کرده اند با افراد کم سن تر (کم رشدتر) برخورد می کنند تا رشد بیشتری را در آنها بوجود آورند و از این راه به پیشرفت زندگی انسانی کمک کنند”.
– فیلیپ ج فنیکس “تربیت عبارتست از فرایندی که بوسیله آن افراد از روی قصد و اراده افراد دیگر را هدایت کنند”. (شریعتمداری، 1370، صفحه 6 و 7)
بنظر فیوضات آموزش و پرورش عبارتند از:
1). فعالیتی مداوم، جامع و برای همه بخاطر رشد و تعالی انسان غنای فرهنگ و تکامل جامعه.
2). فراگردی است که طی آن مجموعه ای از دانش های مرتبط و منظم همراه با عادات و مهارتهای حاصل از آن انتقال می یابد. (فیوضات، 1356، صفحه 37)
با توجه به تعاریف آموزش و پرورش در سطح کلان، آموزش و پرورش خود به سه نوع تقسیم می شود:
1- آموزش مستمر ضمنی. 2- آموزش رسمی. 3-آموزش غیررسمی.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلید واژگان آموزش زبان، گروه کنترل، مهارت حل مسئله

1-آموزش مستمر ضمنی:5
این نوع آموزش به هرآنچه که انسان در طول عمر، به گونه ای سازمان نیافته و نامنظم در زمینه های دانش و توانش و بینش فرا می گیرد اتلاق می گردد. آموزش مستمر ضمنی مانند محیط خانه، محیط کار، مکانهای فرهنگی و ورزشی، وسایل ارتباط جمعی.
2- آموزش رسمی6
آموزش رسمی یا مدرسه شامل آن قسمت از نظام آموزشی است که از کودکستان آغاز شده و تا آموزش عالی ادامه دارد. این نوع آموزش سازمان یافته است و دارای ساختاری مشخص می باشد و از سلسله مراتب منظمی پیروی می کند.
آموزش غیررسمی:7
آموزش غیررسمی به هر نوع فعالیت آموزشی و کارآموزی اتلاق می شود که سازمان یافته است ولی در خارج از نظام آموزشی رسمی (مدرسه ای) انجام می گیرد، مانند دوره های آموزش ضمن خدمت کارکنان و آموزشهای کوتاه علمی فنی در زمینه مشاغل، صنعت، خدمات و فعالیتهای فرهنگی جهت اوقات فراغت جوانان. با توجه به مراتب بالا امروزه واژه آموزش منوط به محیط مدرسه و کلاس نمی باشد، بلکه مفهوم وسیعتر و غنی تری دارد. بدون توجه به زمان و مکان خاص همان اصل مهم اسلامی یعنی: “ز گهواره تا گور دانش بجوی” را نشان می دهد.
مفهوم برنامه ریزی آموزشی:8
از برنامه ریزی آموزشی تعاریف گوناگونی شده است، که از برداشتهای متفاوت صاحبنظران نسبت به مقوله برنامه ریزی آموزشی ناشی می شود. برخی برنامه ریزی آموزشی را آینده نگری و نقشه کشیدن برای آینده آموزش و پرورش می دانند. عده ای آن را پیش بینی نیازها و تخمین منابع برای تحقق اهداف از پیش تعیین شده تلقی می کنند. به تعبیر گروهی دیگر، برنامه ریزی آموزشی، یعنی تصمیم گیری در باره آینده آموزش و پرورش. یکی از صاحبنظران این حوزه، برنامه ریزی آموزشی را روشی برای انتخاب منابع و اهداف طبق یک استاندارد می داند.
در اصطلاحنامه مرکز منابع اطلاعات آموزشی،9 آمده است، برنامه ریزی آموزشی، یعنی فرایند تعیین اهداف، روشها، فعالیتها، منابع و برنامه ریزی مؤسسات آموزشی و سرانجام فیلیپ کومبز، مدیرکل اسبق یونسکو، برنامه ریزی آموزشی را کاربرد روشهای تحلیلی در مورد هر یک از اجزاء نظام آموزشی به منظور ایجاد یک نظام آموزشی کارآمد می داند.
تعریفی که کومبز در دهه 1970 از برنامه ریزی آموزشی گفته است، تا به امروز مورد قبول بسیاری از صاحبنظران است و به طور ضمنی متضمن عناصری است که در تعاریف پیشین به آنها اشاره شد و در اینجا با قبول این تعریف، مباحث برنامه ریزی آموزشی دنبال می شود. (محسن پور، 1379، صفحه 7-6)
جایگاه نیازسنجی در برنامه ریزی آموزشی
سنجش منظم و دقیق نیازهای آموزشی تا اواسط قرن بیستم صورت نمی پذیرفت. مسائلی نظیر تحولات سریع اجتماعی و لزوم آماده سازی افراد برای زندگی شخصی و حرفه ای از یک سو و تقاضای عمومی و حرفه ای برای برنامه های تربیتی نظام یافته تر و پاسخگو تر نسبت به مسائل موجود، منجر به ظهور الگوهای برنامه ریزی مبتنی بر اطلاعات گردید. (فتحی و اجارگاه و مهرمحمدی، 1378)
تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه ریزی آموزش کارکنان و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثربخشی کارکرد آموزش و بهسازی است که اگر بدرستی انجام شود مبنای عینی تری برای برنامه ریزی به عنوان نقشه اثربخشی – و تبعاً سایر فعالیت ها – فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نیازهای سازمان، حوزه های شغلی کارکنان و در نهایت اثربخشی آن افزایش خواهد یافت. (عباس زادگان و ترک زاده، 1379)
به عقیده شاپور راسخ “برای تدوین اهداف مطلوب باید نیازها بررسی شده و به طور کلی اهداف براساس نیازها و برای تحقق نیازها تدوین شوند” برنامه ریزی آموزشی به مثابه بررسی ساختمانی است که بنیان آن بر نیازسنجی استوار است (شکل در صفحه بعد) اگر به این شالوده (نیاز) توجهی شود یا در شکل دادن به آن از مصالح کم دوام استفاده شود و یا بر پایه تخیلات و اوهام یا نظرات یک یا چند نفر بنا گردد، ساختمان بنا شده به زودی فرو خواهد ریخت. اگر برنامه ریزی که رابطه مستقیمی با برنامه ریزی نیروی انسانی و اشتغال دارد بر اساس نیازسنجی صورت نگیرد، تبعات زیان آوری به دنبال خواهد داشت، اما اگر قبل از برنامه ریزی آموزشی، نیازسنجی صورت گیرد و هدفهای برنامه های آموزشی بر آن استوار باشد برای هر قدمی که در سیستم آموزشی برمی داریم، می توان دلایلی را ارائه کرد. بر اساس نیازسنجی هر اقدامی به نظر منطقی و مدلل خواهد بود.
“جک تیلور” ضمن بررسی خود در زمینه نحوه آموزش مدیریت در یکی از سازمانهای صنعتی اینطور نتیجه گیری می کند که یکی از خطاهای فاحش در امر برنامه ریزی آموزشی در این خصوص تجزیه و تحلیل سریع و سطحی نیازهای آموزشی بوده است. به عبارت دیگر مسئولان امر در انجام بررسی عمیق به منظو

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید