دانلود پایان نامه ارشد درمورد 
آموزش و پرورش No category

ر شناخت نیازهای مهم و اصلی آموزشی فرد، اعضای سازمان و درجه بندی و طبقه بندی این نیازها و تدوین یک برنامه آموزشی جامع، آینده نگر و کامل و تطابق آن با نیازها قصور ورزیده اند. (ترجمه گروهی از اساتید و نویسندگان مدیریت، 1369)
باید دانست که هر عصر توصیفیی از نیازها، در واقع جنبه تجربی داشته، از این رو پیوسته اعتبار این توصیه ها و بیان نیازها مورد تردید و سئوال قرار خواهد گرفت.
اختلافها برحسب نتایج یا رفتارهای واقعی (هدفها) تعیین خواهد شد نه بر اساس فراگردها (یا وسایل)
نیازهای آموزشی را از یک دیدگاه می توان به دو گروه آشکار و پنهان تقسیم کرد. نیازهای آموزشی آشکار آن دسته از نیازهای آموزش است که خود به وضوح نشان دهنده نیاز آموزشی بوده و احتیاجی به بررسی و تحقیق ندارد مانند استخدام یک کارمند جدید و بدون سابقه کار که در زمینه های مربوط به شغل جدید مسلماً نیاز به آموزش دارد و یا انتقال یک کارمند از قسمتی به قسمت دیگر و یا تغییر روش و یا وسایل ابزارآلات کاری که بدیهی است این تغییرات مستلزم آموزش بوده و مواد آموزشی هم یادگیری همان تغییراتی است که از نظر دانش و مهارت باید در کارکنان مذکور به وجود آید.
نیاز آموزشی پنهان آن نیازهای آموزشی است که با وجود احساس شدنشان تعیین و تشخیص اینکه چه کسانی نیاز به آموزش دارند و یا آن اشخاص به چه آموزشهایی نیاز دارند، مستلزم تحقیق و بررسی است. (ابطحی، 1368، صفحه 26)
نیازسنجی آموزشی10
شناخت و تحلیل اثربخش نیازهای آموزشی، پیشتاز یک سیستم آموزشی موفق است. تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه ریزی آموزش کارکنان و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثربخشی کارکرد آموزش و بهسازی است که اگر بدرستی انجام شود مبنای عینی تری برای برنامه ریزی به عنوان نقشه اثربخشی و تبعاً سایر فعالیتها فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نیازهای سازمان، حوزه های شغلی و کارکنان و در نهایت اثربخشی آن افزایش خواهد یافت، “آموزش گران است”، فقط باید موقعی ارائه شود که اولاً پلسخی به یک نیاز شناخته شده باشد و ثانیاً بهترین راه حل برای مشکلاتی باشد که از طریق آن قابل حلند. فعالیتهای آموزشی که بدون توجه به این شرایط طراحی و اجرا شوند در واقع نوعی اتلاف منابع ارزشمند خواهد بود.
نیازسنجی با شناسائی نیازهای مهم، مبنایی برای تعیین اهداف و تبعاً، بستر مناسبی برای سازماندهی سایر عناصر مهم حول محور نیازهای اولویت یافته فراهم می سازد. بنابراین کلیه تصمیمات در خصوص تدارک اهداف خاص، محتوای آموزشی مناسب و استفاده مؤثر از سایر منابع و امکانات محدود (انسانی، مالی و مادی) تابعی از مطالعات نیازسنجی است. از این رو شایسته تأمل و دقت علمی است. چون در واقع کیفیت این داده ها، اثربخشی دوره های آموزشی و نهایتاً کارکرد آموزش را تعیین خواهد کرد. در این میان نحوه تعریف و تعیین نیازهای آموزشی اثر مهمی در کیفیت و موفقیت کار دارد.
چگونگی تعریفی که از یک مشکل ارائه می دهیم، نحوه حل آن را تعیین می کند. نیازها را باید جهت انتخاب اقدامات درست، قبل از انجام درست هر اقدامی مشخص کرد. “با تشخیص نیازها قبل از انتخاب هر نوع راه حل می توانیم بر میزان کارایی و اثربخشی خویش بیفزاییم. با انجام کارهای درست، اعتماد به اثربخشی و اخلاقی بودن آنچه انجام می دهیم، بیشتر خواهد شد.” (عباس زادگان و ترک زاده، 1379، صفحه 55).
مفهوم نیاز11
نیاز یک مفهوم عمومی است که در زمینه های مختلف کاربرد نسبتاً وسیعی دارد و تعاریف متعددی از آن ارائه می شود. این تعاریف اگرچه همگی یک مفهوم یا احساس مشترکی را انتقال می دهند با این وجود از مناظر و ابعاد مختلف و بعضاً متفاوتی بدان می نگرد. اهمیت این دیدگاهها در تعریف واژه هایی مانند نیاز از آن جهت است که عملاً مبنای طرحریزی و اقدام در زمینه سنجش و رفع نیازها و به سهم خود نتایج حاصل از آن قرار می گیرد.
در یک تعریف عمومی، نیاز چیزی است که برای ارضاء و تحقق یک هدف قابل دسترس، ضروری یا مفید است. از این منظر نیاز یک نقش واسطه ای پیدا می کند که رفع آن موجب تحقق یا تسهیل در آن می شود. از این رو باید در ارتباط با هدف (وضعیت مطلوب) معین و براساس معیارها و استانداردهای خاص آن تعیین و سنجیده شود. (عباس زادگا و ترک زاده، 1379، صفحه 56) از دیدگاههای مختلف تعاریف مختلفی از نیاز شده است. از نقطه نظر کاربردی در آموزش و بهسازی می توان آنها را به چهار دسته تقسیم کرد:
1- نیاز به عنوان فاصله بین وضع موجود و مطلوب که می توان گفت متداولترین تعریفی است که از نیازها می شود. در این مفهوم وضع مطلوب می تواند اهداف، نتایج، توانائیها، نگرش ها، دانش، هنجارها، ادراکات و … درنظر گرفته شود. شکاف بین ایده آل و موجود تعبیر به نیاز می شود.
2- نیاز به عنوان یک خواست یا ترجیح، این تعریف مبتنی بر عقاید و نظرات و خواسته ها و ترجیحات افراد در زمینه های مورد نظر (نیاز) می باشد. این برداشت عملاً کاربرد گسترده ای دارد.
3- نیاز به عنوان یک عیب یا کاستی، از این دیدگاه عدم وجود دانش، مهارت و توانائی یا نگرشی و یا ابزار و وسایلی که منجر به ایجاد اشکال در عملکرد بهینه شود نیاز تلقی می شود. در این مفهوم نیاز هنگامی مطرح می شود که در یک مورد خاص سطح حداقل رضایت بدست نمی آید و یا نمی تواند بدست آید.
4- برداشت ترکیبی، از این دیدگاه آنچه که بین وضع موجود و وضع مطلوب قرار دارد، آنچه که ترجیحات، علایق و انتظارات افراد را شکل می دهد و سرانجام آنچه که بر عملکردهای مطلوب اثر منفی دارد، همگی نشانگر نیاز هستند. (عباس زادگان و ترک زاده، 1379 صفحه 58)

منابع نیازهای آموزشی
منابع نیازهای آموزشی بطور کلی عبارتند از:
* آرمانها، اهداف و استراتژیهای سازمان (شغل)
* نوع کار، وظایف شغلی، و ابزار مورد استفاده و سایر الزامات آن
* محیط
شرایط زیر نیز ضرورت توجه و اقدام برای شناسایی نیازهای آموزشگاهی را ایجاب می کند:
* احساس وجود یا مشاهده یک شکاف دانش یا مهارتی در سازمان (بطور کلی) یا در بین گروهی خاص از کارکنان.
* پیش بینی و یا بروز مشکلات نگرشی و رفتاری در سازمان یا در بین گروهی از کارکنان
* مشخص شدن قصور و یا کاستی – آگاهانه یا ناآگاهانه – در عملکرد افراد (مدیران و کارشناسان).
* در مواردی که آموزش گذشته علیرغم موفقیت در حصول نتایج آموزشی، اهداف و بروندادها یا پیامدهای مطلوب را محقق نکرده است. (عباس زادگان و ترک زاده، 1379، صفحه 60).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق با موضوعشخص ثالث، بازپرداخت

انواع نیازسنجی
کافمن با توجه به موارد کاربرد از شش نوع نیاز سنجی به شرح زیر نام برده است:
1- نیازسنجی آلفا12
این نوع نیازسنجی با بررسی، تهیه و تنظیم و اجرای تنواع سیاستها و خطی مشی ها ارتباط دارد. در نیازسنجی آلفا اقدامات و فعالیتها با آنچه که باید باشد مرتبط است و بررسی معایب و مسایل وضع موجود در درجه اول اهمیت قرار ندارد. هدف اصلی ممکن است تغییر اهداف و مقاصد فعلی باشد و این امر ممکن است به طرح اهداف و مقاصد جدید و تدوین برنامه های نو منجر شود.
کافمن نیازسنجی آلفا را از آنجا که یک مسیر معین را برای شناسایی تعییرات و انجام آنها بطور عمیق و یا تعیین نقطه شروع کاری ممکن می سازد اساسی ترین نوع نیازسنجی می داند و عقیده دارد، از این رو بشدت مبتنی بر برنامه ریزی و عملکرد مشارکتی است.

نیازسنجی بتا13
در این نوع نیازسنجی، اهداف و مقاصد و سیاستهای آموزشی یا غیر آموزشی درست فرض می شود. مقصد نیازسنجی، شناسائی فاصله یا شکاف بین عملکرد فعلی (وضع موجود) با عملکرد (وضع) مطلوب است.
2- نیازسنجی گاما14
این نوع نیازسنجی عمدتاً ناظر بر اولویت بندی اهداف و مقاصد است و کیفیت و کمیت آنها مد نظر قرار نمی گیرد.
3- نیازسنجی دلتا15
نیازسنجی دلتا در پی بررسی شقوق مختلف عمل با هدف مشخص کردن شیوه انجام بهینه یک کار یا وظیفه است.
4- نیازسنجی اپسیلون16
در این نوع نیازسنجی، شکاف بین نتایج حاصل و اهداف تعیین شده تعیین و بنوعی تحلیل می شود. نتیجه نیازسنجی اپسیلون در گامهای بعدی برنامه ریزی مورد استفاده و مبنای تغییر یا اصلاح برنامه قرار می گیرد.
5- نیازسنجی زتا17
در این نوع نیازسنجی همواره به گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات در باره طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه پرداخته می شود و بر آن اساس (تحلیل شکاف)، در خصوص حفظ یا تغییر اجزای مختلف برنامه تصمیم گیری می شود. بنابراین ممکن است بخشی از برنامه تغییر کند بدون آنکه سایر اجزای آن دچار تحول شوند. (عباس زادگان و ترک زاده، 1379)
کار:
در فرهنگ معین، کار بمعنای پیشراهی که شخص را می سازد، بمعنای شاغل بودن، ارائه خدمت در برابر مزد و درآمد است.
تعاریف کار:
1- از دیدگاه اقتصاددانان:
کار یکی از عوامل مهم تولید و بهره وری و مظهر قدرت انسان به حساب می آید، نوعی تلاش هدفدار، فکری یا جسمی است که به تولید، تغییر شکل و یا تغییر مکان اشیاء می انجامد، کاری که نیازهای مادی و روانی انسان را برآورده می سازد باید بطور متناوب انتخاب و در مکان مناسب و در جو درست انجام گیرد.
2- از دیدگاه راهنمایی:
شغل، کار یا پیشه فعالیت نسبتاً دائمی است که به تولید کالا یا ارائه خدمات می انجامد و برای انجام آن دستمزد پرداخت می شود، درنتیجه سه خاصیت مهم دارد.
الف) فعالیت نسبتاً دائمی است.
ب) به تولید کالا یا ارائه خدمات مناسب و مشروع می انجامد.
ج) برای انجام آن دستمزد باید پرداخت شود.
3- Learner، کاررا کاوش مناسب بوسیله فرد که منجر به خلاقیت و آفرینش است می داند.
4- از دیدگاه فریره: کار روند متقابل طبیعت و آدمی است، روندی که در آن آدمی با کنش خود به کنش متقابل طبیعت پی می برد، آنرا تنظیم می کند و بر آن مسلط می شود.
5- از دیدگاه سازمان بین المللی کار، کار عبارتست از:
الف) منجر به تولید شود. Production aspect!
ب) از نقطه نظر درآمد منجر به ثروت شود. An in come aspect!
ج) از نقطه نظر تشخیص منجر به خلاقیت شود. Reagnition aspect!
(شفیع آبادی، انتشارات وزارت آموزش و پرورش)
کار هر شخص یک قسمت کوچک از کار اجتماعی است که بواسطه تکنیک، خبرگی و شرایط کار ابعاد خاص می یابد. نیروی کار در هر جامعه بوجود آورنده ارزشهاست ولی این ارزشها مدام در حال تغییر و تحول است. بر اساس این تغییرات شرایط کار پایدار و ثابت نبوده بلکه تحت تأثیر پیشرفت تکنولوژی، ساختار شغلی می باشد و این اثرات در بخشهای تولیدی جلوه گر می شود. عواملی که به نوعی می توانند در این میزان، اثرگذار و کارساز باشند عبارتند از:
1- تسهیلات آموزشی
2- نوع اقتصاد و سرمایه گذاری
3- فعالیت اقتصادی محاکمه در جامعه
آموزش این امکان را فراهم می آورد که دانش و مهارتی را که افراد می آموزند تا در زندگی کاری موفقیت آمیز بکار گیرند. کلیه هزینه هایی که منظور می شود برای رسیدن به همین هدف می باشد. تسهیلات لازم از طریق سرمایه گذاری در اجرای هر بیشتر برنامه های آموزشی بر اساس این فرض که آموزشهای علمی حاضر یا مشاغل مورد نیاز کنونی تطبیق نماید و آموخته ها با میزان بازار کار جدید هماهنگ شود از ملزومات احراز شغل است. (لاهیجانیان، 1370)
عرضه نیروی کار:
توسعه اقتصادی، آموزش نیروی انسانی را در دو طبقه بندی اساسی قرار می دهد:
1- دستیابی به حداکثر راندمان تولید
2- رضایت ناشی از توسعه مهارت ها در خلق یک تولید ارزشمند و مفید.
انسان هم یک وسیله تولید است و هم در عین حال هدف تولید برای تعقیب این هدف، آموزش با سازش سریع و خودآگاه با جهان متغیر، تسهیلات لازم را برای تربیت و آموزش فرد فراهم می کند تا علاوه بر شناسایی ابعاد فنی و تخصصی رشته خود، هرگونه تغییر و تحول اعم از تغییرات تکنولوژی را از طریق ارائه در

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید