عوامل موثر بر جرأت مندی

پژوهش ها نشان می دهد عوامل عدیده ای بر رفتار جرأت مندانه موثر است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود:

جنسیت[1]

از جمله عواملی که در بروز رفتار جرأت مندانه تأثیر می گذارد جنسیت طرفین تعامل است. برای مثال مک دونالد[2] (2001؛ نقل از چان، 2002)، دریافت که مردان تمایل کمتری برای رد درخواست های زنان از خود نشان می دهند و نیز کمتر مایلند از زنان پرسش ناراحت کننده ای داشته باشند. زنان هم گزارش کردند که مایل نیستند تمایل خودشان را به گذاردن قرار ملاقات با مردان بیان کنند و یا از مردان انتقاد کنند. مردان و زنان برای طرف های همجنس خود، جرأت ورزی بیشتری نشان می دهند (چان[3]، 2002).

موقعیت[4]

برخی افراد در خانه به راحتی جرأت ورزی می کنند؛ اما در محیط شغلی یا روابط اجتماعی خارج از منزل قادر نیستند، اینگونه رفتار نمایند و یا بالعکس. هرسن و بلاک (1988؛ نقل از چان، 2002)، عقیده دارند تاثیر رفتار در روابط اجتماعی به بافت و شرایطی که رفتار در آن ظهور می یابد بستگی دارد. مهارت فرد در روابط بین فردی به ادراک اجتماعی و توانمندی وی در انجام رفتاری متناسب با شرایط، که به نتایج مثبت بیانجامد، بستگی دارد (چان، 2002).

فرهنگ[5]

فرهنگ ها و حتی خرده فرهنگ های مختلف، واکنش های متفاوتی به جرأت مندی نشان می دهند. چان (2002) خاطرنشان می کندکه جرأت مندی یک مفهوم فرهنگی است به عنوان مثال جرأت ورزی در فرهنگ غربی یک رفتار پسندیده است و در فرهنگ هایی که فروتنی و بردباری را مقدس می دانند، ممکن است آنچنان مورد پسند نیفتد. یکی از نکات قابل توجه در خصوص جرأت ورزی سطح قابل قبول آن در فرهنگ ها و جوامع مختلف است (چان، 2002).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دسترسی بدون اجازه یکی از جرائم اینترنتی در شبکه بانکی است

محیط خانوادگی و تربیتی

آدمی به رغم مجهز بودن به مغزی پیچیده و زبان، در برخورد با برخی مسائل، کماکان دچار عصبانیت، هراس و اضطراب می گردد؛ که علت آن برمی گردد به دوران کودکی و نحوه ی برخورد والدین و مراقبان اولیه ی کودک. والدین با استفاده از کلمات خوب و بد و با به میان کشاندن پای موجودیت ها، جدا و فارغ از ارتباط دوسویه با کودک، در کودک القای احساس تقصیر و اضطراب می کنند. در واقع والدین مسئولیت را از خودشان بر می دارند. برای درست و غلط به مفاهیم خارج از ارتباط متقابل متوسل می شوند. برای مثال، به کسی یا موجودی متوسل می شوند که همه باید به حرف هایش گوش کنند. مثلاً فرشته ها بچه های بد را دوست ندارند. این قاطع نبودن است و به همین صورت عدم جرأت مندی به بچه ها آموزش داده می شود (رامشت و سیامک، 1383). به همین صورت اگر در تربیت اولیه ی کودک تأکید بیش از حد بر وظایف و الزامات اجتماعی گذارده شود، این احساس در فرد بوجود می آید که حقوق دیگران از حقوق خودشان بسیار مهم تر است (شفیع آبادی و ناصری، 1384).

[1] . Sex

[2] . McDonald

[3] . Chan

[4] . Situation

[5] . Culture