ان.ال . پی (NLP) چیست ؟ N مخفف NEUROاست ، پیشوندی که اشاره به اعصاب و ذهن دارد . واین که ما چگونه زندگی ذهنی خود را سازمان دهی می کنیمl مخخف LINGUISTIC بمعنای  درباره زبان ، چگونگی کاربرد آن و چگونگی اثر آن بر ماست . P  مخفف PROGRAMMING  است که درباره توالی و سلسه مراتب رفتارهای تکراری ما و این که چگونه در راستای تحقق یک هدف اقدام می کنیم حث می کند .

بنابراین NLP مضوونی در باره ارتباط است ، برای افکار ، گفتار و کردارهایی که مارا با دیگران ، با جنان هستی وابعاد معنوی آن مرتبط می سازد این یک روش علمی است که در آن ما پی می بریم چگونه می توانیم مفاهیم مرتبط با ان.ال.پی را برای توجیه زندگی روزانه هر فردی ترجمه و منتقل کنیم . نقطه شروع در NLP کنجکاوی و علاقه پیدا کردن درباره انسانهاست  وهمچنین مطالعه در باره ساختارهای تجربیات ذهنی است . برای رسیدن به این اهداف ، NLP به کشف و پژوهش در این زمینه می پردازد که ما چگونه فکر و احساس می کنیم و جواهایی در این زمینه می یابیم ، می توانیم به دیگران یاد بدهیم بطور خلاصه ، هدف در این دانش ، کشف و ارائه فضیلت و کمال برای انسانهاست .NLP از اوایل دهه (۱۹۷۰) میلادی با همکاری ریچارد بند لر و جان گریندر شکل گرفت .

راپورت یا رابطه موثر : در NLP واژه راپورت برای شرح و بیان رابطه متکی بر اعتماد و مسئولیت پذیری استفاده میشود . راپورت ضرورتاً رخورد با افراد به همان شکلی که در جهان هستند است . برای اینکه ما بتوانیم با دیگران رابطه بر قرار کنیم به این نیاز داریم که آنها رابخوبی بشناسیم وازدید گاه آنان درباره جهان و جهانیان آگاهی پیدا کنیم . در این شرایط ما نیاز نداریم که عقاید و باورهای دیگران را بپذیریم  بلکه کافی است به آنها احترام بگذارم بنابراین راپوت در سه سطح متفاوت می تواند بر قرار یا گسسته شود از جمله : زبان بدن ، لحن  صدا ، کلما ت .

مراحلی که می توان از طریق آن به راپورت و ارتباط موثر دست یافت ؛

۱- همگام شدن : یکی از قدرتمند ترین شیوه  های ارتباط موثر می باشد که اریکسون ارائه داده است . دراین مضمون برای همگام شدن با کودک در مواضع او قرار می گیریم و تا حدی که موافق او هستید با او هم رای و همصدا می شوید . به همین شکل همگام شدن روش ویژه ای برای برقراری ارتباط موثر با اشخاص است در این روش با دیگران همگام می شوید و با جلب دوستی انها به آنان کمک می کنید .

۲- تورادوست دارم زیرا شبیه من هستی : شاید منصفانه نباشد و بااین حال واقعیتی است که اشخاص کسانی را دوست دارند که مانند خود آنها باشند . با کسانی بیشتر معاشرت می کنیم که مانند ما هستند و دنیا را مانند ما می بینند و در دوست داشتن یا نداشتن شبیه ما هستند . ما دوستان خود را از میان کسانی انتخاب می کنیم که تحت تاثیر آنها بتوانیم با خود ارتباطی گرم و صمیمانه داشته باشیم و چه کسی جز کسانی که شبیه ما هستند می توانند به ما احساس راحتی بدهند .

۳- همگام شدن با روحیه دیگران : اهمیت همگام شدن را می توان اینگونه  تعریف کرد : وقتی شما با کسی همگام می شوید نیاز داریم که آنها را به خوبی بشناسیم و از دیدگاههای آنها در باره جهان و جهانیان آگاهی پیدا کنیم. در این شرایط ما نیاز نداریم که عقاید و باورهای دیگران را بپذیریم بلکه کافی است که به آنها احترام بگذاریم بنابراین راپورت در سه سطح متفاوت می تواند برقرار یا گسسته شود ازجمله: زبان بدن، لحن صدا، کلمات.

مراحلی که می توان از طریق آن به راپورت و ارتباط موثر دست یافت:

1-همگام شدم: یکی از قدرتمندترین شیوه های ایجاد ارتباط موثری باشد که اریکسون ارائه داده است. در این مضمون برای همگام شدن با کودک در موضع او قرار می گیریم و تا حدی که موافق او هستید با او هم رای و همصدا می شوید. به همین شکل همگام شدن روش ویژه ای برای برقراری ارتباط موثر با اشخاص است در این روش با دیگران همگام می شوید و با جلب دوستی آنها به آنان کمک می کنید.

2-تو را دوست دارم زیرا شبیه من هستی: شاید منصفانه نباشد و با این حال واقعیتی است که اشخاص کسانی را دوست دارند که مانند خود آنها باشند. با کسانی بیشتر معاشرت می کنیم که مانند ما هستند و دنیا را مانند ما می بینند و در دوست داشتن یا نداشتن شبیه ما هستند. ما دوستان خود را از میان کسانی انتخاب می کنیم که تحت تأثیر آنها بتوانیم با خود ارتباطی گرم و صمیمانه داشته باشیم و چه کسی جز کسانی که شبیه ما هستند می توانند به ما احساس راحتی بدهند.

3-همگام شدن با روحیه دیگران: اهمیت همگام شدن را می توان اینگونه تعریف کرد: وقتی شما با کسی همگام می شویددر واقع به او می گویید: «من مثل تو هستم می توانی روی من حساب کنی» هنگام شدن راهی برای ابعاد اعتماد و اطمینان در طرف مقابل است همگام شدن در روحیه یا رفتار همیشه ساده نیست. اما دست کم می توانید در حد رفتار دیگران ظاهر شوید.

4-چگونه با زبان بدن حرف می زنیم: همگام شدن با زبان بدن کاری است که اغلب بصورت ناخودآگاه انجام می دهیم. این مهم بویژه زمانی تحقق پیدا می‌کند که اشخاص با یکدیگر در شرایط ارتباط موثر هستند از نظر «هال» وقتی دو نفر با هم حرف می زنند حرکات بدنی آنها از هماهنگی و همزمانی خاصی برخوردار است و این همزمانی یه سختی دیده می شود بنابراین همگام شدن می تواند یک مکانیم بقایی باشد، مکانیزمی که ما در نخستین تبادلهای خود با سایر انسانها آن را می آموزیم. همانطور که هال خاطرنشان می سازد همزبانی داشتن خود نوعی ارتباط است و ما اضافه می کنیم که احتمالاً این مهمترین شکل ارتباطی است که وجود دارد.

5-چگونه به زبان دیگران حرف بزنیم: همگام شدن با ارتباط کلامی روی عمق ارتباط موثری که با دیگران برقرار یم سازیدت به شدت تاثیر می گذارد. داشتن انعطاف در استفاده از کلمات و عبارات و تصاویر آشنا برای مخاطب شما بسیار مهم است. اگر با دقت به زبانی که یدگران از آن استفاده می کنند توجه کنید به کلمات، عبارات و تصاویر ذهنی مورد علاقه آنها پی می بریم. مسلماً اگر بتوانید به زبان محلی مخاطبین خود حرف بزنید و یا دست کم چند کلمه ای از زبان آنها را بدانید ارتباط بسیار موثری میان شما و آنها برقرار می شود. این حرکتی است که حسن نیت شما را می رساند و اسباب امتنان مخاطب شما را فراهم می سازد. توجه به طبان بدن برای دفع فاصله و نزدیک کردن شما به دیگران مهم است.

6-روبرو شدن با باورها و عقاید: جفرسون می گوید: «در اصول چونان صخره ای مقاوم بایستید و در زمینه نقطه نظرها چون رودهانه ای جاری باشید». نقطه مشترکی میان خود و مخاطب پیدا کنید بعداً اگر ضررورت داشت به اختلاف نقطه نظرهای میان خود و آنان و یا سوء تفاهمهایی که وجود دارد بپردازید. بسیار ساده تر و کارآمدتر است که از توافق به توافقی برسیم و حال آنکه رسیدن از اختلاف به توافق به نسبت  دشوار است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   اهمیت و فایده هوش هیجانی

7-هماهنگی در تنفس: هم اوایی نیز یکی از قدیمی ترین روشهای ایجاد ارتباط موثر است مانند تانترا یوگا که هدف رسیدن به معنویتی واحد را پی می گیرد، دو فرد یکدیگر را به آرامی می گیرند و آنقدر به یک آهنگ تنفس می کنند تا موانع ظاهری جداکننده آنها از یکدیگر، از میان برداشته می شود و آن دو در حکم شخص واحدی می شوند.

8-هدایت کردن: وقتی با کسی ارتباط موثر برقرار می کنید، مخاطب شما به احتمال زیاد چاره یا ندارد جز آنکه قدم بعدی را با شما بردارد. بعبارت دیگر همگامی و همآوایی به هدایت کردن منتهی می شود. همگام شدن انجان عملی مطابق با رفتار شخص مورد نظر شماست، اما هدایت کردن انجام کاری متفاوت از دیگران است. وقتی با شخص دیگری هستید، او را راهنمایی و در غیر اینصورت با او همگامی می کنید راه دیگری وجود ندارد و باید ابتدا ببینید که مخاطب شما در چه موضعی قرار دارد، در این موضع قرار بگیرید و بعد به او امکان انتخابهای جدید بدهید این روش اغلب موثر واقع یم شود و در مقایسه با سایر روشها اثربخش تر است.

مدل ارتباطی NLP آرایش ، زیبایی و مدل لباس

مطالب جامع تر و کاملتر درباره آموزش سخنرانی ، فن بیان و مهارتهای ارتباطی در سایت احمد انصاری : www.ahmadansari.com

برقراری ارتباط روشن

در این بخش اطلاعات مربوط به طرز درک و فهمیدن اشخاص را با یکی از موثرترین روشهایی که برای ایجاد تفاهم متقابل و برقراری ارتباط روشن ابداع گردیده مرتبط می سازیم. اسم این روش گوش دادن پویاست که در اوایل دهه 1950 کارل راجرز آن را ابداع کرد. آنگاه قدمی فراتر برمی داریم و در باره معانی پنهان بحث می کنیم.

مراحلی که می توان از طریق آن با فرد ارتباط روشنی برقرار کرد:

1-بفهمیم که دیگران چگونه می فهمند: یونگ می گوید: «همه از چهار وجه ادراکی برخوردارند، بعضیها (اغلب مردان) در جنبه های حسی و اندیشه ای قوی تر هستند و گروهی دیگر (اغلب زنان) در جنبه های اساسی و شهودی قوی تراند». و معتقد بود بعضیها ممکن است بیشتر درونگرا و گروهی بیشتر برونگرا باشند و برعکس.

2-آشنایی شیوه های ادراکی: یکی از ساده ترین راههای شناسایی شیوه هیا ادراکی دیگران این است که به کلمات، واژه ها و تصاویری که شخص مورد نظر از آن استفاده می کند دقیق شویم تا بفهمیم آنها را به کدام شیوه شنیداری، دیداری و یا احساس بیان می کند. این شناسایی برای درک منظور افراد نقش مهمی را ایفا می کند و به ما کمک می کند که منظور ارفاد را درک کنیم و هم نقطه نظر خود را به افراد انتقال دهیم.

3-شرایطی را فراهم کنیم که دیگران ما را درک کنند: در این مرحله می توان از روش آزمایش و خطا استفاده کرد. اگرندانید مخاطب شما از میان روشهای دیداری، شنیداری، احساسی، نوشتاری کدان را بیشتر می پسندد، می توانید در فواصل محبت با او گاهی لحظه یا مکث کنید و از او بپرسید: «آیا این نقطه نظر را قبول دارید؟» یا «آیا به نظر شما پیشنهاد من عملی است؟»

4-استفاده همزمان از روشهای مختلف ایجاد ارتباط موثر: می توان با توام کردن روش دیداری، شنیداری، احساسی و نوشتاری شیوه پیچیده تری در زمینه ادراک روی آورد که همپوشی ادراکی نامیده یم شود که به آن «رنگ کردن تصاویر کلمه» گفته یم شود. منظور این است که نظر موافق مخاطب خود را افزایش دهیم که خود بتواند امتیازان آن را ببیند و احساس کند.

5-گوش دادن پویا: ارتباط واقعی زماین ایجا می شود که بخوبی به سخنان مخاطب خود گوش فرادهیم یعنی به گفته ها و طرز تلقی و نقطه نظرهای مخاطب خود گوش فرا دهیم، توجه کنیم که او چه منظوری دارد، درب اره آن چه احساسی دارد، به قالب ارجاعی او در مورد حرفی که می زند دقیق شویم… ما با توجه به بررسیهای خود به این نتیجه رسیده ایم که درک همدلانه، روش بسیار موثری است که می تواند تغییرات فراوانی در شخصیت ایجاد کند.

6-توجه به معانی پنهان: ئاغلب ما هر جمله ای که به زبان می رانیم، به عمد یا غیرعمد مطلبی را حذف می کنیم و وقتی کسی با ما حرف می زند یا باید در باره آنچه حذف شده به حدس و گمان متوسل شویم و یا از او بخواهیم توضیخ بیشتری بدهد. باید بفهمیم و بدانیم که دقیقاً چیست که او از آن سردرنمی آورد. با گوش دادن پویا از سردرنیاوردن یا گیج شدن مخاطب خود مطلع می شویم اما این کافی نیست، به دانستن مطالب بیشتری نیاز داریم، باید دقیقاً از علت سردرنیاوردن و گیج بودن مخاطب خود آگاه باشیم. ازجمله راههای رسیدن به این مهم، اطلاع از معانی پنهان در پس پرده گفته مخاطب ما از طریق کلمه «چرا؟» و «چه؟» می باشد به شرط آنکه بصورت تحقیر، تنبیه و تهدید بیان شود.

در این بخش در باره شیوه های تصمیم گیری بحث می کنیم. به شما نشان می دهیم که چگونه از طرز تصمیم گیری دیگران مطلع شوید و بتوانید نقطه نظرهای خود را به شکلی مقاومت ناکردنی ابراز نماید.

مراحلی که از طریق آن می توان افراد را متقاعد کرد:

1-چگونه به خواسته خود برسیم: گاهی ما از خواسته خود مطمئن نیستیم و نمی خواهیم با طرح خواسته ای احتمالاً بی جا رفتاری احمقانه از خود به نمایش بگذاریم. اما در مواقعی از خواسته خود آگاه هستیم اما از عواقب سوال کردن می ترسیم. می ترسیم که به ما بگوبند که پرسش نامربوطی را طرح می کنیم، می ترسیم سوال ما را غیرقابل قبول بدانند یا آن را بی تناسب و یا غیرممکن اعلام نمایند اما پافشاری کلید اصلی و حلال مسئله است. بعبارت دیگر رد کردن قدمی به سوی پذیرفتن است. شکست خوردن بخشی از موفق شدن است

2-چگونه به یک نقطه نظر جالب برسیم: وقتی می خواهید کسی را بکاری متقاعد کنید، چند نکته لازم است: اصل آنکه ببینید چه می خواهید و یا دست کم چه نتیجه ای شما را راضی می کند. دوم، اشخاص هر کاری را به دلایل خود و نه به دلایلی که برای شما مهم است انجام می دهند. به همین دایا اشنا شدن با دلایل دیگران بسیار مهم است، بنابراین «یک نقطه نظر خوب» آن است که مزایای آن برای مخاطب شما بیش از مضرات آن باشد که او برای انجام آن کار تقبل می شود.

3-شناسایی روشهای تصمیم گیری: استراتژی تصمیم گیری به سه مرحله تقسیم می شود:

الف) انگیزه: در مرحله شخص تصمیم به تصمیم گیری می گیرد.

ب) تصمیم: در این مرحله شخص در باره عمل یا رفتار بخصوصی تصمیم می گیرد.

ج) تایید: در این مرحله شخص پس از رسیدگی به نتایج ناشی از تصمیم گیری خود در باره خوب یا بد بودن آن تفاوت می کند.

4-چگونه نقطه نظر خود را به شکلی که تولید نکنند ارائه کنیم: در این مرحله استراتژی ارائه پیشنهاد در مقابل استراتژی تصمیم گیری قرار می گیرد

  • 1