مقاله رایگان درباره
دوره قاجار، فرهنگ و تمدن، وزارت امور خارجه، کاخ سعدآباد پایان نامه ها و مقالات

بودند و کسی را یارای ورود بدان‌ها نبود، هرنوع دریچه در طبقه‌ی هم کف، کوچک و مشبک و در بالای خط دید عابران بود. پنجره‌های طبقات بالا معمولا بزرگتر و پیش آمده‌تر ساخته شده بود و با این که فضا و هوا را از خود رد می‌کرد ولی طوری نبود که مشرف به حیاط و یا تراس همسایه باشد. در رساله‌ی مختصر سیدی خلیل حکم این منع شرعی آمده است”که هرکس که می‌خواهد از درخت نخل خود بالا برود باید همسایه را خبر کند تا کسی در منظر دید او قرار نگیرد”(گروپه،197:1379)
3-1-4 هنر و معماری در دوره‌ی قاجاریه
تزئین در معماری فقط منحصر به پوشش سطوح نیست بلکه به انتقال فضا نیز کمک می‌کند بناهای اسلامی را نمی‌توان همواره از روی شکل و قالب آن‌ها تشخیص داد چون هر قالبی محدود به یک نیت و هدف نیست؛ بالعکس، هر فرم و قالب نشان دهنده‌ی تکثیر هدف و انعطاف‌پذیری فضاست(گروپه،162:1379).
هنر دوره قاجار نشانگر سه مشخصه و ویژگی بنیادی بود جدایی روز افزون فرهنگ ایرانی از سنت عظیم اسلامی در نتیجه پیروزی تشیع و رقابت با امپراتوری عثمانی؛ ورود دم‌افزون عناصر هنر مردمی و عامیانه؛ و وابستگی رشد یابنده‌ به تأثیرات هنر غربی. هنر این دوره با این که از نظر کیفی در سطح پائین‌تر از هنر ادوار پیشین قرار داشت و از حیث شکوه و عظمت قابل مقایسه و هم‌سنجی با آن نبود، اما ویژگی و هویت کاملا مستقل و پالوده‌ای را به نمایش گذاشت( اسکارچیا،1376،167).
در دوره‌ی قاجار سبک جدیدی در معماری پیدا نمی‌شود. معماران این سلسله نیز دنباله رو معماری صفویه بودند( تفضلی،171:1387).
چنان‌چه در کاخ‌ها و مساجد ابنیه‌ی دوره‌ی قاجار حتی نقوش و طرح‌ها وتزییناتی یافت می‌شوند که کوشش شده است؛ عینا از دوره‌ی صفویه تقلید شوند. اما نکته حائز اهمیت این است که این نوع رقابت، به علاقه و حیرانی در حدی گرته برداری سطحی منجر می‌شد. ما حصل آن اگرچه در مجموع خلق هنری خاص با کاراکتر و شخصیت ویژه‌ی دوره‌ی قاجار بود اما در عوض به دلیل برخی از مسائل و زیر ساخت‌های اجتماعی-فرهنگی و باورهای هستی‌شناسانه که در مجموع زمینه‌ی ظهور هنر را شکل می‌دهند. هنر معماری این زمان فقیرتر از هنر معماری صفویه بوده است(گودرزی(دیباج):1388).
در زمان حکومت طولانی ناصرالدین شاه، علاوه بر این که رفته رفته تمدن و هنر غرب در ایران نفوذ کرد، به تدریج وضع مردم کشور نیز رو به بهبود نهاد. به همین دلیل هنر معماری، هم چنین صنایع ظریف مثل گچ‌بری، ایینه کاری و کاشی‌کاری رونق یافت. در اثر ارتباط بیشتر ایران با اروپا، معماری اروپا در هنر معماری ایران نفوذ کرد و معماران ما از هنر اروپایی تقلید نمودند.
ارتباط بیشتر ایران با غرب، معماران ایرانی را بر آن داشت تا عوامل مشخص معماری ایران را با روشن‌بینی و توجه خاصی، با عوامل معماری غرب در آمیزند و آثاری به وجود آورند که از نظر هنری دلپسند باشد.
ساختن سرسراهای ورودی با پلکان‌هایی که از وسط سرسرا شروع شود و از پاگرد به دو شاخه در مقابل یکدیگر بالا ادامه می‌یابد، تآثیر معماری کشور روسیه بر بناهای احداثی از اواسط سلطنت ناصرالدین شاه به بعد، معمول گشت. این معماری خارجی با طرح‌های تزیینی ایرانی از قبیل کاشی‌کاری، آیینه‌کاری و ازاره‌بندی از کاشی، توآم گشت و گوشه‌ای از معماری عصر قاجاریه را نشان داد(تفضلی،171:1387).
ایجاد زیر زمین‌ها با طرح‌های زیبا و پوشش ضربی آجری، تعبیه حوض‌خانه‌ها، متداول گشتن بادگیر جهت خنک کردن فضاها و احداث تالارهای بزرگ با شاه‌نشین‌ها و غرفه‌ها و گوشواره‌ها و همه و همه به صورت دلپسندی در آمد.
ساختن بادگیر جهت خنک کردن و تهویه داخل بنا در معماری قاجاریه متداول بوده است. بادگیر‌ها در ابتدا ساده و فقط شامل یک دهانه با تزئینات کاشی‌کاری زیبا بود؛ به تدریج مراحل کمال را پیمودند، چنان‌که صورت تکامل یافته آن‌ها، دو طبقه و از چهار جهت دارای هشت دهانه‌ی هواکش بود و جریان باد و هوا را از این دهانه‌ها به داخل ساختمان هدایت می‌کرد.
با مقایسه بادگیرهایی که برای آب‌انبار‌های کاروانسراهای شاه عباسی واقع در جاده نائین به کرمان و سایر نواحی کویری ایران (خواه ساده و خواه با شیارها و هواکش‌های متعدد) ساخته شده است و بادگیر‌های زمان قاجاریه در تهران، یزد، ابرقو، کاشان، طبس، سمنان و دامغان مشاهده می‌شود؛ که چطور در دوره‌ی قاجاریه، ساختن بادگیر از صفویه اقتباس شده و مرحله تکامل را طی نموده است.
در معماری کاخ‌سازی، ساختن بادگیر‌های مزین به کاشی‌کاری و قبه‌ی طلا در عمارت رکنی از معماری اصیل ایرانی بوده است(نصیری انصاری،278:1351).
نصیری انصاری در مورد بناهای غیر دولتی می‌گوید: بناهای مسکونی در دوره قاجار (غیر از کاخ‌های سلطنتی) با طرحی شامل اتاق مرکزی ایوان(با دو ستون در جلوی آن) و اتاق‌های کوچک‌تر واقع در اطراف اتاق مرکزی به صورت‌های ساده یا مفصل، همه به شیوه‌ی معماری اصیل ایران در ادوار قدیم بود که در این دوره با ابتکارات جدیدتر به صورتی دل‌چسب و نیکو تکمیل گشت. بناهای مسکونی که از دوره قاجار به یادگار مانده است زیاد نیست؛ زیرا در آن زمان ساختمان‌ها فاقد استحکام کافی بوده و غالبا فقط در طبقه‌ی پایین بنا از آجر استفاده می‌شده است؛ اما طبقات فوقانی را که به آئینه‌کاری‌های مجلل و گچ‌بری‌ای زیبا مزین بود، بیشتر از خشت خام می‌ساختند(همان:275).
از این دوره کمتر بنای مسکونی می‌بینیم که ت
مام آن از آجر ساخته شده باشد. بناهایی مانند منزل آقای بروجردی در کاشان، منزل آقای شیبانی در طبس یا منزل آقای آقازاده در ابرقو، نمونه‌هایی از معماری مسکونی دوره قاجار است. در معماری مذهبی قاجاریه، مانند ساختن مسجد، مدارس دینی، تکیه و حسینیه‌ها، شیوه‌ی معماری همان است که در ادوار پیش بوده است. مسجد امام تهران، قزوین، مسجد سید در زنجان و مدرسه‌ی سلطانی در کاشان گواه این مدعا است.
علاوه بر معماری مذهبی که پیروی از صفویه است و معماری کاخ‌سازی و معماری مسکونی که آمیزشی از عوامل معماری ایرانی و اروپائی را به حالتی دل‌چسب نشان می‌دهد، بنای تیمچه‌‌های وسیع و زیبای این دوره، خود نشان دهنده‌ی شاهکار‌های ماهرانه‌ای از استادان هنر معماری قرن سیزدهم هجری است.
از دوره‌ی قاجاریه، تیمچه‌های وسیع با پوشش‌های ضربی، مانند تیمچه‌ی حاجب‌الدوله، صدراعظم، مهدیه، امین اقدس و علاءالدوله…در تهران موجود است. اما مشهورترین و زیباترین آنها تیمچه امین الدوله در کاشان است که از نظر هنر آجرکاری و کاشی‌کاری و چه از نظر وسعت دهانه‌ی طاق قابل تحسین و ستایش است.
با استقرار ثبات و امنیت در کشور، هم‌چنین ایجاد ارتباط سریع‌تر و روز افزون بین شهرهای ایران با داخل وخارج مملکت و بالا رفتن زندگی مادی مردم و وضع اقتصادی کشور و احساس احتیاج به مسکن بیشتر، از یک طرف و به بازار آمدن مصالح جدید ساختمانی از قبیل، آهن، بتون و… از طرف دیگر و نیز آمدن مهندسین خارجی به ایران مهندسانی که به پیشینه‌ی پر افتخار مملکت ما آشنایی نداشتند و بازگشت ایرانیانی که در خارج از وطن هنر معماری را فرا گرفته‌اند و شدیدا تحت تاثیر معماری غرب بودند، دگرگونی شگرفی در هنر معماری ایران پدید آمد.
با همه‌ی زیبایی که به چهره‌ی شهرهای ایران بخشیده، متاسفانه غالبا جنبه‌ی تقلید از شیوه‌های معماری غرب را بر پیروی از هنر اصیل ایرانی یا ابداع سبک جدیدی در معماری ایران ترجیح داده است(ویلسن، ترجمه: فریار، 1366: ص 217).
این معماران آن طور که می‌بایست عوامل مشخصه‌ی معماری ایران را در بنا‌های بزرگی که به دست آنان ساخته می‌شد، منظور نداشتند. ولی با وجود آن در بعضی از موارد، اجبارا به طرف تزئیناتی به سبک ایرانی کشانده شدند. بناهای کاخ سعدآباد و کاخ مرمر در تهران و ساختمان مجلل باشگاه افسران، عمارت شهربانی، کالج البرز، کاخ وزارت امور خارجه و عمارت پست و… گواه این مدعا است. این طریق معماری بدون توجه به عوامل اقلیمی و پیشینه‌ی معماری پرافتخار ایران، هنوز هم ادامه دارد(تفضلی،174:1387).
هنر دوره‌ی قاجار دارای تشتت‌ها، چند گفتگویی، سطحی‌نگری و دارای فاصله با هنر فاخر و برخوردار از نوعی شتابزدگی در کسب جلوه‌ها و مظاهر هنر و فرهنگ غرب گردید. هنر‌مند این دوره در مورد پرداختن به هنر سنتی و هنر گذشته‌ی خود نیز همین برخورد را دارد. به همین دلیل است که وقتی به نقوش انتزاعی واسلیمی‌ها و شبه اسلیمی‌ها وختائی‌ها وگل بته‌‌ها می‌پردازد غالبا سطحی و خام است و امکان پرداختن به عمق مفاهیم آن‌ها را نمی‌یابد. زیرا اصولا انتخاب اسلیمی و ختائی به طور کلی نقوش آبستره و انتزاعی در هنر سنتی اسلامی-ایرانی که اوج زیبایی آن را در دوره‌ی صفویه می‌توان دید. درک باطن و حقیقی است که هنرمند را به گزینش چنین بیانی در عالم فرم و رنگ رهنمون می‌سازد. هنرهای دینی- ایرای -اسلامی، اشیاء واشکال و صورت‌های گوناگون را از هیأت ملکی خارج می‌کردند، صورت و کالبد ناسوتی و مادی را از آنها می‌گرفتند و هیأتی ملکوتی به آن می‌بخشیدند. اشیاء به حقیقت ملکوتی خود رجوع داده می‌شدند تا آئینه‌ی جلال و جمال ازلی باشند. “(گودرزی،8:1388).
هنر دوره‌ی قاجار از یک طرف- و در بسیاری از موارد- درگیر دست‌مایه‌ی تقلید و تکرار پیشیشنیان خود است و از طرف دیگر عمدتا در مواجه با دعوت به تسلیم در برابر وضعی است که سوغات غرب برای او به ارمغان آورده است. به همین دلیل است که اعتنای جدی به سنت نیز ندارد و هنر شبه سنتی و شبه قدسی آن یا به تفنن و یا به بدعت سطحی- جز در موارد بسیار استثنائی- روی آورد و دیگر ساحات تفکر هنر فراموش ماند.
در همین راستا سفر دولت مردان و سیاست‌گذاران ایرانی به اروپا نیز تأثیرات بسیار زیادی بر فرهنگ رایج در دربار و برنامه‌ها و سیاست‌های آن‌ها داشت. اما به دلیل نوع نگاه شاهان و بزرگان قاجار در سفرهای خویش به اروپا که اغلب در حد سفرهای سیاحتی و تفریحی بود و دست‌آوردهای آن‌ها جز سفرنامه‌های سطحی و خرید و وارد کردن ابزار و ادواتی که بیشتر سوغات به شمار می‌آمد، برخورد با تمدن غرب و دست‌آورد منسجم، درخشان و منطقی دیگری نینجامید(شمیم359:1387)
در این میان عدم فراهم ساختن زمینه‌های لازم برای تغیرات اساسی در جامعه، فرصت طلبی بسیاری از صاحب منصبان، شیفتگی و حیرانی در مقابل غرب به جای برخورد سنجیده و هوشمندانه و عدم اهتمام جدی دولت‌مردان به تغیرات اساسی و ضروری در شئونات مختلف جامعه را نیز باید به دلایل ذکر شده افزود.
هنرمند دوره‌ی قاجار همچون سیاست‌مداران و دولت‌مردان آن دوره در برابر هجوم تمدن جدیدی که مظاهر آن حتی گاه در حد سوغات و هدایا به داخل کشور وارد می‌شد نتوانست صورت کلی فرهنگ خود را حفظ کند و به ناچار بعضی از اجزای منفک شده از اصل را نگه داشت و بی آن که به نامتناجس بودن این اجزا بیاندیشد در کنار اجزایی از فرهنگ و تمدن غرب قرار داد(گودرزی،30:
1388).
در این میان گرته‌برداری (وام‌گیری) از فرهنگ و تمدن غرب به شکل ظهور برخی از آداب سطحی و افراطی گاه به شکل استفاده از لباس خاص، کلاه، کروات و اصطلاحات فرنگی در ابتدا اصطلاحات فرانسه خود را نشان می‌داد. هرچند نگاه و برخوردهای برخی از چهره‌ها را در این نظام مانند امیر کبیر، قائم مقام فراهانی و حتی عباس میرزا باید استثناء دانست.
بر این اساس دوره‌ی قاجار باورهای متفاوت و گاهی متناقضی را در درون خود جای داده است؛ نقاط و موارد قابل تأملی مانند: نگاه نوستالژیک1، یا خاطره‌انگیز و رقابت‌جویانه با صفویه، اما از مناظری اشراف‌منشانه، تظاهر به تمدن با بهره‌گیری از مظاهر و دریافت‌های سطحی از غرب و ده‌ها عوامل دیگر، فضایی نسبی‌گرا در دوره‌ای تقریبا طولانی حکومت قاجار فراهم ساخت و هنر این دوره را نیز از خود متأثر کرد که بیش از هر چیز وجه میان مایگی و ارگانیسم‌های با سطح توسعه و تکامل بسیار نازل آن قابل تأمل است. هرچند این‌گونه نیست که هنر قاجار به دلیل طرح مقوله‌ی میان مایگی به طور کلی هنری سخیف باشد بلکه ارگانیسم‌هائی با سطح توسعه و تکامل بسیار نازل داشتن آن هم معمولا دلنشین و صمیمانه است. ضمن این‌که مواردی مانند نوآوری، کوشش برای تنوع و برخی از ویژگی‌های هنر فاخر به صورت جرقه‌های کوتاه و کوچکی در زوایای پیدا و پنهان آن قابل مشاهده است که به صورتی بسیار کوتاه و کم وسعت چشم را خیره می‌کند اما به سرعت نیز فرو می‌نشاند (همان).
3-1-4-1 ویژگی‌های نقوش تزئینی هنر و معماری دوره‌ی قاجار
رنگ و فرم و فضای آثاری که متجلی شده در نقوش تزیینی دوره‌ی قاجار هستند در یک معدل کلی با در نظر گرفتن چهار بنای شاخص و نمونه، یعنی مسجد سپهسالار، کاخ گلستان، عمارت مسعودیه وخانه ی امام جمعه، دارای ویژگی‌هایی هستند که درموارد زیر خلاصه می‌شوند:
1-اهمیت جزء بر کل در نقوش منفرد، عدم توجه به کمپوزیسیون و آهنگ رنگ و فرم، به زبان دیگر، گویی هر جزء و قطعه ای توسط یک نفر اجرا شده و هنرمند، در بخشی که در اختیار او بوده است با ذوق و ابتکار خود عمل کرده است و در این راستا به ترکیب‌بندی کلی یا حتی نقوش مجاور کمتر توجه داشته است.
2-دوگانگی در برخورد با فرم و مفهوم و عدم توجه به مفاهیم و موضوعات در خطوط کوفی بنایی، درمواردی خطوط کوفی به دلیل “فرم” به‌کار گرفته شده‌اند و فرم بر معنا غلبه دارد. به طوری که گاهی مثلا کلمه‌ی “علی” یا “الله” که بر اساس باور هنرمند یا حامی او در بنا استفاده شده است.
3- ساده‌سازی خطوط بنایی و اجرای آن‌ها بدون ویژگی‌ها و آرایه‌های تزیینی در واقع خطوط بنایی با فرم‌های ساده و زاویه‌دار بدون آن‌که زاویه‌ها با انتهای کلمات آن با بهره‌گیری از تنوع اشکال و افزودن عناصر تزئینی همچون گل و بوته‌ها سادگی خود را از دست بدهند هماهنگ با چیدمان “آجرهای بنا” به کار گرفته شده‌اند.
4-در ترکیب‌بندی اشکال و رنگ‌ها اگرچه هنرمندان نیم نگاهی به سنت داشته‌اند اما در مجموع توجه جدی به سنت‌های تصویری خود نکرده‌اند.
در عوض کوشش برای نوآوری بیشتر از علاقه‌ی به سنت با رعایت آن به چشم می‌خورد.
5-هنرمندان در انتخاب عناصر بصری و اجرای آن‌ها کوتاه‌ترین راه ممکن را برگزیده‌اند و در این راستا برای پرداختن به اصطلاح فرم و یا حساسیت‌های لازم برای رسیدن به فرم‌هایی که روی حالت سنجیده، برتری و زاویه‌ی نگاه جدید و فاخر آن‌ها کار ویژه‌ای انجام داده باشند تلاشی نکرده‌اند. البته این قضیه شامل همه‌ی آثار به


دیدگاهتان را بنویسید