کدام متغیر بیشترین محدودیت ها را برای گردشگران ایجاد میکند؟

6-1 قلمرو پژوهش
1-6-1 قلمرو موضوعی
پژوهش حاضر از نظر موضوعی در زیرمجموعه مباحث علم بازاریابی قرار میگیرد.

2-6-1 قلمرو مکانی
گردشگران جنوب شرق آسیایی با تاکید بر گردشگران کشور کره جنوبی که حداقل یک شب در یکی از مراکز اقامتی کشور ایران سکونت داشته اند به عنوان جامعه آماری این تحقیق در نظر گرفته شدهاند.

3-6-1 قلمرو زمانی
بهار 1393

7-1 خلاصهای از پژوهشهای گذشته
با بررسی مطالعات مربوط به گردشگری بدین نتیجه رسیدیم که صنعت گردشگری با کمبود تحقیقات کاربردی در حوزه “محدودیتهای سفر” به ویژه محدودیتهای پیش روی گردشگران ورودی به یک کشور مواجه بوده است و این مسأله عموماً در کنار متغیرهای دیگری چون رضایت، مشارکت در سفر، وفاداری و… مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه توضیح مختصری درباره برخی از تحقیقات پیشینی که به موضوع محدودیتهای سفر پرداختهاند، ارائه میشود.
هادسون9 (2000) در مقالهای با عنوان “بخشبندی گردشگران بالقوه: محدودیت متفاوت بین مردان و زنان” به اندازهگیری ادراک شرکتکنندگان فعلی و بالقوه اسکی از محدودیتهای “درون فردی”، “میان فردی”، و “ساختاری” پرداخته است. هادسون در این تحقیق به این نتیجه میرسد که تفاوت بسیار زیادی در سطح محدودیتهای درون فردی میان مردان و زنان وجود دارد. این محدودیتها در 30 نوع و در سه سطح درون فردی، میان فردی و ساختاری مورد بررسی قرار گرفتهاند.

تائه (2007) در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “سلسله مراتب چندگانه محدودیتهای سفر و اوقات فراغت” از منظر طبقهبندی به واکاوی طبقهبندی ساختار نظری سلسله مراتب چندگانه به منظور درک بهتر از محدودیتهای سفر ادراک شده بر اساس معیارهای اجتماعی و جمعیتشناختی پرداخته و میافزاید چگونه وضعیتهای مالی چندگانه و واحد بر روی مشارکت انفرادی در سفر و اوقات فراغت تأثیر میگذارد.

از یافتههای این پژوهش این گونه ادراک میشود که گروههای بیبهره در مقایسه با گروههای ذینفع با محدودیتهای عدیدهای مواجه هستند. همچنین مشکلات و محدودیتهای “حمل و نقل” و محدودیتهای خاصی که برای “نژادها” و “سنین” مختلف وجود دارد و به عنوان محدودیتهای سفر شناخته میشود.

سیلوا و کوریا (2007) در مقاله “تسهیلگرها و محدویتهای مشارکت در سفر: مطالعه موردی جنوب غرب پرتغال” با تحلیل محدودیتها و عوامل تسهیلگر سفر برای ساکنین جنوب غرب پرتغال به این نتیجه رسیدند که عوامل عمده تصمیمگیری برای سفر عبارتند از “زمان”، “پول”، “انگیزه” و “وجود همراه برای سفر”.

وی ژانگ10 (2009) در رساله دکترای خود با عنوان “انگیزهها، محدودیتها و تصمیمگیری گردشگران خروجی پکن” چنین نتیجه گرفته است که محدودیتها و انگیزهها تأثیر مشخصی در مشارکت در سفر ایجاد میکنند. وی میافزاید انتخاب مقصد و جذابیت آن متأثر از میزان محدودیتها و انگیزهها است. از عوامل عمدهای که به عنوان محدودیت در این تحقیق در نظر گرفته شدهاند میتوان به “مشکلات زبانی”، “نگرانیهای امنیتی”، “وضعیت مالی”، “مهارتها”، و “زمان” اشاره کرد.

کاتیاپورنپانگ و میلر (2009) در مقاله خود تحت عنوان “محدودیتهای اجتماعی ـ جمعیتشناختی رفتار گردشگری” به تأثیر محدودیتهای اجتماعی ـ جمعیتشناختی بر روی ابعاد گزینههای سفر پرداختهاند. این دو پژوهشگر چنین نتیجه گرفتهاند که “سن”، “درآمد”، و “مرحله زندگی” تأثیر متقابل و تفاوت عمدهای بر روی رفتار گردشگر دارند. آنها همچنین اشاره میکنند که عوامل اجتماعی و جمعیتشناختی به اشکال گوناگونی به محدودیتهای سطوح مختلف رفتار گردشگری تأثیر میگذارند.

کارنیرو و کرامپتون11 (2009) در مقاله خود با عنوان “تأثیر درگیری، آشنایی و محدودیتها بر جستجوی اطلاعات مقصد” به بررسی تأثیر درگیری، آشنایی و “محدودیتهای ساختاری” بر روی نحوه جستجوی اطلاعات در دو پارک ملی در کشور پرتغال پرداختهاند و بدین نتیجه رسیدهاند که مشکلات و محدودیتهای “مالی” مردم را تشویق به جستجوی اطلاعات میکند، اما محدودیتهای “زمان” و “قابلیت دسترسی” هیچ تأثیری بر روی جستجوی اطلاعات اعمال نمیکنند.
8-1 چارچوب نظری کلی پژوهش

نمودار 1-1: مدل مفهومی پژوهش
منبع: محققق ساخته (بر اساس بررسی ادبیات پژوهش)
با توجه به بررسیهای انجام شده، مؤلفههای محدودیتهای گردشگران خارجی غیرمسلمان در ایران در قالب مدلی همانند آن چه که در نمودار 1-1 مشاهده میشود، شناسایی و جهت انجام پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفتند.

9-1 شرح واژگان و اصطلاحات به کار رفته در پژوهش
محدودیت سفر: هر آن چه که گردشگر را از مشارکت در انجام سفر به مقصد خاصی بازمیدارد، محدودیت نام دارد (جکسون، 1988).

10-1 خلاصه فصل اول
در این فصل نگاهی مختصر به موضوع پژوهش داشتیم. در ابتدا بیان مسأله و ضرورت انجام این پژوهش پرداخته شد. سپس برخی از مهمترین مطالعات انجام شده در خصوص محدودیتهای سفر معرفی شدند. پس از آن چارچوب نظری پژوهش ارائه، و در نهایت، برخی از واژگان و اصطلاحات به کار رفته در پژوهش به اختصار توصیف گردید.

فصل دوم: مبانـی نظـری و پـیشینه پـژوهش

1-2 مقدمه
مردم برای ارضای نیازهای مختلف خود به کشورهای دیگر سفر میکنند. با این حال کسانی نیز هستند که تمایلی برای سفر ندارند. با این وجود دو سوال اساسی به وجود میآید: نخست اینکه، چرا مردم
به مسافرت میروند و چه مزایایی از سفر به دست میآورند؟ دوم اینکه، چرا برخی از مردم علیرغم علاقه و اشتیاق، به مسافرت نمیروند (اویسال12، 1996؛ اُه، اویسال و ویور13، 1995؛ پیو، اویسال و مکلیلان14، 1989)؟
یکی از مهمترین اهداف پژوهشهای اوقات فراغت، درک رفتار افراد در زمان فراغتشان است. لذا بررسی علل بازدارنده افراد از فراغت، اهمیت دارد (زیونگ15، 2006). موضوع موانع و محدودیتهای فراغت توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است (الکساندریس و کارول16، 1997). از آنجا که محدودیتهای فعلی افراد، نقش تعیینکنندهای در مشارکت آنان دارد، بررسی آن بسیار ارزشمند است (الکساندریس، کوتوریس و ملیگدیس17، 2006؛ دراکو، جورج و کریاکی18، 2008). توجه به محدودیتهایی که افراد را از مشارکت در فعالیتهای فراغتی بازمیدارد، به یکی از حوزههای پژوهشهای تخصصی ادبیات فراغت و تفریح تبدیل شده است (هال و پیج، 2006).
بازاریابی گردشگری بینالمللی19 در ایران به وفور به وسیله مشکلاتی درباره تصور ملی در ارتباط با وابستگیهای سیاسی و منطقهای و همچنین موضوعات فرهنگی و اجتماعی، با چالش روبرو شده است(باتلر و هینچ20، 2007). این در حالی است که، ایران یکی از مهمترین کشورهای جهان از نظر وسعت و قدمت مکانهای تاریخی و فرهنگی به شمار میرود. بر همین اساس، پتانسیل بسیار زیادی برای جلب گردشگران بینالمللی دارد. متأسفانه کشورهای اروپایی و امریکا علیرغم روابط پایدار خود با کشورهایی نظیر ژاپن، ترکیه، روسیه، کشورهای آسیای میانه و سایر کشورهای اسلامی (شیعه)، تمام تلاش خود را جهت انزوای بیشتر این کشور به کار میگیرند. این امر مشکلات متعددی را برای گردشگران بینالمللی ورودی به ایران ایجاد کرده است؛ برای مثال، تحریمهای بینالمللی باعث افت خدمات خطوط هوایی داخلی ایران شده است. علیرغم تمامی این مشکلات، ایران همچنان در مسیر رشد برای جذب گردشگران خارجی قرار دارد (کوپر، ابوبکر و ارفورت21، 2001؛ کزاک22، 2002؛ گلدنر و ریچی23، 2006؛ لاوز، پریدو و موسکاردو24، 2006). این فصل در چهار بخش “ادبیات نظری پژوهش”، “صنعت گردشگری در ایران”، “مروری بر پژوهشهای پیشین”، و “مدل مفهومی پژوهش” سازماندهی شده است و به تشریح مبانی نظری پژوهش میپردازد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه رایگان دربارهعملکرد کنترل

2-2 بخش اول: ادبیات نظری پژوهش
1-2-2 نگاهی به صنعت گردشگری
پروفسور جعفر جعفری در مقدمه کتاب مبانی برنامهریزی گردشگری مینویسد:
“امروزه گردشگری فراتر از یک صنعت به پدیدهای اجتماعی ـ اقتصادی در سطح جهان تبدیل شده است. سالهاست که گردشگری به مثابه مقولهای حیاتی در راستای تبدیل جهان به جامعهای متحد و متمرکز فعالیت نموده است؛ جامعهای که آن را دهکده جهانی مینامیم. بر اساس پژوهشها، در صورتی که گردشگری به گونهای صحیح به کار گرفته و برنامهریزی شود، میتواند عامل ایجاد همبستگی و مانع بروز جدایی گردد. صنعت گردشگری حقیقتاً گسترهای جهانی یافته است؛ به گونهای که، همه کشورهای شمال و جنوب در آن نقش دارند: خواه در نقش بازارهای مولد گردشگر، خواه مقاصد گردشگری، یا هر دو. این صنعت ثابت کرده است که دارای قدرت ترمیمپذیری بسیاری میباشد و در برابر تأثیرات حوادث اخیر نظیر بحران انرژی، جنگهای خلیج فارس و حتی شیوع بیماری سارس و حملات 11 سپتامبر پایداری چشمگیری از خود نشان داده است. استناد به تاریخچه موفق گردشگری این اطمینان را به وجود میآورد که گردشگری همچنان باقی خواهد ماند” (حیدری چیانه، 1387).
شاید مهمترین و نخستین موضوع در مطالعه صنعت گردشگری، چیستی، ماهیت و در نهایت تعریف آن است که به سبب گستره سریع عوامل و زمینههای مؤثر در این صنعت، این امر با چالش عمدهای مواجه شده است. گلدنر و ریچی (2003) گردشگری را علم، هنر و تجارت تهیه مطلوب نیازهای بازدیدکنندگان تعریف میکنند. جعفری25 (1997) نیز معتقد است که صنعت گردشگری بررسی و مطالعه مقولات مرتبط با شخصی است که از محیط عمومی خود دور شده است. از سوی دیگر، سازمان جهانی گردشگری26 (1993) تعریفی را به صورت استاندارد و بینالمللی پیشنهاد کرده است که در آن عمدتاً عوامل زمان و محیط زندگی مد نظر قرار گرفته است. این صنعت به عنوان یک علم، علم میان رشتهای محسوب میشود که در گرو درآمیختن چندین علم مختلف با همپوشی مناسب است. جغرافیا، محیط زیست، معماری، کشاورزی، فضای سبز، بازاریابی، تاریخ، حقوق، تربیت بدنی، تجارت، بازرگانی، حمل و نقل، هتلداری، مدیریت رستوران، جامعه شناسی، اقتصاد، روانشناسی و علوم سیاسی برخی از این علوم محسوب میشوند که هر یک به صورت جداگانه رابطهای خاص با مطالعات گردشگری دارند (جعفری، 1987).
سازمان جهانی گردشگری که بسیاری از دولتها در آن عضویت دارند، راهی را برای ارائه تعریفی عمومی از گردشگری نشان داده است. در سال 1991 سازمان جهانی گردشگری و دولت کانادا، یک کنفرانس بینالمللی دربارره مسافرت و آمارهای گردشگری در اتاوا، کانادا تشکیل دادند که نظر و پیشنهادهایی مربوط به گردشگری (تعریف و طبقهبندی آن) ارائه دادند. گردشگر کسی است که حداقل یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر برد (گی، 1997، ترجمه پارساییان و اعرابی، 1382). گردشگران بینالمللی به افرادی گفته میشود که به خارج از کشور محل سکونت خود (به مدت حداکثر 12 ماه) مسافرت نموده و هدف اصلی آنها دیدار از آن کشور است. گردشگران بینامللی عبارتند از دیدارکنندگان یک شبه که حداقل یک شب را در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل بازدید به سر میبرند و دیدارکنندگان گذری (یک روزه) که شب را
در کشور مورد بازدید نمیگذرانند. این مورد شامل مسافران کشتیها و خدمه هواپیما میشود. حتی اگر کشتی یا هواپیما بیش از یک شب در یکی از مکانهای آن کشور توقف کند. هنگام طبقهبندی خاستگاه دیدارکنندگان انتساب آنها به کشور محل سکونتشان بهتر است تا توجه به ملیت آنها. هر کشوری باید یک نظام طبقهبندی خاص داشته باشد تا بتواند مبدأ مسافران خارجی به کشور را مشخص کند.
در مارس 1993 کمیسیون آمار ملل متحد27 تعریف ارائه شده از گردشگری توسط سازمان جهانی گردشگری28 را پذیرفت. بر اساس این تعریف، گردشگری عبارت است از مجموعه فعالیتهای افرادی که به مکانهایی خارج از محل زندگی و کار خود به قصد تفریح و استراحت و انجام امور دیگر مسافرت میکنند و بیش از یک سال متوالی در آن مکانها نمیمانند. به گردشگری باید از دیده تعاملی بین عرضه و تقاضا نگریست؛ طراحی و توسعه یک محصول، به منظور مرتفع ساختن یک نیاز، همین تعامل است که آثار اقتصادی، زیستمحیطی، اجتماعی، فرهنگی و دیگر آثار را تعریف میکند (داس ویل، سال، 1997، ترجمه اعرابی و ایزدی، 1386).
عدهای چنین میپندارند که گردشگری موجب تخریب و آسیب فرهنگ یک جامعه میگردد و نسبت به عناصر فرهنگی خویش در طی زمان بیگانه میگردد. در مقابل، برخی دیگر معتقدند که گردشگری یک گفتگوی گسترده و فرهنگی است و سیاحتگران و گردشگران به گونهای پیامآوران فرهنگی هستند و به رشد و سازگار شدن فرهنگها با یکدیگر یاری میدهند. در تمام طول تاریخ بشری تا دوران حاضر، گردشگری زمینه دیدار و گفتگوی مردمانی از فرهنگهای گوناگون با یکدیگر بوده که نتیجه قهری و حتمی آن، غنیتر شدن همه فرهنگهاست. بریدگی و انزوای فرهنگی علاوه بر آن که در فرهنگها خفقان و تیرگی به وجود میآورد و به پژمردگی و پوسیدگی آنها میانجامد، یک اثر ناگوار دیگر هم دارد و آن دور ماندن انسانها از یکدیگر و بیگانهتر شدن آنها با هم است. در پژوهشهای جامعهشناسی گردشگری، روابط گردشگر و مردم کشور میزبان در قالب این الگو که از بیگانگی تا یگانگی به صورت یک پیوست تنظیم شده قابل مطالعه و بررسی است (دیبایی، 1371).
از دیدگاه سازمان جهانی گردشگری، گردشگری بینالمللی با گردشگری داخلی متفاوت است و به محدوده مرزی کشور مربوط میشود. ولی این بدان معنا نیست که هر مسافر بینالمللی یک بازدیدکننده تلقی شود. مسافر کسی است که برای خارج شدن از محل سکونتش سفر میکند. برای مثال، کارگری که برای کار از مرز خارج میشود بازدیدکننده محسوب نمیشود. گردشگری بینالمللی همیشه در وهله اول از نظر اقتصادی مد نظر قرار میگیرد؛ زیرا، این شکل از گردشگری نقش مهمی در بازرگانی و جریان ارزی ملتها بازی میکند (داس ویل، سال، 1997، ترجمه اعرابی و ایزدی، 1386).
آن چه در حوزه گردشگری حائز اهمیت است، این است که دولتها با آغاز قرن 21 دیگر نمیتوانستند از رشد و توسعه گسترده صنعت گردشگری و حجم رقابتی شدید آن و همچنین گسترش بازارهای بینالمللی گردشگری چشمپوشی کنند. اگر چه رقابت در این زمینه بسیار متفاوتتر از تمامی صنایعی است که پیش از این در آن رقابت به وقوع میپیوست؛ زیرا، کشورها برای صادرات گردشگری، مجبور به جذب گردشگران به داخل کشور خود هستند (کوپر، ابوبکر و ارفورت، 2001؛ کزاک، 2002؛ گلدنر و ریچی، 2006؛ لاوز و همکاران، 2006). در این صنعت، قیمت و کیفیت محصول و همچنین تصویر بازار هدف نقش کلیدی در تشخیص روند و حرکتهای گردشگران به یک مقصد خاص دارد (کرامپتون29، 1979؛ آندریو، بیگنی و کوپر30


دیدگاهتان را بنویسید