منبع تحقیق با موضوع 
آموزش و پرورش، سلسله مراتب، آداب و رسوم No category

شایستگی‌ها و ویژگیهای خاص فردی (بعدفردی) تمرکز دارند. مانند منطقی بودن ب) ارزش‌هایی که بر بعد اخلاقی13 تأکید می‌کنند (بعد اخلاقی مانند امانت داری). (فرامرزی1378،ص111)
وی برای سنجش هر یک از دو دسته مذکور، فهرستی مشتمل از هجده ارزش در اختیار پاسخگویان قرار داد واز آنان خواست تا ارزش‌ها را به مثابه اصول راهنما در زندگی خویش برحسب میزان اهمیت از شماره 1 (مهمترین) تا 18 (کم اهمیت ترین) رتبه‌بندی کند.
جدول 1- طبقه‌بندی روکیچ از ارزش‌ها14
فهرست ارزش‌های غایی
فهرست ارزش‌های ابزاری
1. زندگی آسوده (زندگی پر رونق)
2. زندگی پرهیجان (زندگی فعال و پرشور)
3. احساس رضایت ازکار(موفقیت در کار)
4. صلح جهانی (رهایی از جنگ و برخورد)
5. جهانی زیبا (زیبایی طبیعت و هنرها)
6. برابری (برادری و برابری فرصت‌ها برای همه)
7. امنیت خانواده (فراهم‌کردن امنیت برای افراد د مورد علاقه)
8. آزادی (استقلال و انتخاب آزادانه)
9. خوشبختی (رضایت)
10. هماهنگی درونی (رهایی از ستیزه وکشمکش داخلی)
11. عشق کامل (دلبستگی جنسی و روحی)
12. امنیت ملی (حراست در برابر حمله)
13. لذّت (زندگی آسوده و لذت بخش)
14. رستگاری (زندگی جاودانه و سعادتمند)
15. احترام به خویشتن (عزت نفس)
16. تایید اجتماعی (تحسین واحترام)
17. دوستی واقعی (مصاحبت صمیمانه)
18. خرد (فهم بالقوه از زندگی)
1. بلندپروازی یا جاه طلبی (کار سنگین کردن و آرزو داشتن)
2. وسعت نظر (باز بودن ذهن)
3. توانایی (لیاقت و کفایت)
4. شادی (سرزندگی)
5. نظافت (پاکیزگی و نظم)
6. شجاعت (بر اعتقاد خود مصمم بودن)
7. بخشندگی (تمایل به بخشیدن دیگران)
8. یاری رسانی (کارکردن برای رفاه دیگران)
9. صداقت (درستی و بی‌ریایی)
10. خیال پردازی (خلاقیت، جرأت داشتن)
11. استقلال (خودکفایی،خوداتکایی)
12. خردمندی یا اندیشه گری (هوش،تأمل)
13. منطقی بودن (عدم تناقض، رفتار عقلانی)
14. مهربان بودن (دلبختگی)
15. اطاعت (وظیفه شناسی)
16. مؤدب بودن (با ادب بودن و خوش رفتاری)
17. مسئولیت (قابل اعتماد و اطمینان بودن)
18. 18. خویشتن داری (کنترل داشتن بر خود و خود انضباط بودن)
در واقع رهیافت روکیچ توانست با اقبال وسیع محققان مواجه شود، بخشی از این اقبال عمومی، بدون شک در نتیجه موفقیت محققان در دستیابی به یافتن ارزش‌های خاصی بوده است که گروههای سیاسی، مذهبی، اقتصادی، نسلی و فرهنگی را از هم جدا کند.
شوارتز15 نظریه ساختار چرخشی ارزش‌های خود را در سال 1990 معرفی کرد. نقطه شروع کار وی پیمایش ارزشی “روکیچ” وتقسیم بندی او از ارزش‌ها بود. مهمترین مشخصّه نظریه وی این است که برخلاف نظریه‌های قبلی که ارزش‌ها را به صورت سلسله مراتبی در نظر میگرفتند و روابط میان ارزش‌ها را نادیده می‌انگاشتند، از ساختار و روابط میان اولویتهای ارزشی و نیز از روابط تضادی و توافقی میان اولویتها سخن گفته است و بر آن است که آنچه باعث ظهور تضادهای اجتماعی و روان شناختی میشود، تعقیب همزمان آن دسته از گونه‌های ارزشی است که در دو بعد اساسی متقابل قرار گرفته‌اند؛ “تمایل به تغییرات” در مقابل “محافظه کاری” و “توجه به ماورای خود” در مقابل “پیشبرد اهداف شخصی”. (فرامرزی 1378، ص107) وی به این منظور دست به تصفیه و اصلاح 36 ارزش غایی و ابزاری “روکیچ” زد و آنان را به 57 ارزش غایی و ابزاری، مشتمل بر 30 ارزش غایی و 27 ارزش ابزاری ارتقا داد. در زیر فهرست ارزش‌های غایی و ابزاری شوارتز را آورده‌ایم.
جدول 2- فهرست ارزش‌های شوارتز16
ارزش‌های غایی
ارزش‌های ابزاری
1. برابری (فرصت‌های یکسان برای همه)
2. هماهنگی درونی (با خود در صلح و صفا بودن)
3. قدرت اجتماعی (توان کنترل دیگران، تسلط داشتن)
4. لذّت (ارضای امیال)
5. آزادی (آزادی عمل و اندیشه)
6. زندگی معنوی داشتن (تأکید بر موضوعات معنوی نه مادی)
7. احساس تعلق داشتن (احساس اینکه دیگران به فکر من هستند)
8. نظم اجتماعی (ثبات جامعه)
9. زندگی هیجان انگیز (تجارب جالب)
10. معنا داری زندگی (هدف داشتن در زندگی)
11. مؤدب بودن (ادب داشتن، آداب دانی)
12. ثروت (تملّک مادی، پول)
13. امنیت ملی (حفاظت از کشور در برابر دشمن)
14. احترام به خویشتن (اعتقاد به ارزشمند بودن خود)
15. جبران لطف دیگران (پرهیز از مدیون بودن)
16. خلاقیت (منحصر به فرد بودن، تخیل)
17. صلح در دنیا (دنیای بودن جنگ و ستیز)
18. احترام به سنّت (حفظ آداب و رسوم متداول)
19. عشق کامل و بالغ (صمیمیت عمیق عاطفی و معنوی)
20. خویشتن داری (خودداری و مقاومت در برابر لغزشها و وسوسه‌ها)
21. رعایت حریم شخصی (حق برخورداری از حریم خصوصی
22. امنیت خانواده (فراهم کردن امنیت برای افراد مورد علاقه)
23. اعتبار اجتماعی (مورد احترام و تأیید دیگران قرار گرفتن)
24. وحدت با طبیعت (هماهنگی و تناسب با طبیعت)
25. زندگی متنوع (مملو از چالش، نوآوری و دگرگونی)
26. فهم و دانش (درک پخته و بالغ از زندگی)
27. اقتدار (حق رهبری و دستور دادن)
28. دوستی حقیقی (داشتن دوستان حامی و صمیمی)
29. جهان زیبایی‌ها (زیبایی طبیعت و هنر)
30. عدالت اجتماعی (اصلاح بی عدالتی‌ها، توجه به ضعیفان
1. استقلال (اتکا به خود، خودکفایی)
2. میانه‌روی (پرهیز از اعمال و احساسات افراطی)
3. وفاداری (وفاداری به دوستان و گروه خود)
4. بلند پروازی (سخت کوشی، هدفمند بودن)
5. آزاد‌اندیشی، روشنفکری (تحمل عقاید مختلف و نظرهای دیگران)
6. تواضع (فروتنی)
7. با جرأت بودن (حادثه جویی، خود را به مخاطره افکندن)
8. حفظ محیط زیست (محافظت از طبیعت)
9. با نفوذ بودن (در مردم و جریانات نفوذ داشتن)
10. گرامی داشتن والدین و بزرگترها (احترام گذاشتن)
11. انتخاب اهداف شخصی (گزینش مقاصد شخصی)
12. سلامت (بیمار نبودن از نظر بدنی و روانی)
13. توانایی (مهارت، مؤثر بودن، کارآیی)
14. پذیرفتن سرنوشت در زندگی (تسلیم شدن در برابر شرایط زندگی)
15. شرافت (اصالت، نجابت)
16. حفظ وجهه خود در میان جمع (حفظ ظاهر)
17. اطاعت (وظیفه شناسی)
18. باهوش بودن (منطقی و متفکر بودن)
19. یاری رسانی (برای آسایش دیگران کار کردن)
20. لذّت بردن از زندگی (لذّت از غذا، روابط جنسی، تفریحات و …)
21. مذهبی بودن (اعتقاد به عقاید مذهبی)
22. مسئولیت (قابل اعتماد و اتکا بودن)
23. کنجکاوی و علاقه مندی به همه چیز (جستجوگری)
24. بخشندگی (آمادگی برای بخشیدن دیگران)
25. موفقیت (موفقیت از نظر نیل به اهداف)
26. تمیزی (پاکیزگی و مرتب بودن)
27. تسلیم خوشگذرانی‌ها شدن (انجام کارهای لذّتبخش)
آلپورت ارزش‌ها را به شش دسته تقسیم نمود. ارزش‌ها ی نظری, اقتصادی, اجتماعی, مذهبی, سیاسی و زیباشناختی. وب با توجه به این ارزش‌ها دست به توصیف تیپ‌های ارزشی زده است. با توجه به اینکه تحقیق حاضر بر اساس تقسیم بندی آلپورت از ارزش‌ها انجام شده است, با تفصیل بشتری به آنها اشاره می‌نماییم:
تیپ‌های ارزشی- شخصیتی :
الف) تیپ نظری (علمی)
علاقه اصلی انسانهای علمی کشف حقیقت است. و در تعقیب و تحقق این هدف، او بصورت مشخص یک گرایش شناختی دارد و در جستجوی همانندی‌ها و تفاوتها است. چنین فردی خود را از قضاوت بر اساس زیبایی و فایده عملی اشیاء منع کرده و فقط در صدد مشاهده و استدلال است.
از آنجائیکه علائق انسان نظری جنبه تجربی(2)، انتقادی(3) و عقلانی(4) دارد لذا او لزوما فردیست اهل اندیشه و غالبا یک دانشمند یا فیلسوف. هدف اصلی او در زندگی نظم و قاعده بخشیدن به شناخت و معرفت است.
ب) تیپ اقتصادی
آنچه مشخصاً مورد علاقه انسان اقتصادی است سودمندی اشیاء است چنین علاقه‌ای که ابتدا مبتنی بر ارضای نیازهای بدن (صیانت نفس) می‌باشد، در نهایت تمام امور و فعالیت‌های عملی دنیای اقتصاد را در بر می‌گیرد- اموری همانند: تولید، بازاریابی، مصرف کالا، اعتبارات مالی و تجمع ثروت- این تیپ اساسا فردی فعال و عمل گرا بوده و به خوبی مطابق عقیده قالبی نسبت به تاجر و سوداگر آمریکایی می‌باشد. گرایش اقتصادی غالبا در تضاد با ارزش‌های دیگر می‌باشد. انسان اقتصادی می‌خواهد آموزش و پرورش نتایج عملی داشته باشد و معرفت بی کاربرد را باطل می‌داند. ارزش سوداگری (سودمندی) با ارزش زیباشناختی در تضاد است، مگر وقتی که هنر تأمین کننده اهداف تجاری باشد. انسان اقتصادی در زندگی شخصی اش احتمال دارد که عیاشی و تجمل را با زیبائی اشتباه کند. او در روابطش با مردم بیشتر درصدد برتری داشتن نسبت به آنها از لحاظ ثروت است تا تسلط بر آنها (گرایش سیاسی) و یا خدمت به آنها (گرایش اجتماعی). در بعضی موارد، در مورد انسان اقتصادی گفته می‌شود که مذهبش، پرستش مال و اموال دنیوی است. به بیان دیگر، هرچند ممکن است او خدای سنتی را مد نظر قرار دهد اما علت این تمایل اینست که خداوند را به عنوان کسی که بخشنده هدایای خوب، ثروت، خوشبختی و رونق و دیگر نعمت‌های ملموس می‌باشد، در نظر می‌گیرد.
ج) تیپ زیبائی گرا
انسان زیباگرا نظم و هماهنگی را بالاترین ارزش می‌داند برای چنین فردی هر تجربه‌ای از نظرگاه ظرافت، تقارن و تناسب مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. او زندگی را سلسله رویدادهایی می‌داند؛ و از هر تجربه واثری بخاطر خودش لذت می‌برد (یعنی آنچه است). لزومی ندارد که او یک هنرمند خلاق باشد با وجود این اگر علاقه اش به وقایع هنری (زیبائی شناختی) زندگی متمرکز باشد، او یک تیپ زیباگرا است. به یک معنا سنخ زیباگرا قطب مخالف سنخ نظری است. چون اولی به تنوع تجارب و دومی به همسانی تجارب گرایش دارد. فرد زیباگرا یا حقیقت را مترادف زیبایی می‌داند و یا ساختن یک چیز زیبا را هزاربار مهمتر از ساختن یک چیز حقیقی می‌داند. فرایند تولید، تبلیغات و تجارت برای انسان زیباگرا در حوزه اقتصاد به معنی اضمحلال تمامی ارزش‌هایی است که برای او عزیزند. در امور اجتماعی او ممکن است به آدمها علاقه مند باشد، ولی به رفاه آنها بی توجه است و بر فردیت و اتکاء خویش تأکید دارد. او غالبا جلوه‌های شکوه و قدرت را دوست دارد اما با فعالیت‌های سیاسی که هدف آن سرکوب کردن فردیت انسان باشد، مخالف است. در زمینه مذهبی، احتمالا زیبائی را به جای تجربه ناب مذهبی بطور اشتباه در نظر می‌گیرد.
د) تیپ اجتماعی
عشق به آدمها بالاترین ارزش برای این سنخ است؛ ارزش‌هایی همانند دیگر خواهی و نوع دوستی. انسان اجتماعی برای دیگران ارزش قایل است و به این خاطر انسانی است مهربان، دلسوز و از خود گذشته. چنین فردی ممکن است ارزش‌های نظری، اقتصادی و زیباگرایی را چیزی بیروح و غیرانسانی بداند. برخلاف سنخ سیاسی برای فرد اجتماعی عشق تنها رابطه برازنده و قابل قبول بین انسانهاست. در نازل‌ترین شکلش علقه اصلی یک انسان اجتماعی، از خودگذشتگی است و کم و بیش تمایل به گرایش مذهبی دارد.
ه) تیپ سیاسی
انسان سیاسی اساسا مجذوب قدرت می‌باشد. فعالیت‌های چنین فردی الزاما منحصر به حوزه محدود سیاست نمی‌شود بلکه در هر شغلی که باشد خودش را به عنوان کسی که دنبال قدرت و سلطه است، لو می‌دهد و رسوا می‌کند. کسانی که در حوزه‌ای خاص، رهبر می‌باشند معمولا دارای ارزش سیاسی بالائی هستند. از آنجائی‌که رقابت و کشمکش نقش مهم و زیادی در کل زندگی دارا می‌باشد. لذا بیشتر فلاسفه، قدرت را به عنوان عمومی‌ترین و اساسی‌ترین انگیزه در نظر گرفته‌اند.
بنابراین شخصیت‌ها مشخص وجود دارند که در آنها این انگیزه‌ها به صورت مستقیم تجلی می‌کند؛ افرادیکه بیش از هر چیز قدرت نفوذ شخصی و شهرت اشتیاق دارند.
ی) تیپ مذهبی
بالاترین

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید