منبع تحقیق با موضوع 
شهر تهران، صنعت فرهنگ No category

بعنوان مثال برای درک تغییرات ارزشی در جامعه ایران می‌توان دست به بررسی تغییر ذائقه سینمایی در دوره بیست ساله بعد از انقلاب زد. مثلاً فیلم‌های “برزخی‌ها” و “بایکوت ” که حاوی مضامینی انقلابی و ظلم ستیزی و مبارزه برای رسیدن به آرمان‌های متعالی می‌باشند، به ترتیب در سال‌های 60 و 65 به عنوان پرفروش ترین فیلم‌‌های سال انتخاب شدند. با گذشت یک دهه، در سال هفتاد فیلم‌ “‌عروس‌” توانست به این جایگاه برسد در حالی‌که نه به خاطر مضمون انقلابی‌گری یا آرمان‌خواهی، بلکه به خاطر وجود هنرپیشه نقش اول زن توانست پرفروش‌ترین فیلم سال شود. این تغییری بود که در دیگر فیلم‌های دهه هفتاد نیز روی داد، یعنی وجود جذابیت‌های ظاهری هنرپیشه‌های فیلم از عوامل مهم تاثیرگذار در موفقیت فروش گیشه به شمار آمدند. درست چیزی که در دهه 60 سهم چندانی در جذب تماشاچی نداشت. این‌ها همه نشان از یک چیز می‌باشد و آن تغییر ذائقه سینماروها که اغلب نسل جوان را در خود جای می‌دهد، می‌باشد. طبعاً بررسی و تجزیه و تحلیل سینمای کشور در دو دهه اخیر می‌تواند تغییرات و تحولات ارزشی رخ داده شده درایران را به روشنی به تصویر بکشد. که البته پژوهشی جداگانه و مفصّلی را می‌طلبد.
شناخت تغییرات ارزشی برای مسئولین و مدیران یک جامعه بسیار حائز اهمیت است. همان طورکه یک پزشک باید همیشه مقدار فشار و تعداد ضربان قلب مریض خود را تحت نظر داشته باشد تا در صورت تغییری در علائم هشدار دهنده، به مداوای بیمار خود بپردازد، مسئولین و کارگزاران یک جامعه نیز باید با در نظر داشتن تغییرات فرهنگی یک جامعه، نوسان‌های آنرا به دقت در نظر بگیرند. البته شاید به زعم عده‌ای تعبیر و تمثیل طبیب و بیمار برای کارگزاران فرهنگی یک جامعه، برگرفته از قرائتی اقتدارگرایانه از جامعه و فرهنگ باشد، که شاید پُر بیراه هم نباشد، اما حداقل می‌توان با آنان به این توافق رسید که مسئولین و مدیران یک جامعه با دریافت و شناخت تغییرات فرهنگی جامعه بهتر می‌توانند به وظایف خود که همانا برنامه‌ریزی صحیح درباره آینده و ارائه خدمات بهتر به اعضای جامعه می‌باشد، بپردازند.
با توجه به مباحثی که تاکنون مطرح کردیم و ذکراهمیت بحث، تحقیق حاضر نیز در این راستا ارزیابی می‌شود. دغدغه اصلی محقّق، شناخت و درک تغییرات فرهنگی در میان نسل سوم انقلاب می‌باشد. یعنی نسلی که تا چند سال آینده به تدریج زمام امور کشور و هدایت جامعه ایران را بدست می‌گیرد. در حقیقت شناخت و درک تغییرات ارزشی و فرهنگی این نسل یعنی تعیین مسیر فردای جامعه ایران و این خود به وضوح اهمیت و لزوم انجام چنین تحقیقی را بیان می‌دارد. و هرچه این تحقیق در سطح وسیع‌تر و گسترده‌تری انجام شود، اعتبار آن بیشترخواهد بود. اما با توجه به محدودیت‌های مالی و زمانی موجود، چاره‌ای جز محدود‌کردن جمعیت مورد بررسی نداشتیم.
1-3 اهداف تحقیق
اهداف تحقیق در وهله اوّل شناخت ارزش‌های مورد اقبال جمعیت مورد بررسی (یعنی دانش‌آموزان دبیرستان‌های پسرانه شهر تهران) می‌باشد و در مرحله بعد سعی در تبیین عوامل مؤثر بر این ارزش‌ها را داریم. از این بابت در طرح عنوان پایان‌نامه از لفظ ترجیحات ارزشی استفاده شده، چون در میان طیف مورد بررسی، پیش بینی میشود که همگونی زیادی مشاهده شود، الاّ اینکه بعضی ترجیحات ارزشی درطیف‌های مختلف (‌مثلا طبقات بالا یا پایین‌) دیده شود. مثلا پیش‌بینی می‌شود که طبقه بالای اقتصادی- اجتماعی، ارزش‌های زیباشناختی را نسبت به طبقات پایین جامعه مرجح بدانند.
اهداف عام این تحقیق عبارتند از شناخت ارزش‌های دانش‌آموزان مطابق طبقه‌بندی آلپورت. یعنی برای دانش‌آموزان تهرانی آیا در نقاط مختلف شهر تهران ارزش‌های سیاسی, اجتماعی, اقتصادی, مذهبی, زیباشناختی و علمی تفاوتی می‌کند. عموماً کدام دسته از ارزش‌ها برای دانش‌آموزان از اولویت بالاتری برخوردار است؟ از دیگر اهداف این تحقیق بررسی و شناخت بعضی ارزش‌ها و هنجارهای خاص در میان دانش‌آموزان می‌باشد. مانند میزان مذهبی‌بودن دانش‌آموزش, میزان خوشبین‌بین بودن و میزان رعایت هنجارهای اجتماعی، از قبیل میزان موافقت یا عدم موافقت با پرداخت کرایه وسائل نقلیه عمومی, موافقت یا عدم موافقت با پرداخت مالیات, روابط آزادانه دختر و پسر و … می‌باشد.
از اهداف خاص این تحقیق می‌توان بررسی عوامل موثر بر ارزش‌های دانش‌آموزان را برشمرد. آیا گروهی از این ارزش‌ها برای دانش‌آموزان شمال شهر نسبت به دانش‌آموزان جنوب شهر از اهمیت بالاتری برخوردارند؟آیا پایگاه اقتصادی اجتماعی بر روی ارزش‌های شش‌گانه تاثیری می‌گذارد؟ تاثیر و نقش خانواده بر روی ارزش‌های دانش‌آموزی چقدر است؟ آیا معلم و یا عامل دیگری می‌تواند در ترجیح‌دادن ارزشی نسبت به ارزش دیگر موثر باشد؟

1-4 مروری بر مطالعات پیشین
در زمینه ترجیحات ارزشی تحقیقات کمی صورت گرفته و به همین دلیل این موضوع علیرغم اهمیت زیادی که دارد, آنچنان که شایسته آن می‌باشد, مورد توجه و عنایت قرار نگرفته است.
در میان کارهایی که در همین زمینه انجام گرفته است, یکی تحقیقی است که کاوه تیموری در زمینه فاصله ارزشی پدران و پسران انجام داده و دیگری تحقیقی است که امیر ملکی تحت عنوان بررسی رابطه پایگاه اقتصادی اجتماعی با گرایش‌های ارزشی نوجوانان انجام داده است،که از این پایان نامه کمک شایانی گرفته‌ایم.
ملکی در تحقیق خود بر آن بود که ضمن ارائه تصویری از نگرش‌ها و اولویت‌های ارزشی نوجوانان, روشن کند که نوجوانان برخاسته از پایگاه‌های اجتماعی متفاوت, در کدام یک از نگرش‌های ارزشی به هم شبیه و در کدام‌یک با یکدیگر متفاوتند. وی با چهارچوب نظری تلفیقی که مشتمل از نظریه اینگلهارت, نظریه خرده فرهنگ طبقاتی و ملاحظات روانشناختی نسلی بود سعی در تبیین مسئله مورد نظر نمود. وی با توضیح کامل چهارچوب نظری خود مدلی تحلیلی خود را ارائه داده است. ملکی تقسیم بندی آلپورت از ارزش‌ها را به عنوان معیاری جهت طیف‌بندی ارزش‌ها بکار برده است و بر پایه آن دست به ساختن فرضیات خود نموده است.
فرضیه‌های وی که بر اساس مدل تحلیلی‌اش ساخته شده است عبارتند از:
1. بین پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده و ارزش‌های زیباشناختی رابطه مستقیم وجود دارد.
2. ارزش‌های اقتصادی نوجوانان برخاسته از پایگاه‌های اجتماعی اقتصادی متفاوت مشابه است.
3. ارزش‌های علمی نوجوانان متعلق به پایگاه‌های اجتماعی اقتصادی متفاوت, مشابه است.
4. ارزش‌های سیاسی نوجوانان برخاسته از پایگاه‌های اجتماعی اقتصادی متفاوت, مشابه است.
5. بین پایگاه اجتماعی اقتصادی خانواده وارزش‌های اجتماعی نوجوانان رابطه معکوس وجود دارد.
6. بین پایگاه اجتماعی اقتصادی خانواده و ارزش‌های مذهبی نوجوانان رابطه معکوس وجود دارد.
نتایج بدست آمده از تحقیق وی نشان می‌دهد که:
1. بین پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده و ارزش‌های زیباشناختی رابطه وجود دارد به طوری که هر چه پایگاه اقتصادی اجتماعی بالاتر می‌رود ارزش‌های زیباشناختی از جایگاه بالاتری در میان نوجوانان برخوردار می‌شود.
2. بین پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده و ارزش‌های اقتصادی رابطه مستقیم وجود دارد. به طوری که ارزش‌های اقتصادی برای پایگاه بالا از اهمیت و جایگاه بالاتری برخوردار است.
3. ارزش‌های علمی نوجوانان متعلق به پایگاه‌های اجتماعی اقتصادی متفاوت, مشابه است. وی دریافته است که ارزش‌های علمی برای همه نوجوانان و بدون توجه به پایگاه اقتصادی اجتماعی شان مهم جلوه می‌کند.
4. ارزش‌های سیاسی نوجوانان برخاسته از پایگاه‌های اجتماعی اقتصادی متفاوت, مشابه است. وی توضیح می‌دهد که کلا ارزش‌های سیاسی به دلایل چندی برای نوجوانان کم اهمیت جلوه می‌کند.
5. بین پایگاه اجتماعی اقتصادی خانواده و ارزش‌های اجتماعی نوجوانان رابطه معکوس وجود دارد.
6. بین پایگاه اجتماعی اقتصادی خانواده و ارزش‌های مذهبی نوجوانان رابطه معکوس وجود دارد. پایگاه اقتصادی اجتماعی پایین‌تر برای ارزش‌های مذهبی اهمیت بیشتری قائل است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه دربارهعقد جعاله، عقد اجاره، کارشناسان

فصل دوم
ادبیات نظری

2.
ادبیات نظری
2-1 ارزش‌ها وتغییرات ارزشی
ارزش‌ها به مثابه پدیده‌های اجتماعی، نقش اساسی در شکل‌گیری، کنترل و پیش بینی کنش‌ها و گرایش‌های افراد جامعه داشته و عنصری محوری در ساختار فرهنگی به شمار می‌آیند. ارزش‌ها در ابعاد سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌، مذهبی و جنسی زندگی اعضای جامعه خود را بروز می‌دهند. نحوه بروز کنش افراد، ناشی از درونی شدن ارزش‌های جامعه در طی دوره رشد فرد است و درونی‌شدن ارزش‌ها در هر نسل به پیدایی “نسل ارزشی” آن جامعه در مقطعی خاص می‌انجامد. به عنوان مثال از یک سو درونی‌شدن ارزش‌ها و هنجارهای سنتی در میان نسل گذشته، مانعی است در مقابل تغییرات و نوآوری‌هایی که جامعه در جهت پاسخگویی به نیازهای جدید خود بدان‌ها نیازمند است و از سویی دیگر همواره میان ارزش‌های نو که متعلق به نسل نوظهور جامعه است و ارزش‌های مورد احترام گذشتگان تضادهایی وجود دارد و این تضادها و چالش‌ها زمینه‌های پیدایش بحران‌های اجتماعی را فراهم می‌آورند.
ارزش‌ها از دل فرهنگ‌ها سر بر می‌آورند. یعنی این فرهنگ‌ها هستند که عرضه می‌دارند چه چیزی با ارزش است و چه چیزی بی‌ارزش. یا به تعبیری چه چیزی دارای ارزش مثبت است و چه چیزی دارای ارزش منفی. ارزش‌ها هم هنجارها را شکل می‌دهند. مثلاً در فرهنگ ایرانی- اسلامی، بکارت دختر قبل از ازدواج بسیار با ارزش تلقی شود، این ارزش هم هنجار مخصوص به خود را (یعنی محدود کردن روابط دختر و پسر قبل از ازدواج) بوجود می‌آورد.
هر یک از ما برداشتی کلّی از “ارزش‌ها” داریم که شاید چندان دور از واقعیت هم نباشد. خیلی ساده است، وقتی پدیده‌ای در جامعه دارای امتیاز مثبت باشد، می‌گوییم آن پدیده دارای ارزش مثبت است. برعکس وقتی بخواهیم جنبه منفی پدیده‌ای را بیان کنیم، می‌گوییم فلان پدیده دارای ارزش منفی در جامعه است. اما اگر بخواهیم کمی دقیق‌تر یا به عبارتی عملیاتی‌تر به ایضاح “ارزش‌ها” همت گماریم‌، کار کمی پیچیده‌تر می‌شود.

2-2 رویکرد جامعه شناسان به ارزش‌ها
در حیطه جامعه‌شناسی، دورکیم از جمله جامعه شناسانی است که به مسئله ارزش‌ها توجه خاصی نشان داده است. وی جامعه را خالق و آفریننده ارزش‌ها می‌داند و در جای جای مباحث حقوقی‌اش‌، در مبحث آنومی (‌ناهنجاری‌) و همچنین‌ خودکشی به طرح و بسط این مسئله پرداخته است‌. وبر نیز چون دورکیم علاوه بر بحث ارزش‌ها و تاثیرات عظیم آن بر ابعاد مختلف کنشی‌، در کتاب “اخلاق پروتستان و روحیه سرمایه داری” در سطح کلان به بررسی بعد تاریخی ارزش‌ها پرداخته و بحث دورکیم را تکمیل کرده است. در حیطه کارکردگرایی و کارکردگرایی ساختاری، تالکوت پارسونز با وسواس بیشتری به ارزش‌ها نگریسته است. تضادیوّن نیز، علارغم تأکید نظریه پردازان اولیه چون مارکس بر نقش اقتصاد به مثابه زیربنا و فرهنگ وایدولوژی و ارزش‌ها به عنوان روبنا، ازاهمیت مسئله ارزش‌ها چشم فرونبسته‌اند. هابرماس در”بحران مشروعیت”، آدورنو و هورکهایمر در “صنعت فرهنگ”، کارل مانهایم در “ایدولوژی و اوتوپیا” و گرامشی در “هژمونی فرهنگی” در بالندگی این مبحث بقدر کافی همت گماشته‌اند. در میان آثار دیگر اندیشمندان نیز می‌توانیم به طور مستقیم یا غیر مستقیم ردّ پایی از این مسئله را بیابیم.
توجه به بحث ارزش‌ها و نقش و اهمیت آن در جهت‌دهی به کنش‌های رفتاری به جامعه‌شناسی محدود نمی‌شود. بلکه در حیطه‌های دیگری چون انسان‌شناسی، علوم سیاسی و روانشناسی نیز، نظریه‌پردازان برجسته این حوزه‌ها، حقّ مطلب را ادا نموده‌اند. “روکیچ”‌‌، “آلپورت”، “ورنون” ، “لیندزی”

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید