منبع تحقیق با موضوع 
وجود رابط، وجود رابطه، شهر تهران No category

می‌باشد لذا این بخش درصدد معرفی چند تحقیق تجربی است که مدعی وجود رابطه بین ارزش‌ها و پایگاه اجتماعی اقتصادی هستند. این محققان رابطه فوق را با تفاوت در خرده فرهنگ‌ها و سبک زندگی تبیین می‌کنند. دیدگاه محققان مذکور(خرده فرهنگ گرایان) در مقابل دیدگاه مادی- فرامادی اینگلهارت قرار می‌گیرد. اگرچه هردو مدافع وجود رابطه بین نگرش ارزشی و پایگاه طبقاتی هستند ولیکن نحوه تبیین هریک فرق می‌کند.
نظامهای ارزشی طبقات مختلف
هربرت هایمن جامعه شناس آمریکایی در مقاله‌ای با عنوان ” نظامهای ارزشی طبقات مختلف؛ برداشتی اجتماعی – روان شناختی از تحلیل قشربندی ” به بررسی رابطه قشربندی و نظام ارزشی می‌پردازد.
“هایمن” می‌خواست بداند که آیا اعضای طبقات مختلف اهدافی را که از لحاظ فرهنگی تجویز شده را به صورتی که به آنها عرضه شده به عنوان ارزش می‌پذیرند و باور دارند که می‌توانند به آنها برسند، یا اینکه برعکس، ارزش‌های دیگر را پذیرفته‌اندکه می‌تواند آنان را در رسیدن به اهدافشان کمک کند یا از آن بازدارد.
نقطه عزیمت تفکرش در این راه فرضیه‌ای بود که به موجب آن اختلاف در میزان انحرافات اجتماعی در میان طبقات را می‌توان با نابرابریهایی تبیین کرد که میان طبقات از لحاظ امکان دستیابی به وسایلی وجود دارد که استفاده از آنها برای رسیدن به اهداف آرمانی جامعه ضروری است. برای نشان دادن درستی این فرضیه “هایمن” در سال 1947 در مؤسسه ملی سنجش افکار عمومی تحقیقی را در مقیاس ملی، در مورد جمعیت نمونه‌ای شامل 2500 نفر بزرگسال و 500 نفر جوان انجام داد. او پی برد که طبقات مختلف برداشت یکسانی از مفهوم موفقیت ندارند. همچنین نتیجه تحقیق نشان داد که قشرهای مختلف، خواه بر مبنای درآمد تعریف شده باشد یا شغل یا اجاره ماهانه مسکن، برای تحصیلات عالی به عنوان عامل موفقیت در زندگی برای یک جوان اهمیت یکسانی قایل نیستند. به علاوه این واگرایی و اختلاف نظر ارتباط معناداری با سن و جنس اشخاص بررسی شده نداشت، گو اینکه زنان در همه قشرها بیش از مردان به تحصیلات عالی اهمیت می‌دادند اختلاف نظر میان طبقات، حتی در رده سنی 14- 20 سال نیز مشاهده می‌شد، گروهی که زنان در آن به طور محسوسی بیشتر از مردان به تحصیلات دانشگاهی علاقه نشان می‌دادند.
درباره اهمیت دادن به شغل، “هایمن” متوجه شد که طبقات بالا بیش از طبقات پائین به جنبه‌های شخصی کار – دلچسب بودن، مورد علاقه بودن، کیفیت بالا داشتن – اصرار می‌ورزیدند. در حالی که طبقات پائین به ملاحظاتی مستقیما اقتصادی اهمیت می‌دهند. “هایمن” معتقد است که این گرایشها با نوع مشاغلی که عموماً اعضای این دو گروه از طبقات به آنها اشتغال دارند تبیین می‌شود. باید خاطرنشان کنیم که در این حالت سن یک عامل معنادار است. زیرا بعد از 40 سالگی همه افراد، صرف نظر از پایگاه طبقاتی‌شان بر باثبات بودن و بر بیخطر بودن شغل تأکید داشتند، با وصف این، “هایمن” فکر میکند که در مجموع طبقات پایین بی خطر بودن شغل را بر درآمد ترجیح می‌دهند، در حالی که طبقات بالا آمادگی دارند در عوض درآمدی بیشتر تا حدودی تن به مشاغل پرخطر بدهند.
همه پرسش‌های مطرح شده دیگر چه در نظر سنجی مؤسسه ملی سنجش افکار عمومی، چه در بررسی‌های مشابه دیگر مدل عمومی اختلاف نظر میان طبقات را آشکار کردند. خلاصه کلام، طبقات بالا با اطمینان خاطری بیشتر از سایر طبقات معتقد بودند که هر مرد جوان کاردان و جاه طلب امکان یافتن راهش را در زندگی دارد و بیشتر از طیقات پایین به چشم‌انداز پیشرفت که آینده برایشان محفوظ داشته است و به کارایی وجدان شغلی و پشتکار در کسب موفقیت شغلی اعتقاد داشتند. نتیجه این تحقیق به روشنی نشان می‌دهد که ایستارهای شغلی و جاه طلبی و عوامل دخیل که ادامه دادن یا ندادن به تحصیلات عالی و گرایشهای شغلی را تعیین می‌کنند به نحو چشم گیری بر حسب سطح اقتصادی پاسخگویان تغییر می‌کند. تفاوتهایی از این قبیل میان طبقات اجتماعی تا حدودی تفاوت میزان‌های انحرافات اجتماعی، و شاید به طرزی بارزتر تفاوت مدل‌های فعالیت‌های شغلی و موفقیت را تبیین می‌کند در واقع اگر شرایط زندگی طبقات مختلف اعضایش را به راه‌های متفاوت موفقیت می‌دهد، می‌توان انتظار داشت که درجات موفقیت‌شان نیز متفاوت باشد. بهر‌تقدیر تحقیق مزبور حتی اگر توانسته باشد وجود تفاوت‌های ارزشی و ایستارها را میان قشرهای اجتماعی و پیامدهایشان را نشان دهد، منشاء آنها را تعیین نکرده است. مع هذا اهمیت متغیرهای سه‌گانه زیر را در تبیین تفاوت الگوهای رفتاری قشرهای اجتماعی مهم‌تر از بقیه دانسته است:
1. گرایش به برون افکنی تجربیات گذشته به آینده.
2. ادراک چشم‌اندازهای موفقیت بر مبنای سوابق شغلی اعضای مسن تر همان طبقه.
3. ادراک متفاوت اهمیت عوامل گوناگون در موفقیت شغلی، مثلاً ارزش اقتصادی تحصیلات عالی.
“هربرت هایمن” در تحقیقات خود نشان داد که نظام ارزشی طبقات پایین اجتماعی یک مانع خود ساخته برای وضعیت مناسب ایجاد می‌کند. هایمن با استفاده از یافته‌های جامعه‌شناسان تفاوتهای زیر را میان نظام ارزشی طبقه کارگر و متوسط برمی‌شمارد؛
الف) اعضای طبقه کارگر ارزش پایین‌تری برای آموزش و پرورش قائلند. آنان تأکید کمتری برآموزش رسمی دارند و آنرا وسیله‌ای برای پیشرفت شخصی قلمداد نمی‌کنند، آنها ارزش کمتری برای ادامه تحصیل پس از دوران سن قانونی مدرسه‌ای قائلند.
ب) آنها برای موقعیت‌های شغلی سطح بالا، ارزش کمتری در نظر می‌گیرند. در ارزیابی مشاغل، آنها به ثبات، امنیت شغلی و منافع آنی اقتصادی اهمیت می‌دهند و تمایلی به مخاطره جدایی و سرمایه گذاری که لازمه مشاغل سطح بالاست ندارند. بنابراین افق شغلی آنها به یک شغل متوسط محدود می‌شود.
ج) اعضای طبقه کارگر در مقایسه با افراد طبقه متوسط عقیده دارند که فرصت‌های کمتری برای پیشرفت شخصی وجود دارد. این باور احتمالا سبب می‌شود که برای تعلیم و تربیت و موقعیت‌های بالای شغلی ارزش کمتری قائل شوند. (ملکی,1375)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه درمورد نرم افزار

2-7 ملاحظات روانشناختی و مکانی
با توجه به مباحث مطرح شده، اشاره نمودیم که نه نظریه اینگلهارت و نه نظریه خرده فرهنگ‌های طبقاتی به تنهایی نمی‌توانند به تبیین نظام ارزشی دانش‌آموزان دبیرستان‌های شهر تهران بپردازند. به همین منظور ناچاریم ملاحظاتی را تحت عنوان ملاحظات روانی، مکانی و نسلی در نظر گیریم. این ملاحظات ما را به فهم بیشتر موضوع نزدیکتر می‌سازند:
جامعه آماری ما دانش‌آموزان پسر دبیرستانهای شهر تهران رشته ریاضی و تجربی می‌باشد. ویژگی‌های این جمعیت عبارتند از:
الف) ویژگی‌های مشترک روانشناختی: نوجوان، مذکّر، دارای تحصیلات دبیرستانی
ب) ویژگی مشترک مکانی: شهرنشین
ج) تجربه نسلی مشترک: زندگی در شرایط سیاسی اجتماعی مشابه در دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد
ملاحظات روانشناختی (ویژگی‌های دوران نوجوانی)
این ویژگی‌ها مشتمل بر یک دسته خصوصیات ذهنی شناختی و فرهنگی خاص می‌باشند که بیانگر این هستند که در خیلی مواقع فرد علیرغم داشتن هر نوع پایگاه اقتصادی اجتماعی فقط به صرف اینکه نوجوان است، آمادگی داشتن یک دسته نگرش‌های ارزشی خاص می‌باشد.
به عنوان مثال از آنجایی‌که جامعه آماری پسران نوجوان می‌باشند، لذا به دلیل استقلال‌طلبی و داشتن دغدغه شروع یک زندگی جدید، ارزش‌ها و مسائل اقتصادی به یکباره برای او اهمیت می‌یابد. مثال دیگراینکه از آنجایی‌که جامعه آماری ما دانش‌آموزان رشته ریاضی فیزیک و تجربی می‌باشند، لذا پیش بینی می‌شود که ارزش‌های علمی برای تمام آنها دارای اهمیت باشد.
الف) خصوصیات ذهنی – شناختی
رشد ذهنی و قدرت یادگیری در دوره نوجوانی پیشرفتی شگرف دارد. “موریس دوبس” این دوره را گسترش سریع افق فکری نام نهاده است. مهمترین نشانه‌های رشد ذهنی عبارتند از: 1) قدرت استدلال 2) خیالبافی 3) رشد تفکر صوری یا انتزاعی
با افزایش رشد ذهنی در دوره نوجوانی، نوجوان به تدریج تفکر عینی و ملموس را رها می‌سازد و به تفکر انتزاعی و منطقی می‌پردازد و با تشکیل فرضیه، قادر به استدلال و نتیجه گیری از وقایع و پدیده‌ها می‌شود.
رشد تفکر انتزاعی، علاوه بر واقعیت‌ها، فرضیه‌ها و امکان‌ها را نیز شامل می‌شود. توانائی‌ها تازه نوجوان در مفهوم سازی، استدلال انتزاعی درباره احتمال‌های فرضی حائز اهمیت زیادی است, زیرا بدون داشتن تفکر انتزاعی در سطح بالا یا توانائی تفکر درباره مسائلی که با اشیاء واقعی جهان، ارتباط ندارند یادگیری موضوع‌هائی چون ریاضی و کاربرد استفاده در شعر غیرممکن است. تغییرات شناختی در کمک به نوجوانان برای کنار آمدن با تقاضاهای پیچیده شغلی و تربیتی، نقش مهمی دارد؛ و بسیاری از جنبه‌های رشد نوجوانی نظیر: تغییر در ماهیت روابط بین والدین و فرزند، بروز خصوصیت‌های شخصیتی، برنامه ریزی آینده تحصیلی و هدف‌های شغلی، توجه به مسائل سیاسی، اجتماعی و ارزش‌های فرهنگی و حتی ایجاد حس هویت شخصی، همگی به شدت تحت تأثیر پیشرفت‌های شناختی قرار دارند. از طرف دیگر، آگاهی نوجوان از تفاوت بین موجود و ممکن به سرکش شدن او کمک می‌کند و باتصور دنیائی بهتر از آنچه هست و خلق آرمان‌شهرهای خیالی، در می‌یابد که غالبا آنچه موجود است چیزی کم دارد, بنابراین نسبت به ارزش‌های پیشین و موجود، زبان به اعتراض می‌گشاید و با اندیشه‌ها و تخیل‌های بلند پروازانه به استقبال ماجراجوئی‌ها می‌رود. انتقاد سرسختانه نوجوانان از نظام‌های اجتماعی، سیاسی، مذهبی و اشتغال ذهنی آنان به ساختن نظام‌های جانشین- که اغلب هم، از مرحله حرف تجاوز نمی‌کند- تا حدودی طبیعی و متناسب با رشد شناختی آنها است. با توجه به ویژگی‌های دوره نوجوانی، معلمان و دبیران در برخورد با آنها باید بسیار سنجیده عمل کنند, زیرا نوجوانان آرمانگرا و اغلب ناسازگارند، گاهی نیز مخالفت سرکشی نوجوان علت رشدی ندارد بلکه دارای ریشه اجتماعی است که عمدتاً مربوط به وجود بی عدالتی‌های اجتماعی، آداب و رسوم تخدیرکننده و اعمال نادرست دیگران است. (ملکی1375, ص 131)
ب) خصوصیات رشد اجتماعی
برای دوره رشد نوجوان خصوصیاتی چون استقلال طلبی, نفوذ گروه همسالان, همانند سازی (تقلید از شخصیتهای مورد علاقه), احساس هویت را می‌توان برشمرد
ج) ویژگی‌های خرده فرهنگ نوجوانی
جوانان به عنوان یک گروه سنی, دارای ارزش‌ها, هنجارها و نگرش‌های خاص خود می‌باشند, به بیان دیگر دارای خرده فرهنگ ویژه‌ای هستند که تا حد زیادی با جامعه بزرگسالان متفاوت می‌باشد.
به عقیده سینگر نوجوانان در طی تحصیلات دبیرستانی خارج از خانه و خانواده اوقات زیادی را با نوجوانان می‌گذرانند که تاثیر فراوانی در رفتار, دید, نگرش و ارزش‌های آنان دارند. معمولاً هر نوجوانی می‌کوشد که عضو رسمی و غیررسمی گروه یا گروههای نوجوانان باشد. چنین گروههایی برای خودشان معیارها و دستورهای رفتاری خاصی تعیین می‌کنند که با ارزش‌ها و شیوه‌های رفتاری گروه‌های دیگر تفاوت دارند.
ملاحظات مکانی- اجتماعی
نوجوانان تحقیق حاضر, انسانهایی شهرنشین به شمار می‌آیند که به دلیل این ویژگی دارای حیات روانی- اجتماعی خاصی می‌باشند. اندیشمندان زیادی بر روی تاثیر محیط شهری بر انسان شهرنشین مطالعه نموده‌اند. این اندیشمندان عامل جغرافیایی محل سکونت یا فضای اکولوژیک را به عنوان متغیر سازنده زندگی شهری می‌شناسند. که از جمله این متفکرین می‌توان به هنری مین, تونیز, دورکیم, زیمل, پارک و لوئی ورث اشاره کرد.
در اینجا برای فهم انسان شهری لازمست به طرح دیدگاه‌های زیمل و ورث بپردازیم.
زیمل با بررسی محیط‌های شهری و غیرشهری و تاثیر فضای متروپل بر انسان را مورد بحث قرار داده است. وی معتقد

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید