موانع مربوط به فناوری در فرایند اشتراک دانش آرایش ، زیبایی و مدل لباس

موانع مربوط به فناوری در فرایند اشتراک دانش

فناوری امکان دسترسی سریع به حجم زیادی از داده ها و اطلاعات را فراهم کرده و همکاری از راه دور را ممکن می سازد. این امر، منجر به تسهیل اشتراک دانش می شود. در این راستا، نکته اصلی به کارگیری نظام فناوری مناسب برای اشتراک دانش با توجه به وضعیت سازمان و کارکنان است. ممکن است ابزارهای فناوری که در یک سازمان موجب تسهیل اشتراک دانش شده است، در سازمانی دیگر این فرایند را با شکست مواجه کند. در ادامه، به برخی از مهمترین موانع و عوامل بازدارنده اشتراک دانش مرتبط با فناوری اشاره می شود.

1-عدم هماهنگی میان نظام های فناوری اطلاعات موجود و فرایند کاری و نیازهای کارکنان

شکی نیست که فناوری هایی چون اینترنت، اینترانت، نظام های پست الکترونیکی و نرم افزارهای گروه افزار به طور قابل توجهی موانع رسمی برقراری ارتباطات در سازمان را کاهش می دهند. اما، لازم است که این ابزارها با اهداف سازمان هماهنگ و یکپارچه بوده و انواع ارتباطات سازمانی را تحت پوشش قرار دهد. عدم هماهنگی میان نظام های فناوری اطلاعات و فرایند کاری کارکنان نه تنها تأثیری در تسهیل اشتراک دانش در سطح سازمان نخواهد داشت، بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده در این فرایند عمل خواهد کرد. این امر به طور قطع ناشی از مشکلات فنی نظام فناوری نیست، بلکه با توجه به عدم تطابق نظام با نیازها و ملزومات کاری کارکنان تأثیری بر وضعیت اشتراک دانش و تسهیل آن در سازمان نخواهد داشت .بنابراین، سازمان ها باید در انتخاب نظام فناوری اطلاعات دقت کنند، فرایندهای کاری و ملزومات مورد نیاز در سطح سازمان را بررسی کرده و با توجه به این موارد نظام فناوری مناسب را برای افزایش انگیزه کارکنان در اشتراک دانش و بهبود وضعیت این فرایند در سازمان تهیه نمایند(ادیل وگرایسون،1998).

2-انتظارات غیرواقعی کارکنان از فناوری اطلاعات

یکی دیگر از موانع مرتبط با فناوری اطلاعات در راستای به اشتراک گذاری دانش، عدم آشنایی دقیق کارکنان با امکانات و توانایی های هر یک از نظام های اطلاعات موجود می باشد. به گونه ای که این عدم آشنایی باعث ایجاد انتظارات غیرواقعی در کارکنان می شود و چنانچه این انتظارات عملی نشود، کارکنان تمایلی به استفاده از نظام نخواهند داشت. به عنوان مثال، فناوری های هوش تجاری برای ارزیابی محیط های اقتصادی و رقابتی، فناوری های همکاری و یادگیری توزیع شدهبرای مکان یابی و بازیابی دانش درونی و بیرونی و فناوری نقشه دانشبرای ردیابی منابع دانش به کار می روند. بنابراین، آشنایی دقیق با امکانات این فناوری ها که از طریق آموزش های رسمی و غیررسمی امکان پذیر خواهد بود، باعث خواهد شد که کارکنان انتظارات غیرواقعی از آنچه این نظام می تواند انجام دهد و آنچه نمی تواند انجام دهد نداشته باشند و بتوانند از آنها در راستای تسهیل تعاملات و به اشتراک گذاری دانش در سطح سازمان بهره ببرند(کینگ،2011).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   لینک های برگزیده

3-عدم آموزش کافی برای استفاده از نظام های فناوری اطلاعات

امروزه، بیشتر فرایندهای کاری کارکنان در سازمان ها وابسته به استفاده از نظام های فناوری اطلاعات است. با توجه به اینکه یک سازمان در استراتژی مدیریت دانش خود، تلاش می کند تا به اشتراک گذاری دانش به جزئی از فرایندهای کاری کارکنان تبدیل شود باید به این موضوع توجه نماید که چنانچه کارکنان با نحوه کار و استفاده از نظام های فناوری اطلاعات که برای تسهیل اشتراک دانش خریداری شده است آشنایی کافی نداشته باشند، تمایلی برای استفاده از آن نیز نخواهند داشت و این امر مانعی برای اشتراک دانش در سازمان می باشد. بنابراین، ضروری است تا سازمان ها از طریق ارائه آموزشهای کافی نسبت به نحوه استفاده از نظام های فناوری اطلاعات، کارکنان را به طور کامل با نظام ها آشنا و به نوعی مأنوس کنند. در این صورت، کارکنان انگیزه بیشتری برای استفاده از آن نظام ها را خواهند داشت(گائو،2013).