پایان نامه ارشد رایگان با موضوع
عقد نکاح، مهریه عندالمطالبه، مهریه عندالاستطاعه پایان نامه ها

موجبات ابهام و اجمال را فراهم می آورد و معیاری برای تعیین استطاعت وجود نداشته و ندارد صحیح نبوده ایشان با این استدلال تهی شرط عندالاستطاعه را باطل دانسته ضمن تاکید بر صحت عقد تعیین مهرالمثل را تجویز می نمایند به حتم اجتهاد این چنینی غیر معقول و فاسد می باشد. آنچه مسلم و مبرهن است عقد نکاح در دسته عقود غیر معاوضی بوده و از بارزترین تفاوتهای میان عقود معاوضی و عقود غیر معاوضی آن هست که در عقد غیر معوض بر خلاف عقد معوض باید دو مورد در عقد، معلوم و معین باشد، عوض در مقابل معوض، اما در عقد غیر معوض این مسایل وجود ندارد.
مرحوم استاد دکتر مهدی شهیدی در کتاب تعهدات178 خود ضمن مقایسه عقود معوض و عقود غیر معوض چنین بیان نموده اند که در عقد معوض اساساً هر دو مورد معامله باید معلوم و معین باشد در صورتی که در عقد غیرمعوض با شرط عوض لازم نیست که مورد شرط معلوم و معین باشد، زیرا مورد شرط جزء ارکان عقد نیست بلکه خارج از آن می باشد مانند آن که شخصی بگوید فرشم را به تو هبه می کنم، به شرط آن که هر مقدار پول در جیب داری مال من باشد، که در این مثال مورد شرط یعنی پول موجود در جیب متهب مجهول است، ولی با این حال عقد صحیح خواهد بود. در رجوع به نظریه این استناد بزرگ حقوق به این حقیقت بیشتر پی می بریم با توجه به اینکه عقد نکاح جزء عقود معاوضی نبوده و تصور آن که در عقد نکاح مهریه عوض و بضع در حکم معوض هست غیرمعقول بوده چرا که اگر قائل بر این نظر بوده و آن را بپذیریم در واقع زوج می تواند با پرداخت مهریه (عوض) بعض (زوجه) هر تصرفی در عین و منافع بعض نماید و (بضع) شناخته شده با تبعیت از این نظریه خام و نسنجیده حدوداً به 1400 سال پیش اعراب جاهل بر این اعتقاد و باور بودند که وجه و مبلغ پرداختی به زوجه بعنوان (مهریه) در عوض تسلیم بعض وی بوده لذا بر همین اساس متاسفانه چون خود را مالک بعض می پنداشتند بر خلاف میل زوجه وی را برای هر مدتی که خود می خواستند به تجویز دیگری می آوردند بگذریم اعرابی هم که بر همین مبنا در دوران جهالت مرتکب این اعمال زشت و جاهلانه می شدند پس از ظهور اسلام از عقاید غلط خود دست برداشته و خط بطلان بر این رسوم غلط کشیدند تابعین این افکار موهوم در کشورمان ایران با پیروی از تفکرات جاهلانه 1400 سال پیش بستری برای احیای تفکرات منسوخ آن دوران را فراهم می کنند، مسلماً باید در مقابل این افکار خطرناک و استدلال های موهوم با تمام قدرت عقلی ایستاد و از حقیقت در مقابل باطل دفاع نمود اشاعه افکاری این چنین موهوم در دراز مدت می تواند آثار سوء و جبران ناپذیر را در پی داشته باشد آن چه در بین عقلا محل اختلاف نبوده و نیست در مورد مهریه این مطلب هست که مهریه هرگز در مقابل بضع قرار نگرفته و تاثیری هم در عقد اصلی نمی گذارد با تدقیق قانون مدنی مربوط به بخش خانواده که فقه امامیه منبع و ماخذ عمده آن می باشد دیدگاه قانونگذار بر بی تاثیری مهریه در اصل نکاح از مواد 1081 و 1087 و 1100 قانون مدنی نمایان و ملحوظ می گردد179.
ماده 1081 قانون مدنی « اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تادیه مهریه در مدت معین نکاح باطل خواهد بود ، نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است »
ماده 1087 قانون مدنی « اگر در عقد نکاح دایم مهریه ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معیین کنند و …. »
ماده 1100 قانون مدنی « در صورتیکه مهر المسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد، در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر این که صاحب مال اجازه نماید.»
با استنباط از مواد قانونی یاد شده و نگاه و نگرش دقیق و واقع بینانه به عوارض پذیرش و قبول عقد نکاح به عنوان عقد معوض با یقین این امر تصدیق می شود که نکاح عقدی است غیر معوض و مهریه نیز تاثیری بر ماهیت عقد نگذاشته هر چند طرف عقد (زوجه) برای مهر به نکاح دایمی زوج در آمده باشد. البته این نگرش و دیدگاه محدود به عقد نکاح دائم می باشد و در مورد نکاح موقت این نظریات کلاً و در مواردی بعضاً جاری نیست.
در مورد تعیین شرط استطاعت در مهریه از حضرات آیات ناصر مکارم شیرازی، حکیم، بیات زنجانی، غروی علیاری، سیدعلی محمد دستغیب این سوال که آیا تعیین صداق به صورت فوق صحیح بوده و یا باطل و اگر باطل هست مبطل عقد می باشد استفتاء بعمل آمد، که فتاوای ایشان بشرح ذیل است :
مرحوم دکتر مهدی شهیدی در کتاب تعهدات، صراحتاً چنین می گوید: حق حبس در عقد معوض، هر یک از دو طرف معامله حق دارد از تسلیم آنچه به دیگری انتقال داده است تا تسلیم مورد دیگر معامله به وسیله طرف خودداری کند.
در صورتی که در عقد غیر معوض یا درج شرط این حق حبس برای طرفین موجود نیست هر یک از دو طرف باید مورد تعهد خود را به دیگری تسلیم کند حتی اگر طرف دیگر مورد خود را تسلیم نکرده باشد180.
سبب حق حبس در نکاح وقتی است که مهریه به صورت حال بر ذمه بوده و زوج از پرداخت امتناع می ورزد، وقتی مهریه عندالاستطاعه باشد گذشته از آن که وصف حال بر دین حاکم نبوده وقتی با شرایط زوج، امکان حال بودن وجود نداشته باشد با توجه به اینکه سببی برای اعمال حق حبس وجود نداشته مسلماً به دنبال آن که سبب از بین رفته اثر آن نیز قطعاً از بین می رود زیرا اثر در واقع مسبب و معلول است181.
2-11 : فتاوای مراجع عظام تقلید در مورد حق حبس در مهریه عندالاستطاعه
سؤال: وقتی مهریه در عقد نکاح بصورت شرط عندالاستطاعه مقرر شده آیا
زوجه می تواند تمکین از زوج را متوقف به وصول مهریه خود نماید؟
پاسخ ها: 182 مقام معظم رهبری آیت اله العظمی سیدعلی خامنه ای (مد ظلهُ العالی ) : با توجه به اینکه در دفاتر عقد و ازدواج مهریه به صورت عندالاستطاعه نیز در صورت توافق زوجین درج می شود در صورت توافق بر پرداخت مهریه به صورت عندالقدره و عندالوسع با توجه به اینکه مهر مؤجل می گردد و وصف حال خود را از دست می دهد آیا زوجه می تواند تمکین از زوج را متوقف به دریافت کل مهریه نموده و از احکام حق حبس استفاده نماید یا خیر؟ به هر حال در فرضی که مهر مؤجل باشد ، حق امتناع ندارد و در مورد سؤال تشخیص مؤجل بودن آن به عهده مکلف است.
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی : در صورتی که در عقد نامه قید عندالاستطاعه شده و اکنون زوج قادر بر پرداخت مهریه نیست، ملزم بر پرداخت آن نمی باشد و زوجه نمی تواند تمکین را متوقف بر دریافت مهریه کند.
آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی : زن حق منع ندارد، مگر اینکه در حال عقد استطاعت بر پرداخت آن را داشته باشد.
آیت الله العظمی سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی : چنانچه مهریه در هنگام عقد، مشروط به استطاعت زوج باشد و شرط حاصل نباشد ، زن حق حبس ندارد و باید تمکین کند.
آیت الله العظمی جوادی آملی : 1- اگر مهر حال و معجل باشد، زن می تواند قبل از دریافت آن تمکین نکند.2- اگر مهر حال و معجل باشد و مرد نتواند آن را بپردازد، اگر چه زن می تواند تمکین نکند، ولی نمی تواند مهر را مطالبه کند. 3- اگر مهر در ذمه مؤجل باشد زن نمی تواند تمکین نکند.
آیت الله العظمی حسین نوری همدانی : در فرض سؤال که مهر مؤجل و زوجه هم راضی به دریافت مهر عندالاستطاعه بوده است ، نمی تواند از تمکین ممانعت نماید.
آیت الله العظمی یوسف صانعی : اگر مهریه عندالاستطاعه باشد زن حق حبس ندارد، آری اگر مهریه عندالمطالبه باشد زوجه می تواند قبل از این که خود را تسلیم زوج کند مهرش را مطالبه نماید و در صورت نگرفتن مهریه می تواند از تمکین امتناع ورزد و عسر و حرج مانع حق حبس زوجه نیست.
آیت الله العظمی سیدمحمدصادق حسینی روحانی : با فرض قرارداد مهریه عندالقدره والاستطاعه قرار داده شده است همسر شما شرعاً مجاز در عدم تمکین به بهانه ندادن مهر نبوده و هیچ گونه عذری در عدم تمکین ندارد و با این عمل ناشره می شود.
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی : اولاً در صورتی که مهریه عندالقدره والاستطاعه باشد و مرد قادر بر پرداخت مهریه نباشد زوجه حق حبس ندارد و باید تمکین کند. ثانیاً چنانچه مهریه عندالمطالبه باشد و زوج قادر بر پرداخت نقدی مهریه نباشد دادگاه مطابق توان زوج مهریه را قسط بندی می کند و زوجه با دریافت اولین قسط باید تمکین کند وگرنه حق نفقه ندارد.
آیت الله العظمی سیدعلی گرگانی : از آنجائیکه شرط عندالاستطاعه در مهریه ذکر شده است و در صورت عدم استطاعت مرد ، زن حق حبس از تمکین را ندارد.
آیت الله العظمی حسین مظاهری : در فرض مزبور زن باید تمکین کند و تخلف از تمکین او را ناشزه می کند.
آیت الله العظمی سبحانی : در فرض سؤال که پرداخت مهریه مقید به عندالاستطاعه است در صورت احراز عدم توانایی زوج، زوجه باید صبر کند و در عین حال از تمکین خودداری ننماید.
2-12 : فتاوای مراجع عظام تقلید در مورد مهریه عندالمطالبه پس از تقسیط شدن
استفتائات به عمل آمده از مراجع اعظام در مورد تمکین زوجه از زوج وقتی مهریه عندالمطالبه بوده اما به حکم دادگاه مهریه تقسیط گردیده است :
اگر مهریه عندالمطالبه و زوج معسر بود و به تکلیف دادگاه ملزم به پرداخت مهریه به صورت قسطی شد، با توجه به اینکه امروزه مهریه ها بالا بوده و پرداخت قسطی آن هم سال ها طول می کشد تا تمام شود ، آیا با فرض باکره بودن و عدم مواقعه، زن حق دارد تا پایان قسط آخر تمکین نکند؟
پاسخ ها :
مقام معظم رهبری : حق امتناع از نزدیکی شوهر با او را دارد ولی از سایر استمتاعات حق ندارد امتناع نماید و گرنه ناشزه محسوب می شود.
پاسخ : آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی : در فرض سوال با پرداخت اولین قسط زن باید تمکین کند.
پاسخ :آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی : با اخذ قسمتی از آن باید تمکین کند.

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید