تصمیمات آنها درباره شغل هماهنگی ندارد (برک،2005، ترجمه سید محمدی،1390).
تنوع رشته های تحصیلی در آموزش متوسطه و آموزش عالی از یک طرف و دامنه وسیع مشاغل از طرف دیگر، ایجاب می
کند که دانش آموزان برای آینده تحصیلی و شغلی خود برنامه ریزی کنند.

اهمیت انتخاب شغل :
نوجوانی زمان رشد جسمی، عاطفی و ذهنی سریع است که همراه با افزایش مسئولیت و تبدیل شدن به یک فرد بالغ است.در مراحل اولیه ، استقلال و در مرحله بعدگسترده کردن نقش اجتماعی و هدف شخصی مطرح می شود. در طول دوره نوجوانی، نوجوانان شروع به تجربه خود در فرایند یادگیری از تصمیم گیری آموزشی می کنند. نقطه عطف مهم در زندگی نوجوان شامل انتخاب حرفه می باشد (لازاروس، اولگن و الفمی39 ،2013).
انتخاب شغل با ظهور فناوری اطلاعات، پیچیدگی پیدا کرده است. انتخاب شغل تصمیم گیری پیچیده ای برای دانش آموزان است. همانطور که دانش آموزان در دوره متوسطه، سعی می کنند به انتخاب شغل بپردازند، آنها با مشکل تطبیق انتخاب شغل خود با توانایی ها و عملکرد خود در مدرسه مواجه می شوند (ادوارد و کویینتر،2011).
شغل فرد عامل اصلی در داستان زندگی اوست و تا حدود زیادی تعیین کننده ی امید و نا امیدی در زندگی روزانه است. از طریق کار، شیوه هایی که فرد، هویت فردی اش را ابراز می کند، آماده شده و منابع مالی جمع آوری می گردد ( نیومن، 2003 به نقل از زونکر،2006، ترجمه نظری،1388).
آنچه در جامعه فعلی ما در مورد انتخاب شغل صورت می گیرد بیشتر انتخاب تصادفی است. نتیجه این انتخابها را در موقع احراز و اشتغال به کار می توان ملاحظه کرد. وقتی انتخاب شغل درست صورت نپذیرد در فرد برای کسب مهارت بیشتر و ابراز خلاقیت و ابتکار انگیزشی ایجاد نمی کند و باعث رضایت شغلی در فرد نمی شود. انتخاب شغل بخاطر فشارهای اجتماعی و اقتصادی افراد را بصورت مهره هایی در کار در خواهد آورد که نه تنها لذتی از کار خود نمی برند بلکه با خستگی و کوفتگی و بی حوصلگی به کار ادامه می دهند در نتیجه کارآیی آنان به حداقل می رسد (احمدی،1387).

رابطه انتخاب با انتظارات شغلی :
«انتظارات شغلی آن گروه از مشاغل را شامل می شود که فرد در آینده آرزو دارد به انجام آنها بپردازد. انتظارات شغلی بیشتر جنبه رویا دارند و تا حدود زیادی از واقعیت بدورند. برای تعیین انتظارات شغلی فرد می توان این سئوال را مطرح نمود.«اگر تمام امکانات در اختیار شما قرار گیرد و از شما خواسته شود شغلی را برگزینید آن شغل کدام خواهد بود؟» جواب به این سئوال انتظارات فرد را مشخص خواهد نمود. انتظارات شغلی معمولادر زمینه مشاغلی است که فرد تمایل به اشتغال در آن زمینه ها را دارد. انتظارات شغلی بر خواست ها و امیال استوار می باشند. به عبارت دیگر، به هنگام انتخاب شغل فرد به عوامل متعددی توجه می کند و آن شغلی را بر می گزیند که احتمال موفقیت در انجام آن بیشتر باشد. به هنگام ترجیح فرد بیشتر به آن چیزهائی که دوست دارد می اندیشد. در انتظارات شغلی فرد رویاپردازی نموده و به ایده آلها توجه می نماید» (شفیع آبادی،1389).

جهت گیری آرزوهای شغلی :
آرزوی مسیر شغلی40 ، یکی از مفاهیمی شناختی مهم است (گاتفردسون ولاپان41،1997 به نقل از(محمدی و کامکاری،1388)، که طی فرآیندی مرحله ای در طول زمان تحول می یابد و در دل خود مفاهیم شناختی دیگری چون اندازه و قدرت، درک از جنسیت، درک ارزشها و تصور از خود را دارا است. آرزوهای شغلی به عنوان جهت گیری افراد به سمت دنیای کار آینده و عامل حرکت در زندگی تعریف شده اند (واتسون42 و همکاران،2002 به نقل از سمیعی و همکاران،1391).
در پایان دوره عملیات عینی و آغاز دوره عملیات ذهنی و نیز رشد توسعه درک شناختی و تفکر انتزاعی کودکان و همچنین افزایش اطلاعات آنها درباره مشاغل مختلف، جهت گیری آرزوها به سمت مشاغلی می رود که منزلت اجتماعی بالایی داشته باشند و مشاغل با منزلت اجتماعیی پایین، از نظر نوجوانان رد می شود( سمیعی و همکاران،1391).
تأثیرات منزلت اجتماعی در آرزوهای شغلی، در نظر گرفتن ارزشهای خود، دوستان، والدین و جامعه است(زونکر،2006 ترجمه نظری،1388). نوجوانان، شغلی را آرزو می کنند و دوست دارند در آن مشغول شوند که از نظر همگان و جامعه مورد تأیید باشد. بعد از 13 سالگی، آرزوهای شغلی تحت تأثیر متغیر خود درونی، متحول می شوند. فرآیند انتخاب مشاغل از این سن هشیارانه و آگاهانه تر می شود. در اینجا نوجوانان، مشاغلی را آرزو می کنند که ترکیبی از علاقه، رغبت، توانایی، استعداد، ارزشهای خود و خانواده شان باشد (شارف43،2006 به نقل از سمیعی و همکاران،1391).
از جمله عوامل مؤثر بر آرمانهای دانش آموزان، اعتقاد آنان به خودکارآمدی شان یعنی اطمینان آنها به آتیه آموزشی و شغلی خود است که به انتخاب های شغلی آنها و شیوه آماده شدنشان برای اشتغال شکل می دهد. این آرمانها و عقاید اغلب از آرمانها و عقاید والدین درباره خودکارامدی شان تأثیر می پذیرد (بندورا، 1996، به نقل از پاپالیا، الدز و فلدمن44، 2002، ترجمه عرب قهستانی،1391 ).
نظریه وضعیت اکتسابی، بر یک رویکرد جامعه شناختی تأکید دارد که در آن آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی و حصول به آنها در یک طبقه بندی وسیع اجتماعی جای گرفته است. در این نظریه آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی منعکس کننده تأثیرات کلیشه ای، انتظارات فرهنگی و نگرش های اجتماعی بر اساس جنس، نژاد و وضعیت اجتماعی – اقتصادی فرد است (محمدی کاجی و کامکاری،1390).
برخی انتخاب شغل را به عوامل و محرک های روان
ی مربوط می دانند و برخی دیگر عوامل اجتماعی را در انتخاب شغل مورد مطالعه قرار می دهند. در این رابطه بسیاری از محققان برای مطالعه تأثیر عوامل اجتماعی در انتخاب شغل و مسیر تحصیلی، رابطه بین زمینه های خانوادگی با ترجیحات شغلی و تحصیلی و انتخاب آنها را در دانشجویان بررسی کرده اند. به عنوان مثال، روزنبرگ45(1957) رابطه بین طبقه اجتماعی والدین و میزان درآمد آنها را با انتظارات شغلی فرزندان مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که بین درآمد پدر و انتخاب نوع شغل فرزند رابطه وجود دارد. به عبارت دیگر درآمد خانواده در تعیین انتظارات شغلی اعضای خانواده مؤثر است (محمدی کاجی و قربانی،1387).
هالر46(1965) رابطه بین نمرات پرسشنامه رغبت سنج شغلی استرانگ را با طبقه اجتماعی – اقتصادی آنها در دانشگاه مینه سوتا مطالعه کرد. طبقه اجتماعی – اقتصادی دانشجویان با توجه به شغل و میزان تحصیلات پدر تعیین شد. نتیجه این بررسی نشان داد که که بین نمرات پرسشنامه استرانگ در زمینه های علمی و فنی با طبقه اجتماعی – اقتصادی پدران رابطه وجود دارد (شفیع آبادی،1389).
نتایج تحقیقات ساستری و مولت47 (1992)، واتسون48 و همکاران(2002)، میلر و لمبرت شوک49(2009)، نشان داد که جنسیت در شکل گیری آرزوهای شغلی دختران و منزلت اجتماعی در آرزوهای شغلی پسران بیشتر دخالت دارد (سمیعی و همکاران،1391).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه با موضوعاستان اصفهان، تحلیل عاملی، تحلیل عامل

عوامل مؤثر در انتخاب شغل :
انتخاب شغل تحت تأثیر شخصیت، تأمین فرصت های تحصیلی، اطلاعات شغلی، ترغیب والدین و روابط نزدیک با معلمان قرار دارد (برک،2005، ترجمه سیدمحمدی،1392).
«انتخاب شغل فرایند پیچیده ای است که عوامل بسیاری در آن دخالت دارند. دسته ای از این عوامل به خود فرد مربوط می شوند که از آن جمله می توان وضع جسمانی، استعداد و رغبت را نام برد. دسته دیگر، عوامل محیطی و بازار مشاغل را شامل می گردد. فرد هرچه اطلاعات بیشتر و دقیق تری درباره خصوصیات خود و فرصت های استخدامی و مشاغل داشته باشد، انتخابش مناسب تر خواهد بود. عوامل مؤثر در انتخاب شغل به طور مختصر در اینجا بررسی می شود.
1. وضع جسمانی- هر شغلی به خصوصیت جسمانی مشخص نیاز دارد و شاغل باید واجد آن خصوصیات و شرایط باشد.
2. استعداد- استعداد یکی از عوامل مهم در انتخاب شغل و ادامه اشتغال موفق به حساب می آید. استعداد عبارت از توانایی فطری فرد است که به امر یادگیری کمک می کند و باعث سرعت آن می شود. فردی که در زمینه خاص استعداد دارد، از تجربیات خود در آن مورد بیشتر بهره می گیرد.

3. امکانات فردی- اجتماعی- علاوه بر موارد مطرح شده، عوامل دیگری نظیر شخصیت، واقع نگری، امکانات محیطی و نیازهای جامعه در راهنمایی شغلی و انتخاب شغل نقش فراوان دارند. نوع شخصیت در انتخاب شغل اثر می گذارد و افرادی که مشاغل یکسانی را بر می گیزنند تا حدودی ساخت شخصیتی مشابهی دارند. همچنین اگر فردی در انتخاب شغل به واقعیت موجود توجه نداشته باشد در شغلش موفق نخواد شد و با یأس و شکست مواجه خواهد گردید. امکانات محیطی نظیر وضع اقتصادی خانواده و محل اقامت و همچنین نیازهای شغلی جامعه در راهنمایی شغلی و انتخاب شغل مؤثرند» (شفیع آبادی،1387).
4. خودپنداره – خود پنداره برداشت فرد از خودش است. خودپنداره بر تصمیم گیری شغلی مؤثر است. بر طبق نظر گاتفردسون(1981) مردم خواهان مشاغلی هستند که با خود انگاره ی50 آنان هماهنگ است. در این مدل، چنانچه اجزاء اصلی خودپنداره با یک شغل در تعارض باشد آن شغل رد می شود. گاتفردسون معتقد است عوامل تعیین کننده ی کلیدی رشد خود پنداره عبارتند از : طبقه ی اجتماعی، سطح هوش و تجربه های مربوط به نوع جنس (زونکر،2006، ترجمه نظری،1388). خود پنداره از عوامل بسیار مثل ظاهر، توانایی ها، شخصیت، جنسیت، ارزشها و جایگاه فرد در جامعه تشکیل می شود (شفیع آبادی،1392). رابطه میان ویژگیهای خانواده و پدر و مادر در فرایند تصمیم گیری شغلی نوجوانان غیر مستقیم و از طریق ایجاد خودپنداره مثبت در آنان است (کوماندرا، سواس و کاننا51، 20011). خانواده و حداقل چهار عامل : نگرش و عقاید والدین، طرز تلقی همقطاران، نگرش کارکنان مدرسه و علایق شخصی و اجتماعی در تشکیل خویشتن پنداری مؤثرند. مدرسه که از اولین منابع تماس کودک با دنیای خارج هستند در ایجاد نوع خویشتن پنداری کودک بسیار اهمیت دارند. خودپنداره که قضاوتی است که فرد در زمینه های موفقیت یا شکست، ارزشها، توانایی ها یا ضعف ها، اهمیت و اعتبار یا بی اعتباری خود دارد، نه فقط در انتخاب شغل بلکه در تعیین رفتار و گذران زندگی مؤثر است. در جامعه، با افرادی مواجه می شویم که خود را توانمند برای پذیرش شغل معینی نمی دانند. با این تصور و پندار، فرد در صدد احراز آن شغل بر نخواهد آمد. از این رو خویشتن پنداری تا حد زیادی مسیر انتخاب و در نهایت نوع شغل فرد را مشخص می سازد (شفیع آبادی،1392).
5. خانواده – نظریه پیشرفت جایگاه حکایت از آن دارد که جایگاه والدین تا حد زیادی بر انتخاب مسیر شغلی مؤثر است (زونکر،2006، ترجمه نظری،1388). از نظر دیدگاه روانکاوی نیز، تجارب دوران کودکی، رشد شخصیت، روابط اولیه والدین با کودک و تعارضات حل نشده سالهای اولیه زندگی بر انتخاب شغل تأثیر می گذارند. از نظر گینزبرگ مجموع عوامل ذهنی و عینی که می تواند در انتخاب شغل مؤثر باشد به سه دسته عوامل شخصی، واقعیت ها و عوامل راهنما تقسیم می شوند که واقعیت ها عبارتند از : عوامل خارجی که بر انتخاب شغل اثر گذار هستند مثل خانواده (برداشت ها و برنامه های خانوادگی و موقعیت فرد نسبت
به سایر خواهر و برادرهایش) (شفیع آبادی،1392).
توسعه شغلی و آموزش دوران کودکی و نوجوانی توسط مجموعه ای از متغیرهای فردی و زمینه ای خانواده تحت تأثیر قرار می گیرد. خانواده به عنوان یک عامل مهم و برجسته در توسعه حرفه ای و آموزش نوجوانان است. عمدتا به دلیل نفوذ خانواده، پدر و مادر به طور مستمر به عنوان مطلعان مهم و همکاری کنندگان در انتخاب و راهنمایی شغلی محسوب می شوند (آرایو، تاوریا، موتا و الیویرا52، 2012).
خانواده نقش مهمی در تعیین مسیر رشدی انتخاب شغل فرزندان دارد. والدین با توجه به سطح تحصیلات خود، ارزشها، نوع جنسیت فرزندان، باورها در رابطه با توانمندی فرزندانشان و سطح اجتماعی – اقتصادی خانواده انتظاراتی در زمینه شغل آینده فرزندشان دارند و خواسته یا ناخواسته و مستقیم یا غیر مستقیم فرزندانشان را به سوی آن انتظارات سوق می دهند. همچنین شیوه فرزند پروری والدین که به ایجاد نوع معینی از شخصیت

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید