پایان نامه با کلمات کلیدی
ضمن عقد، فقه و قانون، قانون مدنی پایان نامه ها

نشده ولی در ماده 215 قانون مدنی منفعت عقلایی داشتن و مشروع بودن از شروط مورد معامله می باشد، و چون مهریه باید تابع شروط اساسی صحت معاملات باشد پس باید این شروط را هم داشته باشد. عقلانی بودن منفعت یعنی در بین جامعه و عقلاء آنرا قبول داشته باشند و مشروع بودن هم یعنی قانون آنرا منع نکرده باشد. پس اشیائی مانند مشروبات الکلی، مواد مخدر یا گوشت خوک به دلیل عدم مشروعیت معامله و عدم وجود منفعت عقلی و شرعی در آنها نمی‌توانند به عنوان مهر قرار گیرند.
1-4-2-7 : موجود بودن
هرگاه مهر عین معینی باشد باید در زمان عقد موجود باشد، یعنی اگر بعد از عقد معلوم شود که آن عین در زمان عقد موجود نبوده تعیین مهر باطل خواهد بود .این شرط هم از ماده 361 قانون مدنی استنباط می شود. مثلاً اگر مهریه یکدستگاه اتومبیل باشد که در عقد درج شده و بعداً مشخص شود این اتومبیل در زمان عقد وجود خارجی نداشته یا از بین رفته بوده این تعیین مهر باطل بوده و زن مستحق دریافت قیمت یا مثل طبق ماده 1100 قانون مدنی می باشد.
1-4-2-8 : ملک شوهر بودن
مالی که مهر قرار داده می شود باید ملک شوهر باشد ، البته ملک غیر را هم میتوان با اجازه مالک آن مهر قرارداد ولی اگر بدون اذن مالک باشد غیر نافذ بوده و با اجازه او تعیین مهر نافذ و با رد اجازه او باطل می شود. و در صورت ابطال مهر شوهر باید مثل یا قیمت آنرا بدهد36.
1-4-3 : مقدار مهریه
در قانون مدنی تعیین مقدار مهریه به اختیار زوجین گذاشته شده که این موضوع در ماده 1080 قانون مدنی به صراحت بیان شده: « تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است». درست است که در قانون و فقه حداقل و حداکثری برای میزان مهریه تعیین نشده ولی مهر نمی تواند به اندازه ای کم ارزش باشد که نتوان به آن مال گفت مانند یک دانه عدس با این وجود هر چیزی را که مالیت داشته باشد صرف نظر از میزان و مقدار آن می توان مهر قرار داد. در مورد مقدار مهر در فقه امامیه دو نظریه وجود دارد: برخی معتقدند که مقدار مهر نباید بیش از «مهرالسنه» باشد37. امّا مشهور فقها معتقدند مقدار مهر از نظر کمی و زیادی هیچ محدودیتی ندارد ولی رعایت مهر السنه مستحب و زیاد از آن مکروه است38. مسئله مهر در اسلام بسیار مهم، ظریف، دقیق و قابل توجه است. اسلام بر مهریه های سبک اصرار دارد و از مهریه های سنگین متنفر است. روایات مهمی از رسول(ص) و امامان معصوم(علیه السلام) وارد شده که تأکید دارد بر این که مهر را سبک بگیرید و از صداق سنگین بپرهیزید. زیرا مهر سنگین باعث روگردانی جوانان از ازدواج و ماندن دختران در خانه است . رسول خدا (ص) فرمودند: « أفضل نساءِ اُمتَّی أصبحنَّ وجهاً وَ أقَلَّهُنَّ مهراً »39 ، یعنی: « برترین زنان امت من، کسانی هستند که زیبا روی و کم مهریه باشند » و همچنین امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: « لا تغالوا بِمُهورِ النِّساء فَتَکوُن عَدُوّاه»40 ، یعنی: « مهریه زنان را سنگین نگیرید که باعث دشمنی می شود » با این وجود اگر مقدار مهر به میزان بسیار زیادی بیشتر از مهرالمثل زن باشد شوهر نمی تواند ادعای غبن کند، همچنانکه اگر میزان آن اندک باشد، زن هم نمی تواند تقاضای فسخ نکاح را بنماید .
1-5 : اقسام مهریه و شرایط آنها در فقه و قانون مدنی
با مطالعه مطالب مربوط به مهر در قانون مدنی و منابع فقهی در می یابیم که انواع مختلفی از مهریه را میتوان مورد نظر قرار داد. منشأ این تقسیم بندی هیئت آن و حالاتی است که نوع خاصی از مهریه در آنها واجب می شود که هر یک را به اجمال شرح خواهیم داد. بنابراین از نظر فقه و قانون مدنی مهریه سه قسم است : 1- مهرالمسمی، 2- مهرالمثل و 3- مهرالمتعه، که ابتدا به توصیف مختصری از این سه نوع مهر پرداخته و سپس به مهرالسنته و مفوضه المهر که از انواع مهرالمسمی بوده می پردازیم :
1-5-1: مهرالمسمی
زن و شوهر می توانند در باب میزان و مقدار مهر با هم توافق کنند ، یعنی در کنار عقد نکاح قراردادی نسبت به چگونگی اجرای الزام مرد به دادن مهر منعقد سازند. این قرارداد تبعی تابع قواعد عمومی سایر معاملات است و موضوع آن جنبه مالی دارد . مهری را که ضمن عقد یا پس از آن بتراضی طرفین معین می شود « مهرالمسمی» گویند41. اصطلاح مهرالمسمی از فقه اسلامی گرفته شده ولی در قانون فقط در ماده 1100 قانون مدنی بکار رفته و تعریفی از آن نشده است. قانون مدنی در این رابطه می گوید : تعیین میزان مهر منوط به تراضی طرفین است و محدودیتی در این خصوص در قانون پیش‌بینی‏ نشده‌است. همچنین مهر باید بین ‏طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود، معلوم باشد. در ضمن ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود42.
1-5-2 : مهر المثل
هرگاه در زمان عقد دائم مهر المسمی معین نگشته و تعیین آن بدیگری نیز واگذار نشده باشد یا شرط عدم مهر شده باشد یا بعبارت دیگر زمانی که تفویض بضع شده باشد43، پس از وقوع نزدیکی مهرالمثل تعیین می شود44. برای تعیین مهرالمثل : وضعیت خانوادگی زوجه، صفات او از قبیل زیبایی، تحصیلات، بکارت، سن و سایر امتیازات با توجه به امثال و اقران وی و بسته به نظر عرف زمان و مکان در نظر گرفته می شود45.
1-5-2-1 : مواردی که زن مستحق مهرالمثل می شود :
اول: در صورتی که مهر در عقد تعیین نشده و یا عدم استحقاق زن در گرفتن مهر شرط شده باشد و بین زوجین زناشویی واقع شود، مطابق ماده 1087 قانون مدنی به زن مهرالمثل تعلق می گیرد و دوم: در صورتی که تراضی طرفین درباره مهرالمسمی به جهتی باطل باشد و برای مهر نتوان قیمت یا مثل معین کرد. مانند مو
ردی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد نیز مطابق ماده 1100 قانون مدنی مهرالمثل تعیین می شود و در نهایت سوم: در صورتی که نکاح باطل است ولی زن از فساد آن اطلاع ندارد و بین زوجین زناشویی واقع شود، مطابق ماده 1099 قانون مدنی زن مستحق مهرالمثل خواهد بود .
1-5-3 : مهر المتعه
مالی است که زوج به زوجه مطلقه که با او نزدیکی نکرده است می پردازد. پس هرگاه در عقد مهر ذکر نشده و قبل از نزدیکی و تعیین میزان مهر، طلاق واقع شود، به زن مهرالمتعه پرداخت می شود46. در تعیین مهرالمتعه برخلاف مهرالمثل، وضعیت مالی مرد از حیث غنا و فقر در نظر گرفته می شود47.
1-5-3-1 : تفاوت مهر المتعه با مهر المثل
هر چند مهرالمتعه همانند مهر المثل در موردی تعیین می شود که در عقد ذکری از مهر نشده باشد ولی در بین آنها سه تفاوت اساسی وجود دارد : تفاوت اول) در تعیین مهرالمتعه مهریه به تناسب دارائی زوج تعیین می شود ولی در تعیین مهرالمثل صفات و حال زن ملاک عمل است ، تفاوت دوم) مهرالمثل در صورتی داده می شود که بین زن و مرد نزدیکی واقع شده باشد ولی مهرالمتعه اختصاص به نکاحی دارد که پیش از نزدیکی منجر به طلاق می گردد. و تفاوت سوم) استحقاق زن به دریافت مهرالمثل پس از نزدیکی ایجاد میشود، خواه زوجیت ادامه یابد یا در اثر طلاق، فوت یا فسخ نکاح منحل گردد ولی در مهرالمتعه اگر در اثر فوت یکی از زوجین و یا خیار فسخ یا درخواست طلاق از طرف زن، نکاح از بین برود ، زن حق مطالبه مهرالمتعه را ندارد .
1-5-3-2 : شرایط مهرالمتعه
براى تعیین مهرالمتعه به آیه شریفه ۲۳۶ سوره مبارکه بقره استناد شده است. پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است : شرط اول این که: در عقد نکاح مهرى ذکر نشده باشد و بعداً نیز زوجین آن را تعیین نکرده باشند ؛ شرط دوم این که: زناشویى واقع نشده باشد و در نهایت شرط سوم این که: زوجین با طلاق از هم جدا شده باشند، نه با فوت یا بذل مدت یا فسخ نکاح .
1-5-4 : مهرالسنه
مهرالسنه از حیث تعیین مبلغ است و از جمله موارد مهر المسمی می باشد. در اصطلاح فقها، به مقدار مهری که پیامبر اکرم (ص) برای همسران و دختران خویش تعیین می‌کردند مهرالسنه گفته می‌شود. مقدار مهرالسنه پانصد درهم (نقره) معادل پنجاه دینار (طلا) است و شایسته است مهر زنان مسلمان نیز به همین مقدار باشد. بنظر بعضی مهر نباید از پانصد درهم معادل پنجاه دینار تجاوز کند48 و چنانچه بیش از آن مقرر گردد به همین مقدار باید عودت داده شود. پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) به منظور جلوگیری از ازدیاد مهریه، در تثبیت این سنت تأکید داشتند و آن گونه که از روایات به دست می آید امامان معصوم (علیه السلام) نیز همین سیره را پیاده می کردند و از آن عدول نمی نمودند و اهل بیت اگر هم می خواستند بخشش بیشتری داشته باشند، آن را جدای از مهریه اعطا می فرمودند تا هم موجب مهریه های سنگین نشوند و هم از سیره و سنت پیامبر خارج نگردند.
1-5-5 : مفوضه المهر
مفوضه المهر نیز از جمله موارد مهر المسمی می باشد، فقط در آن اختیار تعیین مهر تفویض میشود. قانون مدنی در ماده 1089 می گوید: « ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث می تواند مهر را هر قدر بخواهد تعیین کند ». مضمون ماده مزبور را فقها «تفویض مهر» گویند. تفویض مهر در اصطلاح حقوقی یعنی اختیار تعیین مهر را ضمن عقد نکاح به یکی از زوجین یا ثالثی واگذار نمایند. زنی که بدین گونه ازدواج میکند را «مفوضه المهر» می نامند. البته ممکن است که اختیار تعیین مهر به زن داده شود ولی در اینصورت زن نمی تواند مقدار مهر را بیش از مهرالمثل تعیین نماید49. شخصی که تعیین مهر به موجب توافق زوجین به او محول شده داور به شمار می آید . داور در تعیین مهر ممکن است یک یا چند نفر باشد و درصورت اخیر ممکن است تعیین مهر به اتفاق یا اکثریت آراء داوران انجام پذیرد و نیز ممکن است هر کدام از زن و شوهر یک داور اختصاصی تعیین کنند و داورهای اختصاصی به اتفاق شخص ثالثی را برای تعیین مهر انتخاب کنند .
1-6 : لزوم ذکر مهر در نکاح
1-6-1 : اقسام نکاح
نکاح دو قسم است: دایم و منقطع. در انجام وظایف زناشویی بین این دو گونه نکاح هیچ تفاوتی وجود ندارد، اما هر یک از آنها آثاری دارند. نکاح دایم اصلاً قید زمانی ندارد و تا آخر عمر است اما در نکاح منقطع حتماً باید قید زمان را مطرح کنند.
1-6-2 : لزوم ذکر مهریه در نکاح دائم
اگر در نکاح دایم مهریه تعیین نشود، زوجین می توانند بعداً با توافق یکدیگر یا با نظردادگاه، مهریه را تعیین کنند و در هر صورت ذکر مهر در صحت عقد ازدواج دائم شرط نیست 50. پس اگر عقد بدون تعیین و ذکر مهر واقع شود هیچ اشکالی بر آن نبوده و جایز است .
1-6-3 : لزوم ذکر مهریه در نکاح موقت
نکاح موقت دو رکن دارد : 1) زمان معین ، 2) اجرت معین (مهریه). عدم وجود این دو رکن نکاح را باطل می کند. برخلاف ازدواج دائم ذکر مهر در ازدواج موقت شرط است و اگر اخلال به آن نمایند عقد باطل است 51.
1-7 : مدت مهریه
مطابق ماده 1083 قانون مدنی که مقرر می دارد : « برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد » ممکن است زوجین با موافقت یکدیگر برای پرداخت مهریه مدتی را تعیین یا اقساطی قرار دهند. قانونگذار در کمی یا زیادی مدت و اقساط مهر دخالتی ننموده و آن را بطور کلی اعم از اینکه قسمتی از مهر یا تمام آن را مدت دار یا اقساطی قرار دهند در صلاحیت زوجین گذاشته است. تعیین مدت یا قراردادن اقساط برای مهر در
صورتی مجاز است که مهریه عین معین نباشد چون اگر مهر عین معین باشد مطابق ماده 1082 قانون مدنی به محض وقوع عقد به ملکیت زن در آمده و قراردادن مدت یا اقساط بی معنی و مخالف حکم ماده مزبور است. هرگاه برای پرداخت مهر مدت تعیین نشده باشد زن هروقت بخواهد می تواند آن را از شوهرش مطالبه کند و بعبارت دیگر مهریه حال محسوب است .
در مورد اینکه برای پرداخت مهر زن در عقد نکاح موقت هم می توان همانند نکاح دائم مدت یا اقساط قرار داد اختلاف نظر وجود دارد ، اگرچه برخی فقهای امامیه پاسخ مثبت داده اند لیکن اکثر آنها پرداخت مهر را ضمن عقد لازم دانسته اند52. درصورتی که با توجه به اطلاق ماده 1083 قانون مدنی و اصول کلی حقوقی که هر قراردادی که برخلاف قانون و اخلاق حسنه و نظم عمومی نباشد، بین طرفین لازم الاتباع است برای پرداخت مهریه در نکاح منقطع نیز می

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید