پایان نامه رایگان درباره
خرده فروشی، کارایی اقتصادی، فضای رقابتی، بازار رقابتی پایان نامه ها و مقالات

ایجادفرصت پاسخگویی به تقاضاهای مختلف از طریق تشکیل بازار عمده فروش برق شود.
محدودیت های مالی
استفاده ازتسهیلات بانک جهانی برای افزایش تولید برق ویا بهبود شبکه های انتقال و توزیع، شرکت های فعال در صنعت برق را مجبور به اجرای سیاست های دیکته شده از سوی این بانک میکند. برخی از این سیاست ها عبارتند از:
– تجدید ساختاریکپارچه وخصوصی کردن تأسیسات
– تجدیدساختار مالی واصلاح تعرفه ها
– تعیین ناظر مستقل بر بازار برق
– ایجاد بازار رقابتی برق
شرایط خاص کشورها
علاوه برموارد بالا،اهداف تجدیدساختاروخصوصی سازی صنعت برق درهرکشورمتفاوت میباشد که میتوان آن اهداف راباتوجه به پیشرفته یا درحال توسعه بودن کشورها تقسیم بندی نمود.
الف) کشورهای پیشرفته
علل تجدیدساختارصنعت برق در کشورهای پیشرفته عبارتند از:
– تأمین نظر مشتریان در رابطه با انتخاب تولیدکننده
– ایجاد فضای رقابتی وکاهش هزینه ها و به دنبال آن افزایش کارایی
– منطقی کردن اهداف وایجاد سرمایه گذاری ریسکی
ب)کشورهای درحال توسعه
این کشورها با تقاضای روزافزون برق و عدم توانایی دولت ها درسرمایه گذاری و تأمین عرضه متناسب با تقاضا مواجه هستند، لذا هدف از تجدید ساختارجذب سرمایه های داخلی و خارجی برای افزایش عرضه میباشد.
– به علت وجودانحصارطبیعی درصنعت برق، رقابت سالم در عرصه های تولید، انتقال و توزیع وجودندارد و تجدید ساختار میتواند ضمن ایجاد رقابت، کارآیی را افزایش دهد.
– شفاف نمودن روابط مالی و مشخص شدن هزینه واقعی انرژی[7].
2-5-مدل های اجرایی ساختار صنعت برق
طی زمان های طولانی برق به عنوان یک کالای استراتژیک تحت کنترل دولت و یا شرکتهای انحصاری تولید و عرضه بود. اما در طی دو دهه گذشته به این ایده که تولید، انتقال و توزیع نیروی برق باید دارای انحصار طبیعی باشد باشک و تردید نگریسته شده است.
یک کشوربا انحصارکاملا عمودی سیستم برق که درآن تولید، انتقال وتوزیع برق تحت کنترل دولت می باشد، برای رسیدن به یک بازار رقابتی ایده آل، نمیتواند ناگهان از سیستم کاملا متمرکزوارد سیستم بازار آزاد کاملا رقابتی شود. درواقع بین این دوحالت گونه های متفاوتی از بازارها وجوددارند، که کشورهای مختلف با توجه به موقعیت خاص خود، هرکدام در یکی ازاین بازارها قرارمی گیرند. لذا دراین قسمت به بررسی این بازارها، معایب و مزایای آنها پرداخته خواهد شد. لازم به تذکر است که این مدلها در یک اقتصاد بسته مورد بررسی قرار گرفتهاند و درصورتی که امکان تبادل و ترانزیت برق در یک اقتصاد جهانی به صورت آزادفراهم گردد، میتوان مدلهای جدیدی را به آن اضافه کرد[7].
چهار الگوی عملی مشاهده شده درکشورها شامل موارد زیر است:
انحصاریکپارچه عمودی
انحصارخریدار
رقابت در بازارعمده فروشی
اختیارکامل مشتری درانتخاب عرضه کننده برق
2-5-1- مدل انحصاریکپارچه عمودی2(VIM)
از لحاظ تاریخی،صنعت برق دارای ساختارVIM با مالکیت دولتی و یا شرکت خصوصی بوده است. البته تا همین اواخر در بعضی از کشورها نظیر ایالات متحده این انحصار در دست بخش خصوصی بوده است. دراین مدل، رقابت و حق انتخاب برای مشتری و فروشنده برق وجودندارد و قیمت برق توسط دولت کنترل می شود. مالکیت و بهره برداری کلیه نیروگاههای تولیدی، شبکه های انتقال و توزیع در اختیار واحدانحصاری است.
مزایای مدل VIM
ازنظربرنامه ریزی صنعتی دو ویژگی برق شامل غیرقابل ذخیره بودن آن و نیاز به برابری دائمی ولحظه ای عرضه وتقاضا،سبب می شود تا برای هماهنگی بین تولید، انتقال وتوزیع یک ساختارانحصاری ایجادشود.
مزایای این ساختارعبارتنداز:
-صرفه جویی ناشی از مقیاس3 درنیروگاههای بزرگ
-هماهنگی لحظه ای بین بخش های مختلف صنعت برق
-حذف هزینه های قراردادی درمقایسه بایک فضای رقابتی
-درانحصارهای دولتی برق رسانی به روستاها ومناطق دوردست موجه می باشد.
معایب مدلVIM
امروزه پیشرفت فن آوری امکان ساخت واستقرار نیروگاههای تولیدبرق کوچک را در نزدیک مراکزتقاضامیسرنموده است. همچنین با گسترش فن آوری اطلاعات،آزادسازی وتوسعه رقابت دردیگرصنایع زیربنایی این تفکرراکه ساختارVIM تنها مدل حاکم برصنعت برق می تواند باشد را باتردیدمواجه ساخته است. علاوه برآن معایب عمده ساختارVIM به شرح زیر است:
-فقدان انگیزه های لازم برای بهبودخدمات وتقلیل هزینه ها
-عدم شفافیت وتصمیم گیری های ضعیف درسرمایه گذاری
-به علت انحصار،دخالت های سیاسی عملکردکل سیستم راتحت تأثیر قرارمی دهد.
2-5-2- مدل انحصارخریدار (monopsony)
دراین مدل امکان رقابت در تولیدبرق وجوددارد ولی انتقال وتوزیع همچنان انحصاری است.دراین مدل تولیدکنندگان خصوصی طی یک قرارداد بلندمدت برق را به تنها خریدارکه دولت است می فروشند. این قراردادها به نحوی تنظیم می شوند که مبلغ خرید برق از هر نیروگاه برابر باهزینه نهایی آن باشد.البته خرید برق براساس هزینه های واقعی باعث می شودتاتولیدکنندگان انگیزه کمتری برای کاهش این هزینه ها داشته باشد.
مزایای مدل انحصارخریدار
امکان سرمایه گذاری بخش خصوصی رادر تولید برق فراهم می سازد وبه دولت امکان می دهد تا با آزاد سازی بخشی از سرمایه سایر اهداف واولویت های اجتماعی از جمله برق رسانی به مناطق دوردست و روستاها را پیگیری نماید.

معایب مدل انحصارخریدار
این مدل بخش اعظم مشکلات VIM را دارا
ست.بازاررقابتی وجودنداردولذا دستیابی به کارایی اقتصادی مشکل می باشد.همچنین امکان دارد خریدار انحصاری برق تولیدی بین تولیدکنندگان تبعیض قائل شود.
با وجوداین مشکلات،مدل انحصار خریدار می تواند درجایی که امکان ایجاد یک بازار کامل وجودنداشته وهنوزسیستم های حسابداری پیشرفته درصنعت برق شکل نگرفته،نمایانگریکتغییروضعیت بهترنسبت به ساختارVIM باشد.
2-5-3 – مدل رقابت دربازارعمده فروشی4(WCM)
دراین مدل رقابت درتولید به صورت عرضه آن دربازار عمده فروشی می باشد.همچنین شرکت های توزیع به صورت جداگانه می توانند برق موردنیازخودراازهرتولیدکننده وازجمله تولیدکننده های مستقل برق(5IPP)به صورت رقابتی خریداری کنند. شرکت های توزیع انحصارخودرابرفروش برق به مشتریان نهایی حفظ می کنند.
چون در این مدل یک خریدار منحصربه فرد وجودندارد(برخلاف مدل قبل)ریسک مربوط به فناوری وبازاربرعهده تولیدکنندگان است.دراین مدل شرکت های تولیدبرق فعلی،مجبوربه رقابت باتولیدکنندگان جدید می باشند.بنابراین هرتولیدکننده سعیمی کند با انتخاب فناوری جدید وتولید برق به صورت بهینه قدرت رقابتی خود رادربازارحفظ نماید.
چون دراینمدل یک بازاریکپارچه وجوددارد، تجارت عمده فروشی برق به صورت نسبتاً رقابتی امکان پذیر است.در این بازارهاهزینه تولیدکنندگان توسط قیمت عمده فروشی برق تعیین می شود.دراین مدل با وجود اینکه ممکن است هنوز تعداد فروشندگان برق نسبتاً محدود باشد ولیکن این امکان وجوددارد که شرکت های تولید وتوزیع برق قراردادهای دوجانبه منعقد نمایند تا برق را از طریق سیستم انتقال به شبکه توزیع مورد نظر منتقل نمایند.دراین مدل هنوزانحصاربازاربرق وجوددارد،چونمصرف کننده های نهایی حق انتخاب عرضه کننده را ندارند.دراین مدل برخی یارانه ها حفظ می شود، اگرچه شکل آن محدودتر خواهد بود.
مزایای مدل WCM
دراین مدل تعیین قیمت تولیدبرق (درشرایط افزایش ظرفیت ونوع سوخت)به عهده بازاراست. کارآیی اقتصادی بهبود می یابد وخطرات سرمایه گذاری از دولت به سرمایه گذاران خصوصی منتقل می شود.اگرچه سرمایه گذار ممکن است قبل از ساخت نیروگاه،درجستجوی یک قرارداد بلند مدت برای فروش برق باشد،لیکن با وجود یک بازار برق عمده فروشی چنین قراردادهایی ضروری نمی باشد.
ازمزایای این مدل رفع موانع مربوط به مقررات وایجاد رقابت در صنعت عرضه برق می باشد که این امر می تواند منافع اقتصادی واجتماعی را به همراه داشته باشد.
اغلب کشورهایی که تاحدودی موفق به اجرای خصوصی سازی برق شده اند،ازاین مدل استفاده می نمایند.
معایب مدلWCM
دراین مدل تطبیق تولیدکنندگان با مسئولیت های اجتماعی آنان دررابطه باتولیدبرق وجودندارد،چرا که معمولا بنگاههای خصوصی به دنبال حداکثرکردن سودهستند.بنابراین ممکن است منافع این بنگاهها بااهداف اجتماعی دولت مانند عدالت اجتماعی یابرق رسانی به مناطق دوردست درتضادقرار بگیرد.
هرچندکه این مدل بیانگریک قدم مهم به سوی اعمال رقابت در صنعت برق است اما هنوز منافع اقتصادی مربوط به یک بازار آزاد کامل حاصل نشده است.به هرحال وقتی اعمال رقابت درسطح عمده فروشی حاصل شده باشد،آسانتر می توان به راههای اعمال رقابت درسطح خرده فروشی فکرنمود واین قدم معمولا پس از ایجاد بازارعمده فروشی دنبال می شود.
2-5-4- مدل انتخاب کامل مشتری6(FCC)
دراین مدل،رقابت درتمام سطوح صنعت برق به صورت ایده آل از عمده فروشی تا مصرف کنندگان اعمال می شود.عامل کلیدی این مدل دسترسی مستقیم هرکس به شبکه های توزیع وانتقال است.بااستقرار نظام نظارتی صحیح،یک مصرف کننده برق از لحاظ تئوری می تواند برق مورد نیاز خودرااز هرخرده فروشی تأمین کند،که این خرده فروش نیزبه نوبه خودمی تواندبرق را ازبازارعمده فروشی رقابتی،خریداری نمایند.به صورت واقعی،وظایف شبکه انتقال و توزیع،کاملا از وظایف تولید وخرده فروشی تفکیک شده است.
کاردیسپاچینگ می تواند توسط مالک شبکه انتقال انجام شود،ولی درصورت وجودبیش از یک شبکه انتقال،این امرتوسط بهره بردار مستقل سیستم(ISO7)ونهایتاً بازار عمده فروشی انجام می شود.بااین ساختار،ورودشرکت ها در فضای رقابتی تولید وخرده فروشی آزاد است.
بازارعمده فروشی مانند یک مزایده عمل می کند،خریداران وفروشندگان با هم دیداروکالاهای خود(برق)رابراساس قراردادهای طولانی مدت ویاقراردادهای لحظه ای مبادله میکنند.دراین مدل یک خریدار منحصربه فردوجودندارد، بازیگران بازار هرگزدارای قدرتی نیستند وهرگزریسک بازار را عهده دار نمی شوند.آن ها صرفاً به عنوان حراج گذار عملمی کنند ودرآمد خودراازقراردادهابه دست می آورند.
مزایای مدل FCC
دراین مدل تازمانی که سیستم نظارتی تمام تلاش خودرابرای رفع نواقص بازاروکنترل سوء استفاده ازقدرت دربازار به عمل می آورد،کارایی اقتصادی به حداکثرخواهدرسید.
تجربه جوامعی که این مدل رااعمال کرده اند نشان می دهد که هزینه ها دربخش تولیدبرق به طورقابل ملاحظه ای سیرنزولی دارد ومعمولا نتیجه آن درتعرفه های خرده فروشی پایین ترنمایان می شود.همچنین کیفیت وکمیت برق درسطح خرده فروشی افزایش می یابد.
به خاطررقابت دربخش تولید،عوامل سود آوری نیروگاهها افزایش می یابد. چون نیروگاههای باهزینه تولید بیشتر ازدایره تولیدخارج یامجبوربه کاهش هزینه های خود می شوند،نیروگاههاباید به نحوی برنامه ریزی کنندتا سهم بیشتری ازافزایش تقاضاراتأمین کنند.
معایب مدل FCC
مانند مدل WCM ،دراین مدل نیز تضمینی برای مطابقت مسئولیت های اجتماعی تولید کنندگان برق بامنافع آن ها وجودندارد. اگرتأمین برق نقاط فقیرودوردست ویارشد یک بخش معین اقتصاد مدنظر باشد،برای این امر باید از دیگر ابزارهای سیاست اجتماعی استفاده شود.
پیشرفت تکنولوژی اطلاعات سبب می شود تا منافع رقابت کامل دربازاربرق بیش از معایب مربوط به افزایش هزینه های قراردادی آن باشد.دراین مدل شرکت ها آزادند که درسرمایه گذاری مشترک،مالکیت تأسیسات وسایرفعالیت های بازاربرق مشارکت نمایند.دراین بازارقانون گذاران ونظارت کنندگان موظفند مراقب باشند که هیچ شرکتی بیش از اندازه،سهم بازار راکسب نکند یا رفتار غیر رقابتی نداشته باشد.
انتخاب هرکدام از مدل های چهارگانه بستگی به شرایط اقتصادی،اجتماعی،سیاسی، وفرهنگی هر کشور دارد وهیچ تضمینی وجودندارد که اگرکشوری دراستفاده از مدلی موفق بود،سایر کشورها نیز دربکارگیری همان مدل موفق باشند[7].

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با واژگان کلیدیبیماری عروق کرونر، بیماران مبتلا، اقتصاد جهانی، صنایع غذایی

2-6-مراحل هشتگانه اصلاحات درصنعت برق
کشورهای مختلفی درراه اصلاح ساختار برق وایجادیک ساختاررقابتی درصنعت برق قدم هایی را برداشته اند.برای اصلاح ساختاربرق8مرحله شناخته شده است که این مراحل را به علت تفاوت های ذاتی کشورها و تفاوت شرایط صنعت واقتصادی آن ها نمی توان جهان شمول دانست اما ممکن است از آن ها به عنوان راهنمایی دراجرای مراحل اصلاح صنعت برق استفاده نمود[7].
جداسازی انحصارات عمودی
اولین مرحله از اصلاح ساختار برق جداسازی سیستم یکپارچه عمودی این صنعت در تولید،انتقال،توزیع وخرده فروشی می باشد.
از نظر برنامه ریزان سنتی،صنعت برق باید به صورت یک انحصار عمودی باشد چون باتوجه به عدم شباهت برق به هرکالای دیگری ازجمله غیر قابل ذخیره بودن آن، هزینه قراردادهای مربوط به مراحل مختلف تولید،انتقال وتوزیع برق به علت انجام شدن دریک سیستم انحصاری کاهش می یابد.اما با وجود موارد فوق،نظریات جدید تصریح می کنند که کارآیی اقتصادی در صنعت برق رقابتی به مراتب بیشترازکارایی اقتصادی دریک انحصار عمودی است وباحضورتولیدکنندگان مستقل برق واستفاده ازتکنولوژی اطلاعات ونیزتکنولوژی های پیشرفته می توان گامهای بزرگی دراستفاده کاراتر ازبرق برداشت.درضمن وجود رقابت درصنعت برق،فروشندگان را به جلب مشتری ازطریق ارائه خدمات بهتر با قیمت های پایین ترتشویق می نماید.
ایجاد بازار عمده فروشی برق
ایجادبازار عمده فروشی نیازمند تجدید ساختار در تولیدبرق یعنی ایجادشکاف درمالکیت نیروگاهها،ایجاد بهره برداری مستقل واعمال مقررات برای کنترل ونظارت برتجارت رقابتی می باشد.
بعداز تفکیک وظایف به تولید،انتقال وتوزیعباید انحصارافقی درتولیدشکسته شده وقیمت هابدون دخالت دولت توسط فشارهای رقابتی بین تولیدکنندگان وازطریق بازارعمده فروشی برق تعیین گردد.
تفکیک انحصارتولید
برای حفظ قیمت ها درسطح پایین وکارایی در سطح بالا،باید انحصارافقی درسطح تولید ازبین برود ودرضمن قوانین رقابتی موثری وجودداشته باشد تاامکان سوء استفاده ازقدرت بازار ازطریق راکدکردن سطح رقابت وافزایش قیمت ها دردوره ای خاص،ازتولیدکنندگان گرفته شود.
انتخاب سیستم بهره برداری مستقل
درمرحله تفکیک افقی تولید،باید یک بهره بردارمستقل به عنوان هماهنگ کننده بین تولیدکنندگان برای تأمین برق موردنیازسیستم،مراقبت ازامنیت،برنامه ریزی برای توسعه شبکه،توازن لحظه به لحظه عرضه وتقاضا وکنترل فرکانس وولتاژسیستم فعالیت کند.این بهره بردارمستقل باید هیچ گونه مالکیتی در سیستم انتقال نداشته باشد.
طراحی بازار
خرید وفروش برق به دوصورت انجام می گیرد:
قراردادهای دوجانبه بین مشارکت کنندگان مستقل
یک مکانیزم ازقب


دیدگاهتان را بنویسید