گیرند و یا در مؤسسات و بنگاههای کوچک فاقد امکانات حرفه آموزی، به کار اشتغال دارند.
نارسائی ها و مسائل آموزش فنی و حرفه ای در ارتباط با بازار کار:
نارسائیها و مسائل کمی بازار کار
نارسائی های کمی در آموزشهای فنی و حرفه ای قسمتی ناشی از نارسائی های بازار کار است و قسمتی به چگونگی سامان دادن و گسترش این آموزشها مربوط می شود. گسترش آموزش های فنی در وزارتخانه هایی که وظیفه اصلی آنها ارائه خدمات آموزش است، اصولاً از نیازهای فعلی و آتی بازار کار کشور، استان یا منطقه استقرار مراکز آموزشی نشأت نمی گیرد، بلکه بیش از هر چیز از امکانات مالی، انسانی و کالبدی موجود در محل تبعیت می کند.
بررسی فرایند مجوزهای صادر شده برای ایجاد آموزشکده ها، نشان می دهد که در تأسیس مؤسسه های جدید بیش از هر عامل دیگری بر اساس تعداد مدرس و تجهیزات و تسهیلات فضای آموزشی موجود در محل، فشارهای سیاسی از طرف مقامات محلی و نمایندگان مردم محل در مجلس شورای اسلامی وارد می آید، و پاره ای از معیارها و شاخص های آموزشی مانند سهم آموزش های فنی و حرفه ای نسبت به سایر رشته ها در استان یا منطقه و مانند آن تصمیم گیری می شود، اطلاعات و علائم دریافتی از بازار کار چنان ضعیف است که تقریباً تأثیری در صدور اینگونه مجوزها ندارد. در مورد آموزش های فنی و حرفه ای غیر رسمی، و ازجمله فعالیت های آموزشی وزارت کار که به تربیت کارگر نیمه ماهر در چند حرفه بسیار متداول و همه جاگیر اختصاص دارد، هرچند که ممکن است ارتباط مستقیمی با بازار کار نداشته باشد، اما به علت آن که داوطلبان ورود به این دوره ها تحت تأثیر نیاز بازار کار به حرفه آموزی روی می آورند، معمولاً بیش از مؤسسات آموزشهای فنی و حرفه ای رسمی از نیازهای بازار کار پیروی می کنند. (نفیسی، 1379)

آموزش فنی و حرفه ای در ایران:
مقدمه:
بی تردید کشور کهنسال ما در زمینه فنون و حرف: سوابق دریرینه ای دارد و دانش و فن به اشکال مختلف از راه کلام مکتوب یا با واسطه استاد و شاگردی، نسل به نسل انتقال یافته است. اما صرف نظر از اهمیت تاریخی آن، علوم و فنون و سهم جامعه ما در کل تمدن بشری باید اذعان کرد که شیوه های نوین آموزش فنی و حرفه ای مقوله نسبتاً جدیدی است که در کشور ما سابقه چندانی ندارد. تأسیس مدارس و آموزشگاههای فنی و حرفه ای در ایران. نخستین و جدیدترین گامی است که در جهت رفع نیازهای جدید ناشی از توسعه اجتماعی، اقتصادی جامعه صورت گرفته است اما سیر شتابان تحولات تکنولوژیک و گسترش ارتباطات لزوم تغییرات و هماهنگی فضای جدیدی را در شیوه های مدیریت، سیاستگذاری و برنامه ریزی آموزش فنی و حرفه ای مطرح کرده است، که بدون توجه به آنها نمی توان از عهده حل بسیاری از مسائل و بحرانهای جهان امروز برآمد. (حکیمی، 1374)
سیر تحول آموزش فنی و حرفه ای در ایران:
ساخت کلی نظام آموزش و پرورش هماهنگ با رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور طراحی نشده، به همین دلیل اکثر فارغ التحصیلان نظام آموزشی خصوصاً در سطح متوسطه 48% بیکاران با سود، شهری می باشند و این مسئله از این ناشی می گردد که نظام مذکور 100 سال پیش جهت تربیت کارمندان برای بخشهای دولتی طراحی شده بود، زمانیکه بخش دولتی اشباع گردید حدود (1320) ولی نظام آموزشی همچنان به تولید نیروی انسانی به این فرم ادامه داد تا اینکه در اواخر 1330 بر اثر تغییر سیاست اقتصادی و اجتماعی کشور و توجه به بخش صنعت احتیاج شدید به کارکنان در سطوح تکنسین و مهندسان و مدیران صنعتی احساس شد و مقامات وقت رسماً اعلام کردند “برنامه های آموزش در سطح ابتدایی و راهنمایی و متوسطه طوری طراحی شده که جوانان را به زندگی در دنیای مدرن تربیت نمی کند.”
بالاخره در ابان ماه 1343 رژیم وقت تصمیم گرفت جهت پاسخگوئی به نیازهای فنی کشور به کارگر ماهر و تکنسین و مهندس، نظام آموزش و پرورش را تغییر بدهد. در نتیجه نظام آموزش و پرورش به دوره ابتدایی پنج سال و دوره راهنمائی سه سال و دوره متوسطه چهار سال که خود شامل دو شاخه فنی و نظری بود تقسیم گردید. و خود دوره فنی به دو گرایش حرفه ای دو ساله و فنی چهار ساله تقسیم می شد و یک دوره کوتاه مدت و مقدماتی آموزش حرفه ای برای کسانیکه امکان تحصیل در دوره راهنمایی ندارند پیش بینی گردید.
نظام جدید متوسطه از آغاز سال 54-53 شروع بکار کرد تا سال 59-58 تعداد دانش آموزان فنی حرفه ای به حدود 228/214/1 نفر رسید ولی تا سال 62-61 مجدداً کاهش یافته به 976433 نفر رسید و مجدداً در سال 67-66 به 1422661 نفر می رسد.
اما توزیع دانش آموزان متوسطه در دو شاخه نظری و فنی و حرفه ای نامتعادل است، در سال 1356 فقط 1/14 درصد محصلان (171 هزار نفر) در دوره متوسطه در رشته های فنی و حرفه ای درس خوانده اند که 5/1 درصد جمعیت در حال تحصیل می باشند، یعنی در مقابل 300 دانش آموز تنها دو نفر برای ورود به بازار کار آماده می شدند، اگر مهارت داشته باشند و یا اگر ترک تحصیل کرده و یا آماده ورود به دانشگاه می شدند، تکنسین نمی شدند.
خلاصه سرنوشت برنامه حرفه آموزی بعد از دبستان هم زیاد برای ترک تحصیل کردگان مناسب نیست. در نتیجه این نظام در طول اجراء دارای بیشترین بیکاری بوده است و به همین دلیل در سال 1370 طبق تصمیم وزارت آموزش و پرورش جهت تربیت نیروی انسانی مورد نیاز بازار کار نظام آموزش متوسطه متغیر و گرایش کار و دانش در آن بوجود آمده که هدف شاخه گرایش کار و دانش (سیستم دوال)، سیستم دوگانه تربیت نیروی انسانی از طریق بازار کار بوده است تا چه اندازه موفق بشود جای بحث دارد. اصولاً آموزش و پرورش زمانی می تواند در جهت تربیت نیروی انسانی موفق شود که بتواند بازار کار را تجزیه و تحلیل نماید و بر اساس نیازهای منطقی و منطقه ای عمل نماید. (سلطانی، 1379)
شکوهی می نویسد باید خصوصیات بازار کار را تجزیه و تحلیل کنیم، مهارتها و دانشهایی را که بازار کار لازم دارد لیست کنیم و آنها را در آموزش متوسطه بگنجانیم، خواه آموزش نظری باشد و خواه آوزش فنی و حرفه ای، ولی این حالت سر هم کردن مواد درسی را که به آن عادت کرده ایم باید کنار بگذاریم، باید درسهای ما معنی دار شود. باید بدانیم که این درس را برای چه می گذاریم. ممکن است بگوئید این درس مثلاً به او تفکر یاد می دهد. باید دید این تفکر کجا به دردش می خورد، تمام حرف ما این است که باید ارتباط بین آموزش و اشتغال مطالعه شود. (شکوهی، فصلنامه هماهنگ شکاره 24، صفحه 26)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه دربارهجبران خسارت، بهره بردار، حق تصرف

بررسی تحولات گذشته، تحلیل مشکلات و چشم انداز آینده، آموزش فنی و حرفه ای در برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1383-1379)
الف – بررسی تحولات و تبیین وضع موجود
عملکرد گذشته آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه ای و روندها و گرایش های حاکم بر آن و همچنین وضعیت موجود این آموزشها در جدول شماره (1) منعکس شده است.
جدول شماره 1-2 عملکرد آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه ای طی سالهای 74-1367 (واحد: نفر-دوره)
ردیف
عنوان سال
67
68
69
70
71
72
73
74
1
آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه ای
354898
586487
976740
1340679
2207275
1786703
1970913
1615580
2
آموزشهای ضمن خدمت کارکنان دولت
59524
179376
235292
233804
249263
220458
142188
276433
3
جمع کل
414422
765863
1212032
1574483
2456511
2007161
2113101
1891013

4

100

0784/3%

556/5%

593/8%

915/10%

66/16%

323/13%

734/13%

046/12%

5

100

636/2%

2/4%

9/6%

2/9%

9/14%

8/11%

8/12%

2/10%

ب) مشکلات و تنگناها
– نقاط قوت
1- ارزش والای کار در فرهنگ اسلامی به عنوان عامل انگیزش درون زا در حوزه های فنی و حرفه ای
2- وجود نیروی انسانی مستعد، علاقمند و جوان جویای کار در سطح کشور برای شرکت در آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه ای.
3- فراهم آمدن زمینه کاهش وابستگی به درآمد نفت و اتکا به فعالیتهای اقتصادی درون زای کشور و احساس نیاز بیشتر به آموزشهای فنی و حرفه ای.
4- اهمیت دادن به کیفیت کالا و خدمات و در نهایت توجه بیشتر واحدهای اقتصادی به امر گسترش کمی و کیفی آموزش فنی و حرفه ای.
5- بهره مندی آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه ای از مربیان، مدرسین و کارشناسان مجرب و متخصص شاغل در بخشها و دستگاههای اجرایی.
6- وجود ظرفیتهای فیزیکی و تجهیزات آموزشی در دستگاه های اجرایی و کارگاههای دولتی و خصوصی به منظور ارایه برخی از دوره های آموزشهای فنی و حرفه ای.
7- اولویت نسبی در اخذ پروانه و مجوز کار برای افرادی که دوره های آموزش فنی و حرفه ای را گذرانده اند.
8- وجود علاقه و انگیزه برای مشارکت بخش خصوصی در گسترش آموزشهای فنی و حرفه ای مورد نیاز بازار کار.
9- وجود متخصصین و کارشناسان باتجربه در نظام اداری کشور برای آموزش کارکنان دولت.
نقاط ضعف، مشکلات، تنگناها
– توسعه نامتوازن آموزش فنی و حرفه ای متأثر از فقدان برنامه ها و راهبردهای بلند مدت برای توسعه این آموزش.
– عدم هماهنگی بخشی از دوره های آموزش فنی و حرفه ای با نیازهای بازار کار
– نامشخص بودن الگوی توسعه کشور و در نتیجه فقدان جهت گیری مناسب آموزشهای کوتاه مدت فنی وحرفه ای در ارایه آموزشها.
– عدم تطبیق آموزشهای فنی و حرفه ای با مقتضیات ناشی از پیشرفت فناوری.
2- عدم شناخت جامعه مدیران از اهمیت و نقش آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه ای در ارتقای بهره وری.
– عدم توجه کافی رسانه های جمعی به نقش و اهمیت آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه ای.
3- فقدان سیاستهای حمایتی و عدم برخورداری دارندگان گواهینامه فنی و حرفه ای از منزلت اجتماعی مناسب.
4- تداخل میان وظایف قانونی نهادها و سازمانهای موازی در امر سیاستگذاری آموزشهای فنی و حرفه ای
5- فقدان نظام آمار و اطلاعات در زمینه آموزشهای کوتاه مدت فنی و حرفه‌ای.
6- عدم تعادل منطقه ای و جنسیتی در توزیع امکانات و ارایه آموزشهای فنی و حرفه ای.
– عدم تعادل در توزیع امکانات و ارایه آموزشهای فنی و حرفه ای بین مناطق مختلف کشور.
– عدم تعادل در توزیع امکانات و ارایه آموزشهای فنی و حرفه ای میان زنان و مردان و محدود بودن امکانات آموزشی لازم برای زنان.
7- کمبود مربیان آموزش فنی و حرفه ای از نظر تعداد و روزآمدی.
– کمبود مربیان آموزش فنی و حرفه ای با توجه به جمعیت فعال کشور (به ویژه مربیان زن)
– به هنگام نبودن دانش فنی مربیان و نیروی انسانی شاغل در آموزشهای فنی و حرفه ای.
– فقدان جاذبه اجتماعی و اقتصادی برای مربیان آموزش کوتاه مدت فنی و حرفه ای در مقایسه با سایر بخشها.
8- عدم استفاده مطلوب از ظرفیتهای فیزیکی و تجهیزات دستگاههای اجرایی در ارایه آموزشهای کوتاه مدت به منظور آموزش کارکنان دولت و سایر افراد.
9- عدم توجه به ارتقای مهارتهای حرفه ای و آموزش کافی مدیران و کارکنان دولت در زمینه های حرفه ای و اثرات محدود آموزش، بازآموزی و ارتقای مهارت در طبقه بندی مشاغل کارکناذن دولت و حقوق و مزایای دریافتی.
10- عدم بهره مندی از فناوری پیشرفته آموزشی در ارایه آموزشهای فنی و حرفه ای
11- ضعف در پژوهشهای مربوط به آموزشهای فنی و حرفه ای و استفاده از ره آوردهای فناوری نوین.
12- عدم تبادل مستمر اطلاعات آموزشهای فنی و حرفه ای با مؤسسات تحقیقاتی و آموزش خارج از کشور به منظور ارتقای سطح دانش و بینش مدیران، مربیان و کارشناسان آموزشهای فنی و حرفه ای و صدور خدمالت آموزش فنی و حرفه ای.
13- عدم صلاحیت و رتبه بندی مراکز آموزشی کوتاه مدت در برخی از دستگاهها.
– عدم رعایت

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید