تعریف سازمان

وبر1برای نخستین بار توانست «سازمان» را از سایر نهادهای اجتماعی تفکیک کند. به عقیده او، سازمان «یک رابطه اجتماعی بسته است که طبق مقررات به افراد خارجی اجازه ورود نمی­دهد … دستورات برای عملیات، بوسیله افراد خاصی که عهده دار این وظیفه هستند و در رأس سازمان قرار می­گیرند، اعمال می­شود و معمولاً یک ستاد اداری و اجرایی دارد.»وی به رابطه متقابل و مشروع بین اعضای سازمان توجه می­کند که آنها در

…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

1-Weber

پی تأمین هدف­های ویژه هستندو به همین منظور کارهای مشخصی را انجام می­دهند. این تعریف، مبنا و پایه تعریف­هایی قرار گرفت که دیگران، ارائه کردند، (هال،ریچارد اچ ، 1383 ، ترجمه پارسائیان و اعرابی : 48)

تعدادی از تعاریف سازمان که توسط اندیشمندان مدیریت ارائه کردید عبارتند از:

یک سازمان ، یک پدیده اجتماعی هماهنگ شده است که دارای حد و مرز مشخصی بوده و برای تحقق هدف و یا اهداف مشترکی فعالیت می نماید . در تعریفی دیگر سازمان را فرایندی نظام یافته از روابط متقابل افراد برای دست یافتن به هدف های معین است .(رابینز،استیفن، 1387 ،ترجمه الوانی و دانایی فر  : 21)

شرمرهورن1و همکاران در 1994 سازمان را مجموعه­ای از افراد که برای تحقق اهدافی معین همکاری می­کنند تعریف نمودند.  در همه سازمان­ها از انسان­ها استفاده می­شود و  همه آنها هدفمند بوده و از «تقسیم کار» بهره می­گیرند. یک تقسیم کار خوب، با در نظر گرفتن زنجیره­هایی از اهداف، هدف­های عملکردی هر سطح را به مثابه ابزاری برای دستیابی به هدف­های عملکردی سطج بالاتر بکار می­گیرد. سازمان­های موفق محصولات یا خدمت با ارزشی را به محیط خارجی خود ارائه می­کنند و در ازای آن سعی می­کنند با دریافت  منابع اولیه مورد نیاز، عملیات خود را استمرار بخشند. «رضاییان ، علی ، 1387 : 10»