رویکردهای مختلف به مسئله اصلاح یارانه های انرژی

2-1-22-1-تحلیل تعادل جزئی[1]

در تحلیل تعادل جزئی، بررسی تنها معطوف به بازار کالایی است که قیمت آن پس از حذف یارانه آن کالا افزایش می یابد. در این نوع تحلیل، تغییرات عرضه و تقاضای یک کالا بر اثر تغییرات قیمت آن مدل سازی و پیش بینی می شود. منظور از «تعادل» جزئی آن است که، در این روش، قیمتی پدیدار می گردد که حاصل تعادل میان عرضه و تقاضای آن کالا و مازاد عرضه یا مازاد تقاضا وجود نخواهد داشت و یا بازار به اصطلاح تسویه می شود. هم چنین، منظور از «جزئی» بودن تعادل آن است که اثرات متقابل بازار کالای مورد بررسی (یک حامل انرژی) با بازار سایر حامل های انرژی و سایر کالاها و خدمات در نظر گرفته نمی شود و فرض می شود که تغییر قیمت کالا بر عرضه- تقاضا و در نتیجه قیمت سایر حامل های انرژی و سایر کالاها و خدمات بی تأثیر خواهد بود. به عنوان مثال، برای پیش بینی واکنشی مصرف بنزین به افزایش قیمت آن، با استفاده از روش های اقتصاد سنجی و داده های موجود، حساسیت یا کشش مصرف بنزین به قیمت بنزین در یک چارچوب تعادل جزئی (یعنی بدون در نظر گرفتن اثر متقابل قیمت بنزین بر عرضه و تقاضای سایر کالاها و خدمات) برآورده می شود و سپس با استفاده از کشش برآورده شده، میزان کاهش مصرف بنزین در ازای هر افزایش قیمت پیش بینی می گردد. البته در مورد فرآورده ای مانند بنزین که سهم زیادی در حمل و نقل و در نتیجه هزینه تمام شده سایر کالاها و خدمات دارد، انتظار می رود که تحلیل تعادل جزئی نتواند تصویر جامعی از تأثیرات این افزایش قیمت بدست دهد و برای داشتن تحلیلی کامل، لازم است تا اثرات متقابل این تغییرات قیمت بر بازار سایر کالاها و خدمات نیز لحاظ گردد. اما در مورد کالاهایی مانند یک نوع خاص از مواد خوراکی که کالایی نهایی است و بازار به نسبت کوچکی دارد، استفاده از این تحلیل می تواند قابل توجیه باشد. (رنجبر، 1390)

این روش به لحاظ سادگی در تئوریک و نیاز نداشتن به حجم زیادی از داده ها، و در شرایطی که نسبت بازار کالای مورد نظر به کل اقتصاد کوچک بوده و تأثیرات قابل توجهی بر سایر بازارها نداشته باشد، گزینه مناسبی خواهد بود.

2-1-22-2-تحلیل تعادل عمومی[2]

در حالی که تحلیل تعادل جزئی تنها به اثرات تغییر قیمت در بازار یک کالا (یک حامل انرژی) محدود می شود و تأثیرات متقابل میان بازارهای مختلف را در نظر نمی گیرد، تحلیل تعادل عمومی کل اقتصاد را در بر می گیرد و مدل جامعی را از اثر تغییر قیمت در یک بازار بر عرضه و تقاضای سایر کالاها در سایر بازارها ارائه می کند به عنوان مثال، در تحلیل تعادل جزئی، تنها به این پرسش پاسخ داده می شود که با افزایش قیمت یک حامل انرژی، میزان عرضه و تقاضای آن حامل انرژی چه تغییر می کند. در حالی که در تحلیل تعادل عمومی می توان به پرسش های بیشتری پاسخ داد پرسش هایی از قبیل اثر افزایش قیمت انرژی بر ترکیب نهاده های تولید در صنایعی که از انرژی به عنوان یکی از نهادهای اصلی تولید استفاده می کنند؛ میزان افزایش با کاهش قیمت سایر کالاها و خدمات بر اثر افزایش قیمت یک حامل انرژی، و اثر آن بر متغیرهای کلانی چون سطح قیمت ها و تولید ناخالص داخلی (با تجمیع اثرات بر هر بازار و بخش اقتصاد).

تحلیل تعادل عمومی جامع ترین نوع تحلیلی است که می توان برای پیش بینی اثر حذف یارانه های انرژی بر بخش های مختلف اقتصاد و متغیرهای اقتصادی به کار برد. البته در عمل به علت پیچیدگی بالای مدل های تعادل عمومی، برای بکار بردن آنها از شبیه سازی رایانه ای در قالب مدل های تعادل عمومی محاسبه پذیر[3] استفاده می شود. این مدل ها شامل معادلات توصیف کننده عرضه و تقاضا برای هر بازار هستند که رفتار عوامل اقتصادی و قیدهای نهادی یا تکنولوژیکی که این عوامل با آن مواجه هستند را مدل می کنند و با حل هم زمان این معادلات، قیمت تعادلی در هر بازار تعیین می شود. (زمان زاده، 1390)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تکنولوژی دستگاه‌ های فلزیاب طلا یاب گنج‌ یاب

دشواری استفاده از مدل های تعادل عمومی، در نیاز آن به داده های فراوان و جزئی در مورد بخش های مختلف اقتصادی و هم چنین پیچیدگی های مختلف در طراحی مدل و پیاده سازی رایانه ای آن نهفته است. با این حال، در شرایطی که سیاست های اصلاح اقتصادی مورد نظر (مانند هدفمندکردن یارانه های انرژی) دارای مقیاس های گسترده بوده و کل اقتصاد یک کشور را تحت تأثیر قرار می دهند، انجام مطالعاتی از این نوع و در این ابعاد برای پیش بینی دقیق پیامدهای اجرای چنین سیاست های کاملاً برای سیاست گذار قابل توصیه و توجیه پذیر است. (زمان زاده، 1390)

2-1-22-3- تحلیل تعادل جزئی گسترش یافته[4]

تفاوت تحلیل تعادل جزئی گسترش یافته با تعادل جزئی آن است که حوزه تحلیل آن به چند بازار مرتبط با یکدیگر گسترش می یابد و اثر تغییرات قیمت در بازار یک کالا بر عرضه و تقاضا در تعداد محدودی از دیگر بازارهای مرتبط نیز در نظر گرفته می شود. تفاوت این روش با تحلیل تعادل عمومی آن است که در این روش، بر خلاف تحلیل عمومی، همه بخش های اقتصاد و ارتباط میان آنها در نظر گرفته نمی شود، بلکه به صورت ساده تری و براساس قضاوت پژوهشگر تنها بازارهایی انتخاب می شوند که بیشترین اثرات رفاهی ناشی از اجرای طرح را در خود می گنجانند. در واقع این روش نسبت به تحلیل تعادل عمومی که در سطح «کلان» عمل می کند در سطح پایین تری قرار می گیرد. این روش در شرایطی که داده ها یا منابع کافی برای اجرای یک تحلیل تعادل عمومی در اختیار نباشد، اما در عین حال داده های کافی برای تحلیل چند بازار مرتبط با هم در دسترس باشد قابل استفاده خواهد بود. (زمان زاده، 1390)

به عنوان مثال برای مقایسه این سه روش، اگر از سیاست حذف یارانه های دو کالای نفت و گاز و بنزین در نظر گرفته شود، در تحلیل تعادل جزئی، تنها اثرات این تغییر در بازار نفت گاز و بنزین و به طور جداگانه بررسی می شود در حالی که در تحلیل تعادل جزئی گسترش یافته، اثرات متقابل بازار این دو حامل انرژی بر یکدیگر نیز منظور می شود اثراتی مانند جانشینی گازوئیل به جای بنزین و یا بالعکس در سبد مصرفی خانوار یا نهاده های تولید منابع، در تحلیل تعادل عمومی، علاوه بر اثرات متقابل میان بازار این دو کالا، اثر این تغییر بر بازار سایر کالاها و خدمات، مانند بازار کار یا قیمت نهایی تولیدات صنعتی انرژی بر نیز ، مدل سازی و پیش بینی می شود.

2-1-22-4- مدل سازی داده – ستانده[5]

مدل سازی داده – ستانده روش دیگری برای تحلیل مسئله اصلاح یارانه های انرژی است. در این روش ارتباط میان فعالیت های اقتصادی به صورت سیستماتیک توصیف می شود، با این تفسیر که هر بخشی در عین حال که عرضه کننده برخی کالاها است، خریدار کالاهای دیگری نیز هست و خروجی هر بخش ممکن است به عنوان ورودی در بخش دیگری مورد استفاده قرار گیرد. در این روش از داده های مربوط به این که ورودی ها و خروجی ها (یا همان داده ها و ستانده های) هر بخش اقتصادی چه کالاهایی و به چه میزان است استفاده می شود تا اثر افزایش قیمت یک کالا (مانند یک حامل انرژی) بر هزینه تمام شده آن کالا و در نتیجه قیمت نهایی آن محاسبه گردد (محمدزاده، 90)

[1]-Partial equilibrium analysis

[2]– General equilibrium analysis

[3]– Computable General Equilibrium (CGE)

[4]– Extended paltial equilibrium analysis

[5]-Input- output modeliy