استان کرمانشاه میباشد. برای شناخت و بررسی پارامترهای اقلیمی در استان کرمانشاه ابتدا اقدام به تهیه پایگاه دادههای اقلیمی مرکب 15 عنصر اقلیمی به تفکیک ماه، سالانه و فصلی از 26 ایستگاه داخل و خارج استان که با اقلیم و پوشش گیاهی منطقه در ارتباط هستند، انتخاب گردید. سپس با استفاده از روشهای درونیابی و اندازه شبکه سلولی مناسب دادههای نقطهای به دادههای پهنهای تبدیل گردید و با روش کرزانوفسکی و ضریب پروکراستس حجم دادهها کاهش پیدا کرد. به منظور کاهش حجم دادهها و شناسایی مهمترین عاملهای تاثیر گذار از آنالیر تحلیل عاملی استفاده شد. همچنین تحلیل خوشهای جهت پهنه بندی مناطق همگون بکار گرفته شد. سپس نقشه پوشش گیاهی منطقه با نقشه امتیازات عاملی تطبیق داده شد و امتیازات عاملی 4 گونه مرتعی و جنگلی غالب منطقه تعیین گردید. نتایج نشان میدهد که مناسبترین روش برای درونیابی دادههای اقلیمی روش کرجینگ و مناسبترین اندازه شبکه سلولی 6 کیلومتری است. دادههای اقلیمی به تعداد 622 نقطه در سطح استان تعمیم داده شد. با روش کرزانوفسکی مهمترین و موثرترین متغیرهای هواشناسی به تعداد 106 متغیر اقلیمی انتخاب شدند. تحلیل عاملی نشان داده که 4 عامل اصلی دمای گرمایشی، بارش، بارش زمستانه و باد به ترتیب 9/47، 7/23 8/8 و 7/6 که 168/87 درصد از واریانس کل دادهها را به خود اختصاص میدهند. با استفاده از امتیاز عاملی 4 عامل اصلی و آنالیز خوشهای استان کرمانشاه به هفت منطقه اقلیمی: اقلیم بسیار گرم و خشک، اقلیم بسیار گرم و نیمه خشک، اقلیم مرطوب نیمه سرد، اقلیم سرد و نیمه مدیترانهای، اقلیم نیمه سرد مدیترانهای، اقلیم سرد و نیمه خشک، اقلیم سرد و نیمه خشک بادی، پهنه بندی شد. در نامگذاری مناطق اقلیمی استان کرمانشاه از عامل دمای گرمایشی به عنوان تاثیر گذارترین عامل استفاده شد و تنها در اقلیم مرطوب نیمه سرد عامل بارش نقش تعیین کنندهای در نامگذاری منطقه داشت. با استفاده از امتیازات عاملی و پارامترهای اولیه اقلیم رویشی گونههای Festuca ovina، جنگلهای استان، tomentellus Bromos و Hordeom bulbosa بررسی شد که نشان داد گونه Festuca ovina در دو ناحیه اقلیمی سرد مدیترانهای و سرد نیمه مرطوب بادی گسترش پیدا کرده است همچنین آستانه تحمل بارش بسیار بالا و دمای مناسبی دارد و در مناطق مختلف با بارشهای متفاوت گسترش مییابد. آستانه تحمل دمای گونههای درختی بلوط بالا بوده در نتیجه میتوان عامل دما را بعد از عامل بارش به عنوان دومین عامل کنترل کننده گسترش گونههای جنگلی در استان کرمانشاه عنوان کرد. آستانه تحمل دمای گونه tomentellus Bromos بسیار زیاد بوده و متوسط بارش بیشتر از 500 میلی متر در سال لازم میباشد تا این گونه بتواند به عنوان گونه غالب و یا گونه همراه در منطقه گسترش پیدا کند. عامل اصلی تاثیر گذار در رویش گونه Hordeom bulbosa عاملهای بارش میباشند و عامل دما در درجه اهمیت بعدی قرار دارند.

کلمات کلیدی: اقلیم رویشی، تحلیل عاملی، آنالیز خوشهای، کرجینگ، پروکراستس، کرمانشاه

فصل اول
مقدمه
کلیات
محیط زندگی بشر در هر قسمت از کره زمین در نتیجه پارهای عوامل جغرافیایی بوجود میآید که هر یک به نوبه خود در شئون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بالاخره تمدن ساکنین آن محیط تاثیر دارد. عوامل عمدهای که محیط زندگی انسان را به وجود میآورند عبارتند از موقعیت جغرافیایی وضع پستی و بلندی زمین، دوری یا نزدیکی دریا، جنس خاک و آب و هوا، در میان این عوامل پیوستگی خاصی وجود دارد چنانچه مطالعه و تحقیق درباره هر یک از آنها بدون توجه به مابقی غیر مقدور و یا مشکل به نظر میآید. تاثیر آب و هوا در زندگانی بشر به مراتب بیشتر از سایر عوامل جغرافیایی است زیرا نه تنها وجود نباتات و حیوانات بسته به آب و هواست بلکه سلامت و ادامه حیات خود انسان رابطه نزدیکی با وضع اقلیمی محیط او دارد [40].
با توجه به پیشرفت تکنولوژی و صنعتی شدن و تغییراتی که انسان بر کره زمین ایجاد کرده یک نوع عدم تعادل در طبیعت بوجود آمده است. این بیتعادلی ایجاب میکند که مطالعات آب و هوای و اقلیمی منطقه متفاوت از قبل باشد. در دورانهای گذشته مطالعات بیشتر تحت تاثیر عوامل و عوارض طبیعی و جغرافیایی از قبیل ارتفاع، دوری و نزدیکی به دریا، عرض جغرافیایی و … تعیین میشد که در مقیاسهای وسیع تغییرات زیاد پیدا نمیکردند. واحدهای صنعتی در یک حوضه آبخیز میتواند باعث تغییرات چشم گیری در کل حوضه آبخیز، بخصوص در آب و هوا و اقلیم آن حوضه ایجاد کند. این تغییرات باعث متمایز شدن این حوضه از حوضههای مجاور خود میگردد بر همین اساس مطالعات آب و هوا و اقلیم در مقیاسهای کوچکتر صورت بگیرد.
عوامل هواشناسی از قبیل بارش، دما، رطوبت، باد و … میباشند. ورودی به یک سیستم طبیعی از نظر هیدرولوژی بارش و خروجی آن به صورت تبخیر و تعرق است که از عوامل مهم هواشناسی محسوب میگردد. اقلیم نیز در واقع یک مفهوم توصیفی است و میتوان آن را متوسط وضعیت هوا در یک منطقه در دراز مدت دانست. اقلیم شناسی وضعیت کلی جو را به صورت منطقهای و یا دورهای مورد برسی قرار میدهد. بنابراین مهم ترین و اصلی ترین عوامل موثر در ورودی و خروجی یک واحد هیدرولوژیکی که همان حوضه آبخیز می باشد آب و هوا می باشد. از این رو مطالعات آب و هواشناسی و شرایط جوی حاکم بر حوضه در مطالعات منابع طبیعی و کشاورزی اهمیت زیادی دارد زیرا این عوامل سایر پارامترها را هم تحت تاثیر قرار می دهند.
پوشش گیاهی مهمترین عامل تأثیرگذار بر پایداری
و تعادل اکوسیستمهای طبیعی است. بررسی و مطالعه روابط بین پوشش گیاهی و عاملهای محیطی به شناخت عوامل مؤثر بر رشد و استقرار گونههای گیاهی و همچنین شناسای رویشگاهها کمک میکند. اقلیم به شرایط آب و هوایی یک منطقه جغرافیایی نظیر دما، رطوبت، فشار اتمسفر، باد، بارش و سایر مشخصه‌های هواشناسی در مدت زمانی نسبتاً طولانی نسبت داده می‌شود. در هواشناسی معمولا شرایط حال حاضر آب و هوا مورد بررسی قرار می‌گیرد در حالی که در اقلیم‌شناسی مشخصه‌های درازمدت آب و هوا مورد توجه ‌است.
تقریبا تمام فعالیت‌های پوشش گیاهی برای تداوم چرخه زندگی بطور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر آب و هوا و اقلیم1 قرار میگیرد. روش اصلی مطالعه در اقلیم شناسی، جمع نگری یا کلی نگری می‌باشد. یعنی برای مطالعه هر بخش از کره زمین محققین اقلیم شناس تمام ویژگی‌های آن مکان را در ارتباط با یکدیگر و به صورت مجموعه مرتبط بررسی می‌کنند. در مطالعه اقلیمی داده‌های لازم در خصوص عناصر سازنده اقلیمی مانند: دما، بارش، تبخیر و تعرق و سایر عوامل اقلیمی جمع‌آوری شده و در جهت شناسایی استعدادها و توان‌های اقلیم‌های روی زمین و عملکرد این اقالیم در چرخه حیات برای زندگی انسان و پوشش گیاهی بکار گرفته می‌شوند. در تعیین اقلیم یک منطقه در گذشته از عوامل و عوارض طبیعی و جغرافیایی از قبیل ارتفاع، دوری و نزدیکی به دریا، عرض جغرافیایی و غیره استفاده میشده است که در مقیاس‌های وسیع تغییراتی چندان زیادی پیدا نمی‌کردند [30]. اما امروزه این مطالعات در مقیاس‌های کوچکتر و دقیق تر با بررسی تعداد پارامترهای بیشتری صورت می گیرد تا بتوان تاثیرات اقلیم بر طبیعت را دقیق‌‌تر بررسی نمود که به اقلیم خرد2 معروف است. هر نوع اقلیمی، وضعیت گیاهان و پوشش گیاهی هر منطقه ای را تعیین می‌نماید. یعنی پوشش گیاهی هر منطقه ای متاثر از اقلیم حاکم بر آن است و شدیدا تحت تاثیر آن قرار میگیرد. همچنین عوامل آب و هوایی به صورت کمی و کیفی در رشد و نمو گیاهان تاثیر دارند به طوری که از لحاظ کمی باعث سرعت بخشیدن یا عدم رشد گیاهان می‌گردد و میزان زی‌توده را به اندازه قابل توجهی تغییر می‌دهد و به طور کیفی نیز محیط را برای توسعه و گسترش برخی از گونههای گیاهی مساعدتر ساخته و برای برخی محدودیت ایجاد می‌نماید [43]. اقلیم شناسان از طرفی متوجه عدم کارایی میانگینهای آب و هوایی در موارد کاربردی شده، از طرف دیگر با روشهای استفاده از کامپیوتر آشنا شدند. این عوامل سبب شد که آب و هواشناسان میزان تشابه بین نقاط مختلف را به کمک کامپیوتر خیلی دقیق اندازهگیری و نتیجه را با استفاده از مدلهای آماری متعدد، طبقهبندی کنند [38].
به نظر ریتیرتو3 و کاربلریا4 (1992) در مقیاس جهانی، اقلیم به طور معمول، مهمترین کنترل کننده توزیع جغرافیایی گونههای گیاهی در نظر گرفته میشود. بقیه عاملها مانند خاک، توپوگرافی، عاملهای تاریخی و انسانی که مقیاس کوچکتری دارند، بدون شک مهماند، ولی از درجه اهمیت کمتری برخوردار میباشند. بر خلاف اهمیت اقلیم که به عنوان عاملی شاخص در توزیع پوشش گیاهی موثر است، تحقیقات اکولوژیکی زیادی در این زمینه انجام نشده است. به همین منظور بایستی اقداماتی در این زمینه صورت پذیرد که میتوان به یافتن مشکلات موجود در توصیف اقلیم این مناطق و افزایش ایستگاههای اقلیمی اشاره کرد [94].
روش طبقه بندی اقلیمی همراه با پوشش گیاهی، شاید ساده‌ترین روش برای مرتبط ساختن الگوهای پراکنش گیاهی در سطح کره زمین باشد [39]. با توجه به اینکه هر جامعه گیاهی در یک اقلیم خاص رشد و گسترش پیدا می‌کند، لذا ضرورت دارد که اقلیمهای خرد با استفاده از پارامترهای هواشناسی و پوشش گیاهی در یک منطقه تعیین گردد.
اهداف تحقیق
1- تعیین عناصر اقلیمی موثر بر گسترش چند گونه گیاهی مرتعی غالب استان کرمانشاه.
2- پهنه بندی اقلیم رویشی گونه‌های گیاهی مرتعی غالب استان کرمانشاه.
3- تهیه برخی لایههای اطلاعات اقلیمی استان کرمانشاه برای افزایش بانک اطلاعاتی اقلیم کشاورز و منابع طبیعی به منظور بهره برداری بهینه و پایدار از منابع موجود.
ضرورت پژوهش
پوشش گیاهی مهمترین عامل تأثیرگذار بر پایداری و تعادل اکوسیستمهای طبیعی است. اهمیت فراوان گونههای گیاهی در حفظ آب و خاک و همچنین نداشتن اطلاعات اطلاعات کافی در خصوص آنها، ضرورت شناخت سرشت و نیازهای اکولوژیک این گونهها را روشن میسازد تا علاوه بر افزایش دانش پایه، اطلاعات این گونهها جهت مدیریت منابع طبیعی در اختیار مدیران قرار گیرد. مشکل اصلی در احیایی بیولوژیک مراتع و مبارزه با مباحث بیابانزایی و فرسیاش خاک انتخاب گونههای گیاهی نامناسب برای مناطق در دست احیا میباشد. هر منطقه شرایط اقلیمی و خاکی خاص خود را دارا میباشد که بایستی با توجه به شرایط منطقه گونه گیاهی مناسب را انتخاب نمود تا بتوان به اهداف مورد نظر در احیا دست یافت.
استان کرمانشاه دارای مراتع خوب و درخور توجه است. ساکنین این استان از گذشتههای دورزندگی کوچ نشینی توأم با معیشتی بر اساس دامداری داشتهاند، این استان از مناطق عمده ایران در امر دامپروری به شمار میآید. دره‌های مناطق غربی تا جنوب شرق استان کرمانشاه یعنی ارتفاعات اورامانات تا زردلان و هلیلان پوشیده از جنگل است. گونههای مرتعی استان از لحاظ داویی و صنعتی حائز اهمیت هستند که نقش تعیین کنندهای در اقتصاد ساکنین این استان دارد و میتوان با بررسی دقیقتر شرایط اکولوژی
ک این گونههای گیاهی شرایط را برای بهرهبرداری هرچه بهتر آنها فراهم نمود که در راستای آن اقتصاد ساکنین این مناطق نیز بهبود مییابد. این مناطق بخاطر تغیرات اقلیمی، بیماریهای گیاهی، چرای زود رس و بیروه، آتش سوزیهای عمدی و غیره در حال نابودی و تخریب میباشند که میتوان به عنوان یک مساله بیابانزایی به آن پرداخت. شناخت درست از منطقه و همچنین گونههای بومی منطقه میتواند کارشناسان را در امر مدیریت و کنترل مسائل بیابان زایی کمک کند. پوشش گیاهی هر منطقه ای متاثر از اقلیم حاکم بر آن است و شدیدا تحت تاثیر آن قرار میگیرد. پهنه بندی و تفکیک مناطق همگون اقلیمی امکان مدیریت بهتر و کاراتری را فراهم میکند. شناخت پوشش گیاهی منطقه، تعیین عوامل اقلیمی موثر بر گونههای گیاهی، شناسایی عوامل موثر بر کاهش تولیدات عرصههای طبیعی در زمانهای مختلف و شناخت محدودیتهای اقلیمی گونههای گیاهی میتواند متخصصین را در استفاده هر چه بهتر این گونهها برای احیا بیولوژیک مراتع و مباحث بیابانزدایی، همچنین جه

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید