بکارگیری سیستم اطلاعات جغرافیایی شمال غرب ایران را از نظر اقلیمی پهنه بندی کرده است [4]. رضیئی و عزیزی (1388) مناطق همگن بارشی در غرب ایران را تعیین کردهاند. در این پژوهش میانگین 9 متغیر وابسته به بارش در دوره آماری 1965 تا 2000 را برای 140 ایستگاه هواشناسی پراکنده در سطح منطقه محاسبه و مورد استفاده قرار داد. متغیرهای یاد شده به کمک روش تحلیل مؤلفههای اصلی (با آرایه R) به چهار مؤلفه کاهش و با استفاده از چرخش واریماکس چرخش داده شدند. سپس با بهره گیری از روش خوشه بندی سلسله مراتبی به شیوه “وارد” ایستگاههای مورد بررسی در این تجزیه و تحلیل، بر مبنای مقادیر نمرات استاندارد آنها در مؤلفههای بدست آمده گروه بندی و به این ترتیب غرب ایران به چهار زیر منطقه همگن بارشی تقسیم شد [20].
ساکی ( 1387) به منظور ارائه طرحهای معماری مناسب و هماهنگ با اقلیم را بررسی و حوضههای اقلیمی استان لرستان را تعیین کرده است. وی ابتدا حوضههای اقلیمی استان لرستان را مشخص نموده و سپس معماری همساز با اقلیم هر حوضه را براساس روش تحلیل عاملی و خوشه بندی تعیین کرده است [25].
ثقفیان و همکاران (1384) اثر تراکم ایستگاه و تفکیک منطقهای در برآورد توزیع مکانی بارندگی روزانه را بر روی بارندگی جنوب غرب ایران مورد بررسی قرار دادند. آنها نتیجه گرفتند که در مجموع روش TPSS مناسبتر میباشد. ولی با توجه به نزدیک بودن دقت روشها، انتخاب نهایی روش مناسب را به هدف و زمان محاسبه وابسته معرفی کردهاند [8].
به طور یقین بخش کشاورزی بیشترین ارتباط و تاثیر پذیری را از شرایط محیط اطراف و به خصوص اقلیم دارد، به گونهای که ویژگیهای اقلیمی مثل پتانسیلها و محدودیتهای اقلیمی در بلند مدت، منجر به تعیین الگوی کشت و توجیه پراکنش گونههای گیاهی مختلف شده است. متاسفانه بخش کشاورزی به دلیل سرعت و قدرت کم تطابق، بیشترین تاثیر را از تغییرات اقلیمی متحمل خواهد شد. پیش بینی میشود در اثر تغییرات اقلیمی و گرم شدن هوا، مناطق جنگلی در نیمکره شمالی به سمت شمال سوق پیدا کنند. بنابراین جغرافیای کشاورزی در این مناطق، تحت تأثیر تغییر اقلیم قرار میگیرد [39].
بررسیهای زیست اقلیمی در خارج
هسل10 و همکاران (2003) اقالیم زیستی بریتانیا و ایرلند را طبقه‌بندی نمودهاند. در این مطالعه تغییرات مکانی 89 متغیر اقلیمی که از اهمیت زیست شناختی بیشتری برخوردار بودند با روش مولفه‌های مبنا و تحلیل خوشه‌ای مورد بررسی قرار گرفته و نهایتا نقشه اقالیم زیستی بریتانیا و ایرلند با استفاده از سامانههای اطلاعات جغرافیایی (GIS) ارائه شده است. دی گتانو و شولمان (1990) با استفاده از روش مولفه‌های مبنا و تحلیل خوشه‌ای اقلیمهای کشاورزی آمریکا و کانادا را پهنه‌بندی نمودند. فائو قاره آفریقا را از نظر 11 محصول مهم کشاورزی شامل گندم، برنج، ذرت، ارزن، سورگوم، سویا، پنبه، باقلا، دو نوع سیب‌زمینی و کتان با استفاده از متغیر دوره رشد، پهنه‌بندی نمود. دوره رشد به عنوان مدت زمانی که دما و بارش به مقدار کافی و لازم موجود باشد تا گیاه دوره رشد خود را کامل کند، در نظرگرفته شده است [63].
ناکاواتاس و پیترسون11 (2006) تغییرات مکانی در ارتباط بین اقلیم و رشد پوشش جنگلی را در منطقه کوهستانی المپیک بررسی کردند.آنها به این نتیجه رسیدندکه اطلاعات به دست آمده از ارتباط بین اقلیم و پوشش جنگلی،ممکن است برای توسعه راهکارهای مدیریتی در مورد انطباق گونهها و پیش بینی تاثیر اقلیم آینده بر روی این جنگلها، مفید و موثر باشد. تئودوریک و همکاران (1993) یک پایگاه اطلاعاتی برای شناسایی و تعیین واحدهای آگروکلیمایی در ناحیه آپولیا12 در جنوب ایتالیا تشکیل دادند و براساس این ترکیب کردن عوامل مختلف، این واحدها را معرفی کردند. نقشه نهایی یا خروجی اصلی این اطلاعات، پایگاه آگروکلیمایی کشاورزی است که می تواند در تصمیم گیریها و برنامه ریزیهای کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد [83].
طی سی سال گذشته مطالعات زیادی انجام گرفته که پوشش گیاهی را به عنوان یک مولفه مهم مرتبط با سیستم اقلیمی دانسته است [56] و آزمایشهائی که در سالهای اخیر انجام شده، دلالت بر کنترل بالقوه اقلیم‌ها روی پراکنش گیاهی دارد [82]. گرم شدن کره زمین ناشی از تنش‌های خشکی ممکن است اثرات منفی بر روی رشد گیاهان در مناطق خشک و نیمه خشک و حتی در جنگل‌های نیمکره شمالی داشته باشد [51]. و یا گرم شدن کره زمین که باعث ذوب شدن برف ها میشود نقش تعیین کننده‌ای در افزایش رشد گونه‌های گیاهی در جنگلها و مراتع دامنه‌های کوهها شده است [75].
در پژوهشهای انجام گرفته طی سی سال گذشته، پوشش گیاهی به عنوان مؤلفه مهم مرتبط با سیستم اقلیمی شناخته شده است [26،56،82]. الکساندر13 و همکاران (2000) در جغرافیای گیاهی، ساختار گونهای و تحول و ارتباط جوامع گیاهی با عوامل و فرایندهای محیطی به ویژه عوامل اقلیمی تحلیل میشود [49]. جین تون14 (2002) در شانگزی چین به مطالعۀ روابط پوشش گیاهی با عوامل محیطی پرداخت و به این نتیجه رسید که پراکنش پوشش گیاهی به متغیر اقلیم و خاک وابسته است [68]. لئونارد و همکاران (1988) به این نتیجه رسیدند که پوشش گیاهی بیشترین ارتباط را با دما و رطوبت خاک داشته و دیگر خصوصیات خاک نیز به طور مستقیم و غیرمستقیم بر این دو پارامتر تأثیر میگذارند [73].
کارابولوت (2003) به طوریکه تحقیق در امریکای شمالی نشان دهنده اثر بارش دو ماه قبل بر رشد پوشش گیاه میباشد [68]. ساجر15 (1996) آب و هوا از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر شرا
یط پوشش گیاهی میباشد. پراکنش مکانی پوشش گیاهی ارتباط زیادی با شرایط اقلیمی دارد [97]. تربراک (1986) معتقد است که بعد از تغییر محیط، گیاهان قادر به حفظ و بقای خود نیستند و به تدریج گیاهان نامرغوب جای گیاهان مفید را اشغال نموده و در نهایت با تغییر بقیه اجزای اکوسیستم، یک پوشش گیاهی جایگزین پوشش گیاهی قبلی میشود [99].
بنظر والتر و همکاران (2002) تغییرات اقلیمی بوجود آمده تاثیرات ویژه‌ای بر روی اکوسیستمهای خاکی گذاشته است و اثر این تغییرات در آینده بیشتر هم خواهد شد [107].
لایون و ساجرز (2002) در میسیوری آمریکا مناطقی را بررسی کردند و با استفاده از آنالیز رج بندی DCA CCA به این نتیجه رسیدند که مطابقت کمی بین لایههای پوشش گیاهی وجود دارد و ویژگیهای عکس العمل سازگاری پوشش گیاهی کاملا به تغییرات محیطی بستگی دارد [73].
خشکسالیهای شدید و افزایش دما رشد و نمو گیاهان را تحت تاثیر قرار میدهد و این امر میتواند یکی از دلایل کاهش محصولات کشاورزی باشد [92،97] بسیاری از محققین، تفسیرهای متفاوتی را از پیامدهای تغییر دما بر روی مراحل مختلف فنولوژیکی بیان نمودهاند [54،84] به همین دلیل، دانشمندان از دماهای با مبنای متفاوت و محاسبات مختلف، برای تعیین پیامدهای تغییر دما بر گیاهان استفاده میکنند [55،110].
یونال و همکاران (2003) در ترکیه، برای انجام منطقه بندی اقلیمی، بعد از استاندارد کردن دادههای 113 ایستگاه هواشناسی، شامل دماهای میانگین، میانگین حداکثر، میانگین حداقل و بارندگی بین سالهای 1951 تا 1998، از پنج تکنیک تجزیه و تحلیل خوشهای سلسله مراتبی استفاده کردند و در نهایت، با استفاده از روش وارد16 هفت منطقه اقلیمی تشخیص دادند [103].
ایگلسیاس17 و همکاران (2000) برای به دست آوردن مدل رشد محصول گندم در یک منطقه عمده گندم خیز کشور اسپانیا، با استفاده از متغیرهای دما در طی فصل رویش، بارندگی 329 ایستگاه هواشناسی و دادههای میزان تولید محصول استانها، براساس تجزیه و تحلیل خوشهای، هفت منطقه کشاورزی- اقلیمی تشخیص دادند [65].
ژو18 و همکاران (2009) در ناحیه زراعی مورمبیدجی19 استرالیا با استفاده از تجزیه و تحلیل خوشهای و تکنیکهای GIS، برمبنای آمار بلند مدت، چهار متغیر اقلیمی شامل میانگین بارش سالانه، میانگین تبخیر و تعرق سالانه، میانگین سالانه درجه روزهای رشد (GDD) و میانگین دمای روزانه، با استفاده ازمیانیابی مکانی، دو ناحیه اقلیمی و سه ناحیه هیدروترمال تشخیص دادند [113].
راموس20 (2001) به بررسی تغییر پذیری الگوی توزیع بارش در منطقه مدیترانه با روشهای خوشه بندی پرداخته است [89].
فیلیپ (2008) الگوهای روزانه دما و فشار را در سطح اروپا مورد مطالعه قرار داده است و براساس روش خوشه بندی این الگوها را به صورت ماهانه طبقه بندی کرده است [85].
درکس21 و همکاران (1998) برای برآورد متوسط بارندگی در جزیرهی نورفولک استرالیا، چهار روش کریجینگ، عکس فاصله، تیسن و میانگین ایستگاهها را مورد مقایسه قرار دادند. براساس نتایج این مطالعه، کریجینگ از نظر دقت ضعیفتر از سه روش دیگر بود و مناسبترین روش، روش عکس فاصله معرفی شد [56].
پونیاوردنا22 و کولاسیری (1998) مطالعاتی را در زمینهی برآورد بارندگی در نواحی خشک سریلانکا انجام دادند که مدل همبستگی مکانی بارندگی در این مطالعه از نوع نمایی به دست آمد. آنها با بررسی و مقایسهی روشهای عکس فاصله و میانگین ایستگاهها با مدل نمایی اظهار داشتند که مدل نمایی مزیتی بر روشهای ساده استفاده شده ندارد [87]. لینچ23 (2001) روشهای تبدیل بارندگی روزانه نقطهای به منطقهای را در آفریقای جنوبی بررسی کرد و بین روشهای عکس وزنی فاصله، کریجینگ و اسپلاین، روش عکس وزنی فاصله را توصیه نمود [76].
والتر24 (1985) اظهار داشت که تغییرات ارتفاعی موجب تغییرات اقلیمی میشود که در نهایت باعث تغییر در نوع خاک و پوشش گیاهی مناطق کوهستانی شده و رویشگاههای کوهستانی به سطوح کوچکی به عنوان بایومهای کوهستانی محدود میشوند [105].
زنگین25 و همکاران (2010) در مطالعههای برای تعیین مناطق بیوکلیماتیک در ارزوروم رایز، شرایط پستی و بلندی و اقلیم را در فصل تابستان (جون، جولای، آگوست) مورد بررسی قرار دادند. داده های اقلیمی دما، رطوبت نسبی و سرعت باد از 9 ایستگاه مختلف، در نرم افزار Arc Gis 9.1 وارد کرده و دادههای اقلیمی آنالیز و نقشه عددی آن توسط روش فاصله وزنی معکوس ترسیم شد. نتایج نشان داد که مناطق بیوکلیماتیک با رطوبت نسبی بین 30 تا 65 درصد، درجه حرارت 15 تا 20 درجه سانتی گراد و سرعت باد بالای 5 متر بر ثانیه تعریف و مرزبندی شد [111].
گارن26 و همکاران (1994) روش کریجینگ رونددار را برای برآورد متوسط منطقهای بارندگی روزانه در حوضهی رینولدز کریک استفاده نمودند و به این نتیجه رسیدند که روش کریجینگ به دلیل وزن دهی متفاوت، در مقایسه با روشهای با وزن یکسان، دقت برآورد را بالا میبرد. آنها نشان دادند که با تقسیم منطقه به نواحی کوچکتر، خطا افزایش نمییابد [59].
پرودهوم27 و رید (1999) برای یافتن یک روش ساده ترسیم نقشه حداکثر بارش روزانه در نواحی کوهستانی اسکاتلند، روشهای کریجینگ معمولی و کریجینگ اصلاح شده را انتخاب نمودند. روش کریجینگ اصلاح شده برای ترسیم نقشهی نهایی انتخاب شد [86].
جفری28 و همکاران (2001) آمار بارندگی را از سال 1890 و آمار سایر متغیرهای اقلیمی را از 1957 در 4600 ایستگاه سراسر استرالیا بررسی کردند. آنها در نهایت از روش TPSS برای درونیابی متغیرهای اقلیمی روزانه و از روش کریجینگ معمول
ی برای درونیابی بارندگی ماهانه و روزانه در یک شبکهی منظم 05/0 درجهای استفاده کردند [65].

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق با موضوعاقلام تعهدی، قلام تعهدی، مدیریت سود

پیشینه روش پروکراستس
دین‌پژوه (1382) جهت پهنه بندی اقلیمی ایران با استفاده از تحلیلهای چند متغیره برای استفاده در مطالعات کشاورزی تعداد 123 متغیر اقلیمی – جغرافیایی در 77 ایستگاه هواشناسی کشور را جمع آوری نمود. پس از بازسازی و تکمیل دادهها، با روش پروکراستس29 ده متغیر مهم انتخاب گردید. به منظور گروه بندی ایستگاهها از روشهای تجزیه به عاملها و تجزیه خوشه ای با روش وارد استفاده شد. نتایج نشان داد که دو عامل اول موسوم به دما و بارش بیش از 88 درصد از تغییرات داده ها را توجیه میکند [18].
کرزانوفسکی30 (1987) هدف اصلی تجزیه و تحلیل چند متغیره، شناسایی مجموعه ای از متغیرهاست که بیانگر ویژگی های اصلی کل نمونه باشد.


دیدگاهتان را بنویسید